اما در سطح كلان كه هدف آن سياست گذاري و برنامه ريزي است، به دست دولت مردان نظام مقدس جمهوري اسلامي طراحي
ميشود. زماني كه سياستهاي توسعه در عرصههاي اقتصادي تدوين ميگردد. بايستي مسئولين و دستگاههاي اجرايي بتوانند
جاري ساختن آن سياستها در تمامي شئونات اجتماعي و فردي جامعه طراحي نمايند و اين زماني مقدور خواهد بود كه مسئولين و دولت مردان ما داراي تفكر و فرهنگ بسيجي باشند.
درتبيين استراتژي اقتصادي نظام، امام خميني اصولي را مطرح نمودهاند:
1ـ برنامه ريزي در جهت رفاه متناسب با وضع عامه مردم توام با حفظ شعائر و ارزشهاي كامل اسلامي و پرهيز از تنگ نظريها و افراط گراييها.
2ـ مبارزه با فرهنگ غربي كه بزرگترين آفت يك جامعه انقلابي است.
3ـ تشويق به توليدات داخلي و برنامه ريزي در جهت توسعه صادرات و گسترش مبادي صدور كالا و خروج از تكيه به صادرات نفت.
4ـ آزادي صادرات و واردات و بطور كلي تجارت بر اساس قانون و نظارت دولت در نوع قيمت.
امام در بازسازي اقتصادي ، استفاده از نيروهاي مؤمن را مورد تاييد قرار دادهاند.
سطح خرد
حضور فرهنگ و تفكر بسيجي در سطح اقتصاد خرد نيز هر چند منفك از سطوح قبل آن يعني سطح توسعه كلان نيست اما ، خود بخش مهمي از اقتصاد و شرايط فعلي نظام جمهوري اسلامي است. نظام توليد، توزيع و مصرف، متاثر از فرهنگ و تفكر بسيجي در سطح خرد آن بايستي هماهنگ با سطح توسعه باشد، يعني سياستهاي عالي نظام و سياست هاي كلان اقتصادي دولت مردان با برنامه هاي خرد هماهنگ و به دور از اسراف و تبذير طراحي و به اجرا گذارده شود.
افراد برخوردار از فرهنگ و تفكر بسيجي در عرصه اقتصاد، توليداتشان متناسب با نياز جامعه اسلامي است، توزيع شان برخوردار از عدالت اجتماعي و مصرف و الگوي مصرفشان متناسب با توانمنديهاي اقتصادي نظام مقدس جمهوري اسلامي رقم ميخورد.
عرصه هاي فردي(دروني)
همانگونه كه فرهنگ و تفكر بسيجي در عرصههاي اجتماعي از نقش و كاركردهاي گوناگون و متعددي برخورداراست. در ابعاد انساني نيز داراي ظهور و بروزهاي گوناگوني است كه به شرح آن مي پردازيم.
نظام گرايشي
اگربه عوامل دروني انسان توجه كنيم ملاحظه ميشود كه بخشي از عوامل دروني انسان را نظام حساسيتها و تمايلات او و به تعبير ديگر گرايشات و علايقاش تشكيل ميدهد. تمامي عواملي كه گرايشها، تمايلات، نيازها وخواستههاي فرد را تحت تاثير قرار ميدهند را ميتوانيم در اين دست از عوامل قرار دهيم.نظام گرايشي يا انگيزشي افرادي كه از فرهنگ و تفكر بسيجي برخوردار باشند، نظامي ارزشي و متمايل به صفات نيكو و پسنديده است.
مقام معظم رهبري در اين رابطه ميفرمايند:
«چيزي كه در امر بسيج خيلي بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است كه اين انگيزههاي دنيا طلبي و پول پرستي و مقام پرستي، آفت خيلي بدي است. نگذاريد در بدنه اداره كنندگان بسيج، اين افت وارد بشود، اينها حقيقتاً دست و پاگير و ضايع كننده است، مثل اين ميماند كه به پرنده ي بلند پروازي يك وزنه ي چند كيلويي متصل كنند، معلوم است كه نميتواند پرواز كند» (مقام معظم رهبري 5/9/1379).
گرايش انسان به سمت دنيا طلبي و هدف قرار دادن منافع و منابع مادي باعث ميشود كه نظام انگيزشي بر پايه منفعت طلبي و عوامل مادي شكل بگيرد. در اين صورت عوامل معنوي كمتر ميتواند فرد را تحريك و به حركت وا دارد.
مقام معظم رهبري در ضرورت توجه به ابعاد دروني و فردي انسان ها مي فرمايند.
«عناصر بسيجي در هر كجا هستند، بايد درست توجه كنند كه دشمن، آنها را هم به عنوان شخص و هم به عنوان بسيجي هدف گرفته است.
عزيزان من، هر انساني مسئول دل و فكر و احساسات و انگيزههاي خود در مقابل خداست» (مقام معظم رهبري،16/6/80).
«يقيناً شما جوانها با اين شور و اين ايمان و اين احساسات پاك خواهيد توانست خودتان را مصداق اين آيه ي شريفه قرار دهيد( من المؤمنين رجال صدقوا ماعاهدوا الله عليه) صدق عهد و پيمان با خدا اين است: اين عهد و پيمان را مستحكم كنيد و پاس بداريد. ارتباط خود را با خدا روز به روز مستحكم تر كنيد و پيوند با مناجات را از دست ندهيد. اين پيوندي است كه دلهاي شما را روشن و منور خواهدساخت. (مقام معظم رهبري،6/6/80).
يكي از عرصههاي فرهنگ و تفكر بسيجي در ابعاد دروني فرد، نظام حساسيتها يا نظام انگيزشي است كه متاثر از ارزشهاي انساني و الهي است، اين بعد از ابعاد دروني يك بسيجي با ارتباط با خداوند، و اولياء الهي توسعه و در جامعه نمود مييابد و باعث جذب ساير جوانان ميشود.
حضرت آيت الله خامنه اي خطاب به جوانان بسيجي مي فرمايند:
« هر كدام از شما به تنهايي يك سرمايه ايد ، عزيزان من، اين سرمايه را حفظ كنيد »(مقام معظم رهبري،6/6/80).
نظام بينشي
بينش به نظام افكار و انديشه فرد اطلاق ميشود و تمامي عواملي كه ظرفيت فكري و قواي ذهني فرد را تحت تاثير قرار ميدهد را شامل ميشود. يك فرد ممكن است گرايشهاي مثبت و مطلوبي داشته باشد، اما اين گرايشها از بينش عميق و آگاهي هاي لازم برخوردار نباشد. طبيعي است كه پس از مدتي به خاموشي خواهد گرويد يا توان انگيزشي آن كاسته خواهد شد و چه بسا كه به تدريج به انحراف كشانيده شود. ايجاد گرايشات، علايق و تعلقات مثبت اما بدون فكر، انديشه، تدبير، آگاهي، هوشياري و خبرگي نمي تواند به تحقق هدف منجر شود.
حضرت آيت الله خامنه اي در اين رابطه ميفرمايند:
«هيچ لشكري به اين ترتيب كه سرش را پايين بيندازد و تفنگها را بگيرد و مرتب شليك كند و جلو برود، به جايي نمي رسد همه شان را درو ميكنند، لذا بايد نقشه بكشد، بايد دشمن را دور بزند، بايد از غفلت دشمن استفاده كند ….تدبير، آگاهي، هوشياري، خبرگي و حسابگري دقيق بر اساس اصول لازم است و شما اين كارها را بكنيد» (حضرت آيت ا…خامنه اي 24/11/79).
در واقع بينش ، همان بصيرت و روشن بيني است كه ثمره دانش و علم است.
مقام معظم رهبري مي فرمايند:
«خودتان را بايد مجهز كنيد، هم به علم، هم به ايمان، هم به عمل صالح، هم به پاكدامني.
خودسازي لازم است و بصيرت را هم بايد روز به روز بيشتر كنيد. وقتي بصيرت انسان زياد باشد. استقامت و پايداري هرگز تمام نمي شود و وسوسه ي، وسوسه كنندگان و شكلك در آوردن دشمن عاجز، انسان را از ميدان خارج نمي كند.
حضرت آيت ا… خامنه اي ميفرمايند:
«بسيج منطقي است، بايد منطقي بينديشد و منطقي عمل كند كسب علم و فرا گرفتن فنون و مهارتها، توجه به دانش و دانشوري، فرا گرفتن هنر و تلطيف كردن روح با شعر و ادبيات به تكامل انسان و خرد ورزي او كمك ميكند، بسيجي در اين راه پيشگام است» (حضرت آيت ا… خامنه اي،16/2/1380).
نظام كنشي
نظام كنشي يا رفتاري به تمامي عواملي كه در يك فرد به نحوي منجر به بروز يك رفتار آشكار يا پنهان ميگردد، اطلاق ميشود.
اصولا يك فرد زماني از سلامت و پويايي و حركت رو به رشد و متعالي برخوردار است كه از ساختار دروني متوازن و متعادلي برخوردار باشد و در تمامي ابعاد دروني اش به يك هماهنگي و توازن رسيده باشد. به اين معني كه فرد با توجه به سطح انگيزشي و گرايشي كه دارد، از آگاهي و پشتوانه فكري و نظري لازم برخوردار باشد و در نهايت بتواند متناسب با گرايشاتي كه در حالات روحي خود ايجاد كرده و همچنين علم و آگاهي كه كسب كرده است، الگوهاي رفتاري مناسبي در خود شكل دهد. اگر هر گونه افراط يا تفريطي در هر كدام از اين ابعاد ايجاد شود، ناهماهنگي، ناموزني و تشتت در ابعاد دروني انساني بروز خواهد كرد. طبعاً در چنين مواقعي نمي توان عملكرد مثبتي را در حوزههاي اجتماعي كه همان سياست، فرهنگ و اقتصاد است را از او انتظار داشت.
حضرت آيت ا… خامنه اي در اين رابطه ميفرمايند:
«اين مجموعه ي انساني شماست كه ميتواند به عنوان يك لشكر در مقابل دشمن فرهنگي به حساب آيد، در برابر چنين جبهه يي قرار دارد، خودتان را بايد مجهز كنيد، هم به علم، هم به ايمان، هم به عمل صالح و هم به پاكدامني، برادران عزيز، من تاكيد ميكنم كه در برخورد با كساني كه تصور ميكنيد موافق روش و راه شما نيستند، از روشهاي منطقي استفاده كنيد، بحث كردن، سخن گفتن، استدلال و نصيحت كردن، خيليها در اين كشور دوست ميدارند به گونه يي عمل شود تا بتوانند بگويند بسيج اهل مواجهه ي با حرف حساب نيست، بلكه با روشهاي خشونت آميز رفتار ميكند. يعني هم بسيج را در جاي خود مظلوم كنند، هم مظلوميت را با هر روشي كه ميتوانند، بر جوان حزب الهي متدين تحميل كنند كه در بعضي جاها متاسفانه اين كار ميشود و هم تهمت بزنند كه بسيج از خشونت استفاده ميكند. من تاكيد ميكنم، نگذاريد اين طور وانمود كنند كه نيروهاي مؤمن و حزب الهي و بسيجي، هر جايي كه در ميمانند، از مشت استفاده ميكنند، نه، ما به مشت احتياجي نداريم. البته از مشت و بالاتر از مشت هم استفاده ميكنيم، اما در مقابل امريكا و اسرائيل و دشمن حقيقي و آن كسي كه احياناً در فهم موقعيت سياسي كشور اشتباه ميكند، ما حتي با كسي كه با عقيده ي ديني ما مخالف است و البته تعرضي هم نمي كند، بايد با رفتار مهربانانه و بزرگوارانه برخورد كنيم» (حضرت آيت ا… خامنه اي،16/2/1380).
فصل سوم :
ويژگيهاي معلم بسيجي
نيروي مقاومت بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با توجه به رسالت ذاتي و مأموريت اصلي آن كه پاسداري از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن ميباشد، براي مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن و تعميق ارزشها و دستاوردهاي فرهنگي انقلاب اسلامي، ترويج نهضت انتظار و انديشه عاشورايي نيازمند راهبردهاي مناسب و برنامهريزي هوشمندانه و برخورداري از افرادي كارآمد و توانا براي اجراي برنامهها و بهكار بستن مؤلفههاي قوي و غني فرهنگ اصيل در جهت نيل به اهداف فرهنگي است. بنابراين كساني كه در عرصه فرهنگي وارد ميشوند و مسئوليتي را ميپذيرند، بايد با تقويت و تعالي قابليتها و توانمنديهاي روحي و شخصيتي و كسب دانش و مهارتهاي عمومي و تخصصي، آمادگي لازم را تحصيل نمايند تا نقشآفرين مؤثر و بازيگران واقعي عرصه فرهنگي سپاه، بسيج و جامعه باشند. ايفاي نقش معلمی یکی از مهمترین عرصههای حضور فرهنگی بسیج است . در این فصل کتاب با توجه به تعريفي كه از فرهنگ و تفكر بسيجي ارائه شد به تبيين نقش و جايگاه معلم در نيروي مقاومت بسيج و ويژگي هاي معلم بسيجي پرداخته مي شود.
معلم و نيروي مقاومت بسيج
از تعامل دو مفهوم معلم و بسيجي ميتوان نتيجه گرفت كه معلمين بسيجي در جامعه اسلامي ما بايد از ويژگي ها و قابليتهاي مختلفي برخوردار باشند. از معلمين بسيجي انتظار ميرود تا در عرصه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، علمي، سياسي و نظامي حضور گسترده و موثري داشته باشند و در جامعه مسئوليتهاي بزرگ و سنگيني را عهدهدار گردند كه مهمترين آن تعليم و تربيت نسلي است كه در آينده سكان انقلاب و كشور را به دست خواهد گرفت.
توجه به اقشار مختلف جامعه و استفاده از توان بالقوه مردم به منظور حضور فعال در عرصههاي مختلف نظام جمهوري اسلامي ايران، يك استراتژي دراز مدت محسوب ميشود كه بنيادهاي نظري آن توسط حضرت امام (ره) و هم اكنون توسط مقام معظم رهبري ترسيم شده است. در همين راستا، توجه و همت سپاه و نيروي مقاومت بسيج همواره به طراحي نظامها و روشهايي بوده است كه بتواند زمينه را براي حضور فعال مردم در بسيج و تحقق ارتش بيست ميليوني فراهم آورد.
اين كلام جاويدان امام بود كه فرمودند:
«مملكت اسلامي بايد همهاش نظامي باشد و تعليمات نظامي داشته باشد، يك مملكتي كه 20 ميليون جوان دارد بايد 20 ميليون تفنگدار داشته باشد و 20 ميليون ارتش داشته باشد و يك چنين مملكتي آسيبپذير نيست.» (امام خميني، آذر ماه 1358).
از ديدگاه حضرت امام (ره)، بستر دفاعي نظام جمهوري اسلامي ايران، آحاد جامعه و اقشار مختلف جامعه را شامل ميشود.
حضرت امام (ره) ميفرمايند:
«به همه اشخاص تعليمات نظامي بدهيد، مملكت اسلامي بايد همهاش نظامي باشد و تعليمات نظامي داشته باشد» (امام خميني،آذر ماه 1358).
براساس رويكرد حضرت امام (ره) بسيج بهترين پايگاهي است كه ميتواند تمام استعداد و توان جامعه را حول محور نيازهاي انقلاب اسلامي ايران براي بهبود اوضاع سياسي، فرهنگي و اجتماعي متمركز نمايد و ظرفيت ها را مضاعف سازد.
با تعميق در كلام حضرت امام (ره) در مييابيم كه بسيج در مقام توجه به اقشار مختلف جامعه بايد همت خود را مضاعف نمايد و در اين راه با بررسي اقشار مختلف جامعه كاركرد هر قشر را در زمان جنگ و صلح و در حوزههاي گوناگون نظامي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي مشخص نمايد.
يكي از شيوههاي موثر در مقابله با تحركات دشمن، حضور فرهنگ و تفكر بسيجي در مراكز فرهنگي، علمي و هنري است و جامعه معلمين بهترين عرصه براي حضور فرهنگ و تفكر بسيجي است. در اين ارتباط امام خميني (ره) ضرورت حضور بسيج در محافل فرهنگي و علمي را يك ضرورت اجتنابناپذير ميخوانند و ميفرمايند :
«امروز يكي از ضروري ترين تشكلها، بسيج دانشجو و طلبه است و فرزندان بسيجيام در اين دو مركز، پاسدار اصول تغيير ناپذير نه شرقي و نه غربي باشند».
اگر چه حضرت امام در آن زمان به دو قشر دانشجو و طلبه اشاره كردهاند. اما به واقع ميتوان استنباط كرد كه ايشان جامعهي فرهنگي اعم از دانش آموز، دانشجو، استاد و معلم و ساير نيروهاي فرهنگي را مدنظر داشتهاند و حضور بسيج را در اين اقشار فرهنگي نه تنها يك ضرورت بلكه موهبتي حيات بخش ميدانستهاند.
حضرت آيتالله خامنهاي تعريفي بسيار فراگير براي بسيج و بسيجي دارند و همين مباني نظري است كه افق تشكيل ارتش بيست ميليوني را براي دست اندركاران روشن ميسازد و توجه نيروي مقاومت سپاه را به اقشار مختلف جامعه ازجمله قشر شريف معلمين و فرهنگيان در تشكيل بسيج جلب مينمايند،
ايشان در فرازي ميفرمايند:
«ما مكرر عرض كردهايم كه اعضاي بسيج، همه كساني هستند كه اين آمادگي را داشته باشند، اگر كسي آمادگي ندارد كه برود در خط مقدم قرار بگيرد، نتيجهاش اين خواهد شد كه در اين مجموعه قرار نخواهد گرفت. اين چيزي قهري است، هر كسي كه آمادگي دارد، او بسيجي است» حضرت آيت اله خامنه اي، 5/9/79).
آيا در كشور ما كساني كه اين آمادگي را داشته باشند، در گذشته و امروز كم بودهاند، نه خيلي زيادند. اين قاعدهي اصلي نظام اسلامي و اين حركت عظيم است. بسيارند انسانهايي كه حاضرند اين فداكاري را بكنند، البته بعضيها هم حاضر نيستند خطرپذيري بكنند، ولي نه به اين معنا كه به اين حركت اعتقاد نداشته باشند. همهي انسانها كه در يك سطح نيستند. ليكن آنهايي كه اين آمادگي را دارند، بسيار زيادند. كار مهم نيروي مقاومت بسيج اين است كه اين مجموعهها را شناسايي و سازماندهي كند. بسيج بايد سازماندهي منعطف و قابل قبولي داشته باشد كه در آن همه گونه آدمي در همه سطوح ممكن جا بگيرد و بتواند كار خودش را انجام بدهد» (حضرت آيت اله خامنه اي، 5/9/79).
ايشان در تعريفي فراگير از بسيج و بسيجيان ميفرمايند:
«نيروي مقاومت بسيج در دوران دفاع مقدس در خلال يگانهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كارهاي بزرگي كرد. امروز اين نيرو به عنوان يك سازمان بزرگ از سازمانهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است. شعبه گسترده آن نيز در همة قشرها و در همة بخشهاي كشور حضور دارد. اما توجه به اين نكته مهم است كه نيروي مقاومت بسيج با اين كه يك نيروست و جزو سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است، ولي يك نيروي رزمي محض نيست، يك نيروي مردمي، انساني، الهي، اخلاقي، علمي، تربيتي و يك مجموعه آمادهي به كار براي كارهاي بزرگ است، چنين موجود بينظير و پر فايده پر بركتي است. مسئولان نيروي مقاومت بسيج با اين چشم به بسيج نگاه كنند» (حضرت آيت الله خامنهاي، 21/8/80).
ويژگيهاي معلم بسيجي
الف- ويژگيهاي معنوي و اخلاقي
به طور کلی کسانی که می خواهند عهدهدار منصب تعلیم و تربیت گردند و نام زیبای معلم را گردن آویز خود سازند، باید قبلا مراتب صلاحیت و شایستگی خویش را برای احراز چنین مقامی فراهم آورند و باید این شایستگی در تمام مظاهر وجود آنها پديدار باشد، یعنی سیما و چهره و طرز سخن گفتن و گفتارشان نمایانگر اهلیت و شایستگی برای احراز مقام تعلیم بوده و اساتید صالح نیز صلاحیت آنها را تائید و آن را گواهی کنند. معلم باید مقام و حیثیت علم و دانش را ارج نهد و آنرا به ابتذال و فرومایگی سوق ندهد. رفتار معلم باید بر طبق موازین علمی او باشد، و بر اساس علم خود عمل نماید و دیگر اینکه معلم باید بیش ازهر چیز دیگر خوش خلق و متواضع باشد و رفق و مدارای باب شاگردان رانصبالعین خویش قرار دهد. همچنین از رسالت و وظیفه معلم ایجاب می کند که از تعلیم و آموزش هیچکسی دریغ نورزد. معلم باید سرمایهها و اندوختههای علمی خود را به افرادی که ذیحق و نیازمند به علم و دانش هستند، بذل انفاق کند و در نشر علم و اعطاء آن به افراد محتاج بخل نورزد (حجتی، 1359).
در مجموع می توانیم برای یک معلم به طور عام ابعاد و ویژگیهای زیر را نام ببریم.
اخلاص
مهمترين عامل براي معلمي كه ميخواهد كارش براي جامعه مفيد و پر بركت باشد، اخلاص است. اخلاص آن است كه براي خدا انجام شود و مدرسه و كلاس و گفتار و كردارش همه و همه رنگ خدايي داشته باشد و در اين حالت كلاس او علاوه بر اينكه مكتب و مسجد است، كارش بهترين كارها و افضل عبادات در اسلام است و اگر كار براي خدا نباشد، اگرچه براي فرهنگ يا مملكت مفيد باشد، داراي آن ثواب عظيم نخواهد بود( آيت الله مظاهري ،1376).
اصولا ما سفارش شدهايم در زندگي مخلص باشيم و در خانه و اجتماع به كارهاي خود و در مدرسه به تحصيل و يا تعلم خود رنگ خدايي بدهيم و به عبارتي رنگ خلوص و به فرمودة قرآن شريف رنگ خدا، آنجا كه ميفرمايد:
صبغه الله و من احسن من الله صبغه و نحن له عبدون (بقره، 138)
اگر بتوانيم به اعمال خود چنين رنگي بدهيم، يك سلام، يك دلجويي از بينوا يا جواب دادن به سؤال نوجوان و بالاخره يك خدمت بسيار كوچك، ممكن است به اندازهاي ثواب داشته باشد كه بهشت را بر انسان واجب كند. به قول استاد علامه طباطبايي ـ رضوانالله تعالي عليه ـ «اين خلوص اكسير عجيبي است. به هر چيز بخورد ـ و لو آن چيز كوچك باشد ـ آن را ارزشمند ميكند».
ايمان
در نظام انگيزشي يك معلم بسيجي ، ايمان در راس قرار دارد.
اللهم اني اسئلك ايمانا تباشر به قلبي و يقينا صادقا حتي اعلم انه لن يصيبني الا ما كتب لي
خدايا ايماني به من عطا فرما كه در دل و جانم رسوخ كرده باشد و يقيني به من لطف فرما كه بيشك بدانم هرچه را مقدر كردهاي ميرسد.
براي ايمان قلبي از سوي علماي علم اخلاق سه درجه ذكر شده است:
1ـ علم اليقين: در اين مرتبه از ايمان قلبي، شخص دورنمايي از مبداء و معاد را ميبيند و ايمان در دلش رسوخ كرده است؛ همانگونه كه انسان تشنهاي، تشنگي را درك ميكند او نيز خدا را با قلب خود درك مينمايد. ريشهكن شدن صفات رذيله در انسان شرط رسيدن به اين مرتبه است.
2ـ عيناليقين: در مرتبة قبلي، فرد تنها از دور دستي بر آتش داشت ولي اينك در كنار آتش است و گرماي آن را حس ميكند. اين بدان معني است كه شخص توانسته است صفات رذيله را از ميان بردارد و خود را ملبس به صفات انسانيت نمايد. به ديگر سخن، ملكة تقوي و عدالت براي او حاصل شده است و در اين مرحله نور خداوند در دل او تابيده ميشود.
يعني نوري از پرتو ايمان به آنان اعطا ميشود كه به وسيله آن راه ميپيمايند و از گناه در ميگذرند.
3ـ حقاليقين: سومين و عاليترين مرتبه را حقاليقين ناميدهاند و در چنين مرحلهاي است كه خانة دل، صاحبخانه را مييابد و آدمي در خود آتش واقع ميشود. اينكه گفته ميشود: «قلب المؤمن عرض الله» منظور همين مؤمن است؛ يعني كسي كه در مرتبهاي از ايمان واقع شده است كه خداوند تبارك و تعالي خانة خود را درون قلب او قرار داده است. اين بدان معني است كه هيچ كس جز خداوند بر دل او حكومت نميكند و تنها سرپرست و حاكم او ذات باري تعالي است «الله ولي الذين امنوا» و او نيز جز خدا كسي را نميبيند و نمييابد.
رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نبيند
بنـگر كـه تا چه حد است مقام آدميت
خداوند سبحان ميفرمايد:
كساني كه اهل ايمان هستند كمال محبت و دوستي را فقط به خدا مخصوص ميدارند. (بقره، 165)
در اينجا اين سؤال قابل طرح است كه ايمان قلبي چگونه حاصل ميشود؟ دستيابي به ايمان قلبي در گرو سه عامل است:
اول تقيد به ظواهر شرع است. مقيد بودن به ظواهر شرع و دين، و اهميت دادن به واجبات، خصوصا نماز كه عامل بازدارندة از فحشا و منكرات است. معلم بايد در مقابل اوامر شرع مطيع باشد و به آنها اهميت دهد.
دوم اجتناب از گناه است. يعني دوري جستن از تمام منهياتي كه در شرع آمده است. گناه آتشي است كه ايمان را هرچند رسوخ كرده در قلب باشد از ريشه ميسوزاند و قساوت قلب در پي دارد، بنابراين بايد شديدا از آن پرهيز كرد.
سوم به جاي آوردن مستحبات است. معلمين بايد مستحبات ديني را تا اندازهاي كه كار و زندگي ايشان فدا نشود بر پا دارند. در اين ارتباط اهتمام در خدمت به خلق خدا كه از والاترين مستحبات است، جايگاه ويژهاي دارد. البته بايد توجه داشت كه شغل معلمي در بردارندة چنين حالتي در خود است.
همچنين شركت در مجالس مذهبي و توسل به پيشگاه مبارك ائمهطاهرين (ع) كه وسايط فيوضات الهي هستند، از نكات مهمي است كه رعايت آنها لازم است( آيت الله مظاهري ، 1376).
رأفت و مهرباني
معلم بايد بيش از همه چيز رئوف و مهربان باشد. صفت مهرباني براي مسلمانان يك فضيلت است، چرا كه در قرآن شريف صفت مؤمن را همين رأفت و مهرباني بيان نموده است.
پيروان پيامبر (ص) داراي دو صفت ميباشند: اول سرسختي در مقابل دشمن و دوم دوستي و رأفت در ميان دوستان. شايد در بين فضايل انساني فضيلتي به اين بزرگي، خصوصا براي معلم، نداشته باشيم. آنچنان كه از قرآن استفاده ميشود، در صفات خداوند، صفتي بالاتر و بهتر و نورانيتر از رأفت نداريم، لذا در قرآن شريف اول صفتي كه براي پروردگار آورده شده است و يكصدو چهارده مرتبه نيز تكرار گرديده است همين صفت است.
نشاط و سرزنده بودن
معلم نبايد كسل و بينشاط باشد، اسلام نيز روي اين نكته تأكيد كرده است و اصولا مسلمان نبايد كسل و بينشاط باشد. امام موسيابن جعفر (ع) فرمودهاند: «اياك والكسل و الفشل فانهما يمنعاك من خيرالدنيا و الاخره» اي مسلمان! مواظب باش كه بينشاط و كسل نباشي و الا دنيا و آخرت نخواهي داشت. معلمين بايد توجه داشته باشند كه به هنگام ورود به كلاس نشاط در چهره داشته باشند و متبسم باشند. اگر گرد و غبار بيحالي، بينشاطي، كسلي و خوابآلودگي در چهرة معلم باشد، همين قيافه موجب بينشاطي و كسلي شاگردان ميشود و آنان را به انحطاط ميكشاند. معلم دلمرده و بيحال چگونه ميتواند تدريس كند؟
سعه صدر
در روايات آمده است كه علي (ع) فرمود: «آله الرياسه سعه الصدر» يعني كسي كه مسئوليت ميپذيرد بايد سعة صدر داشته باشد. پدر در خانه، رئيس در اداره، وزير و رهبر در مملكت بايد سعه صدر داشته باشند و اصولا وسيلة رياست سعة صدر است. همانگونه كه نجار به اره، آهنگر به چكش و منشي به قلم نياز دارد، معلم هم نياز به سعة صدر دارد و اگر معلمي فاقد آن باشد، مانند نجاري است كه اره ندارد و يا منشي كه قلم نداشته باشد.
قرآن مجيد در قالب قصهاي به ما ميفهماند كه معلم بايد مسلط به اعصاب خود باشد و داراي سعة صدر، وقتي حضرت موسي (ع) مبعوث به رسالت شد به او خطاب شد:
اذهبا إلي فرعون انه طغي فقولا له قولا لينا لعله يتذكر او يخشي (طه، 44ـ43)
يعني برو فرعون را ـ اين قلدر را ـ آدم كن، كاري كن كه دست از طغيانگري بردارد. خدا دوست دارد كه كسي مثل فرعون هم آدم بشود. اين معلم حقيقي (حضرت موسي «ع») از خداوند نخواست كه لشكر مجهز و امكانات به او بدهد تا نزد فرعون برود، بلكه گفت:
قال رب اشرح لي صدري (طه، 25)
«خدايا! اگر قرار است كه معلم شوم، وسيلة معلمي را به من بسپار و مرا مسلط بر اعصاب و دريا دل كن؛ تا با مشكلات مبارزه كنم و بتوانم مانند دريا همه چيز را در خود هضم كنم».
پس از آن قرآن ميفرمايد، اگر شرح صدر پيدا شود، به دنبال آن نعمتهاي بسيار پيدا ميشود (و يسرلي امري). حضرت موسي (ع) ميگويد: «خداوندا! به من شرح صدر عنايت كن تا كارم آسان شود (واحلل عقده من لساني)، تا قادر باشم مقابل دشمن حرف بزنم». براي اينكه افرادي كه تسلط بر اعصاب ندارند هنگام صحبت كردن در مقابل ديگران دچار لكنت ميشوند و توانايي بكارگيري لغات مناسب را ندارند. در ادامه آيه شريفه ميفرمايد كه اگر كسي شرح صدر داشت و دريا دل و مسلط بر اعصاب بود به خوبي ميتواند حرف بزند (يفقهو قولي). ميفرمايد: «خدايا! به من شرح صدر عنايت كن تا ما في الضميرم را به ديگران بفهمانم».
قضية تفهيم و تفهم مشكل است و اگر كسي شرح صدر نداشته باشد و مسلط بر اعصاب نباشد، قادر به تفهيم و تفهم نخواهد بود. اين آية شريفه ميفرمايد كه اگر معلم فاقد شرط فوق باشد، نميتواند به نحوي فرمول رياضي را مطرح كند كه شاگردانش آن را درك كنند. آية فوق براي مسئول، مدير و پدر و مادر سرمشق است و بالاخره شأن نزول آن در مورد يك معلم است، يك معلم حقيقي مانند حضرت موسي (ع). تسلط بر اعصاب از ضروريات شغلي معلمي است و كاري است مشكل ( آيت الله مظاهري ، 1376).
مراعات آداب و رسوم اجتماعي
معلم بايد مراعات آداب و رسوم اجتماعي را بنمايد چرا كه بسياري از سعادتهاي اجتماعي مرهون ادب و مراعات آداب و رسوم اجتماعي است و در زندگي رمزي است براي توفيقات. يك معلم تا خود مؤدب نباشد قادر نخواهد بود شاگرداني مؤدب تحويل جامعه بنمايد.
انسان بايد از هر لحاظ مودب باشد. بحث را از زبان شروع ميكنيم.
ـ اولا: زبان نبايد ركاكت داشته باشد، يعني فحاشي، تمسخر و نيش نبايد بر زبان جاي شود.
ثانيا: زبان بايد داري تلطف باشد.
فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولك (آل عمران، 159)
قرآن كريم ميفرمايد كه معلم نبايد با خشونت صحبت كند بلكه با نرمي و مهرباني بايد سخن بگويد و خطاب به معلم اول پيامبر اكرم (ص) فرموده است كه پيغمبر اكرم (ص) اگر داراي زباني خشن بود، اعراب دوران جاهليت از اطرافش پراكنده ميشدند، هرچند قرآن حق است.
ثالثا: معلم بايد خوب سخن بگويد و لحن گفتار و انتخاب لغاتش بايد متعارف باشد.
رابعا: خوب سخن بگويد و سخن خوب نيز. فحاشي، تمسخر و نيش زدن در اسلام گناهي بزرگ است، آنقدر بزرگ كه قرآن در مورد آن ميفرمايد:
ويل لكل همزه لمزه (همزه، 1)
ب - ويژگيهاي روان شناختي
در بخش اول اين فصل از كتاب، فهرستي از ویژگیهای مطلوب یک معلم ارایه شد، طبیعی است كه انتظار می رود هر آنکه وارد عرصه تعلیم و تربیت می شود واجد این ویژگیها باشد. اما علاوه بر موارد فوق برای یک معلم بسیجی ویژگیهای دیگری نیز می توان نام برد. مهمترين ويژگي ضروري براي معلم بسيجي، داشتن ويژگي مكتب محوري و ولايتمداري در انديشه و عمل است. مؤلفه احساس تعلق به فرهنگ اسلامي و انقلابي آشنايي با اصول، سياستها، اهداف و راهبرد فرهنگي جمهوري اسلامي، از جمله مهمترين این ويژگيهاست. بديهي است كه انسانهاي فرهنگي در سطوح عالي براي اخذ تصميم نيازمند آگاهي، دانش و فهم صحيح از اصول و مباني فرهنگي ميباشند تا بتوانند در سازمان و فعاليتهاي فرهنگي زمينه و سازوكارهاي تحقق آنها را فراهم آورند و براساس آن تصميم بگيرند.
معلم به ماهو معلم ، داراي شأن و منزلت بسيار بالايي است و اين مفهوم وقتي در كنار عنوان بسيجي قرار ميگيرد به صفات ديگري مزين ميشود كه براي خود تركيب منحصر به فرد و بينظيري را از خصوصيات اخلاقي، ادراكي و رفتاري شكل ميدهد كه نمي توان به راحتي بديلي براي آن يافت. اين صفات و خصوصيات برخي صفات ذاتي و ويژگيهاي روانشناختي هستند كه در سه عنوان كلي؛ ويژگيهاي شناختي، عاطفي ورفتاري بيان ميگردند كه به شرح زير از آن نام مي بريم.
ويژگيهاي شناختي
آموزش و کار معلمي، به لحاظ ماهيت پيچيده و وسيع آن، نوعي خاصي از طرز تفكر و تجربه و قواي ذهني و همچنين گونه ويژهاي از شناخت و معرفت را لازم دارد. زيرا شناخت زيربناي اصلي انديشه و نگرش و هدايت كننده رفتار است و ارتباط تنگاتنگي با حوزه تمايلات دارد. از يك سو از تمايلات دروني ريشه ميگيرد و از سوي ديگر رفتار و كنش فردي و اجتماعي افراد را شكل ميدهد. براين اساس وقتي تمايلات فرد الهي باشد سير انديشهها و شناخت او در بعد الهي نيز حركت خواهد كرد.
1- مكتب محوري و ولايت مداري
امتياز برجسته سپاه پاسداران و بسيج بر ارتشهاي جهان در اين است كه بر محور حق و در راستاي قسط و مرزبان حماسه و فضيلت است و تبعيت از فرمان «ولي فقيه» را سرلوحه شعار و عمل خود قرار داده است.
بنابراين معلمين بسيجي به عنوان بازوان فرهنگي ولايت فقيه بايد ضمن شناخت و درك انديشه رهبري، تدابير و فرامين ايشان را محور اقدامات و سر لوحه برنامههايشان قرار دهند.
2- شناخت فرهنگ ديني، ملي و سازماني
از آنجايي كه معلمين بسيجي همواره در حفظ فرهنگ اصيل اسلام ناب محمدي (ص) بايد كوشا باشند و بخوبي و با درايت بدانند كه چه چيزي را بايد به مخاطب خويش منتقل كنند و از ابعاد و زواياي آن اطلاع كافي داشته باشند. از طرفي آموزههاي اسلامي در يك جامعه با آداب و سنن و روحيات و افكار يك جامعه عجين شده است و فرهنگ اسلامي در واقع آميخته با فرهنگ ملي است. بنابراين ميتوان از فرهنگ ملي براي اهداف متعالي فرهنگي و سازماني بهرهگيري مؤثر نمايند.
3- دشمن شناسي
شناخت درست موقعيت تاريخي ايران و آشنايي به چگونگي تحقق انقلاب اسلامي ايران و درك تهديدها نسبت به نظام اسلامي براي معلمين بسيجي بسيار ضروري است.
4- جامعنگري و آينده نگري
معلمين بسيجي علاوه بر داشتن نگرش جامع به پديدههاي فرهنگي براي ايجاد تحولات عميق در جامعه و سازمان بايد از ويژگي آيندهنگري در طرحريزيها و برنامهريزيها برخوردار باشند و بديهي است در اين عرصه فردي موفق خواهد بود كه با مطالعه همه جانبه و بكارگيري همه اطلاعات و امكانات، از دور انديشي و جامعنگري كافي برخوردار باشد.
5- آشنايي با اصول و استراتژيهاي فرهنگي نظام
آشنايي به قوانين، اصول و سياستهاي فرهنگي نظام براي معلمين بسيجي از اهميت خاصي برخوردار است و لازمه عمل است و عمل بر اساس اين آگاهي شرط تحقق اهداف و سياستها ميباشد.
از سوي ديگر معلمين بسيجي بايستي به تعالي و ارتقاء پذيري اصول، سياستها و استراتژي فرهنگي در همه سطوح فردي ، گروهي و سازماني باور داشته و پيوسته در انديشه تكامل و پويايي آنها باشند.
6- قدرت استدلال و استنتاج
به دليل پيچيدگي و ارتباط گسترده مسائل آموزشي و تأثير تعامل آنها بر يكديگر، قدرت استدلال و استنتاج ذهني در بررسي مسائل آموزشي و كشف علت و معلولي مسائل و ارتباطات آموزشي جوامع از اهميت شايان توجهاي برخوردار است .بديهي است هر چه سطح عملكرد معلمين بسيجي بالاتر باشد، برخورداري از تحرك ذهني قوي و قدرت استدلال و استنتاج كارآمد، لزوم بيشتري مييابد.
7- خلاقيت و نوآوري
معلمين بسيجي بايستي پيوسته با الگو سازي و نوآوري در امور آموزشی همت گمارند و از اين طريق، درونزايي فرهنگ و ارزشهاي پايهاي جامعه را حفظ كنند بهويژه در ّآموزش و پرورش كه در فرآيند تحولات فرهنگي، سياسی و اجتماعی كشور رسالت عظيمي را به عهده دارد.
8- استعداد و هوشياري
حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) ميفرمايد:
«مرد جنگ بايد بيدار باشد و اگر تو خوابيدي لازمهاش اين نيست كه حتما دشمن تو در سنگر مقابل خوابيده باشد او ممكن است بيدار باشد»
درفعالیتهای فرهنگي و آموزشی، ايمان و تخصص، اگر چه شرط لازم هست ولي شرط كافي نيست. به شروط ديگري نياز دارد كه از جمله آنها، هوشیاری و شناخت همه جانبه از امور است. هوشياري يكي از مؤثرترين صفات یک معلم بسيجی است.
9- اعتقاد به كارآمدي فرهنگ اسلامي
از یک معلم بسیجی انتظار میرود که به كارآمدي فرهنگ اسلامي و عاشورايي كه لازمه پاسداري از انقلاب اسلامي و نهضت انتظار براي زمينهسازي ظهور حضرت مهدي(عج) ميباشد، اعتقاد و باور كامل داشته باشند.
10- خود باوري و استقلال فكري
اصولا عدم وابستگي فكري معلمين بسيجي پيامدهاي مثبتي را در برنامهريزيهاي فرهنگي و اجرايي از جمله انعطافپذيري و ممانعت از رسوخ فرهنگ بيگانه و تشتت و انحراف در تحليل مسايل فرهنگي خواهد داشت و نيز موجب تعمق و بارورتر شدن فكر و قدرت انديشه دانش آموزان در مواجهه با پديدهها و مسايل مختلف فرهنگي و تلاش مضاعف براي حل مسايل و توسعه و ارتقاء فرهنگ ميگردد.
11- ژرفنگري
يك معلم بسيجي ژرف نگر، در مقابل هر پديده اجتماعي علامت سئوال ميگذارد و آنقدر اين كار را تكرار ميكند تا به عمق و ريشه پديده پي ببرد و سپس به تصميم گيري ميپردازد.
ويژگيهاي عاطفي
1- احساس تعلق به فرهنگ اسلامي و برنامههايي در جهت
انقلابي
معلمين بسيجي براي پاسداري از ارزشها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي و مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن عميقاً نيازمند احساس تعلق و دلبستگي به فرهنگ اسلام و انقلاب اسلامي ايران ميباشند.
2- انگيزه و روحيه خدمت رساني
اشتياق قلبي و علاقه وافر به خدمت در حوزه فرهنگ و كار فرهنگي نه صرفاً جهت ارتزاق و تأمين نيازهاي فردي و مادي خويش، بلكه به جهت اهميت و ارزشمندي آن لازمه معلمين بسيجي است.
اين اشتياق و علاقهمندي سبب ميشود كه او خود را در چارچوب وظايف اداري محدود نبيند. او گرچه مسئوليتهاي اداري خويش را ميپذيرد، ولي مشتاقانه در حوزهها و حيطههاي فرهنگي ديگر كه كار براي او ممكن است گام بر ميدارد.
اين روحيه همچنين مانع تسليم شدن او در مقابل فشارهاي كاري ميشود. بويژه معلمين بسيجي با داشتن روحيه ايثار و فداكاري بايد خود را خادم فرهنگ كشور و انقلاب اسلامي بدانند.
3- همدلي و همزباني
اصولاً براي هر گونه توسعه و تحول، لازم است از عناصر فرهنگي موجود بهره جست. بنابراين معلميني كه فرهنگ محلي منطقه خدمت خويش (مثلا زادگاه خود)را خوب ميشناسند و ميتوانند در زمينه مبارزه با تهاجم فرهنگي بيگانگان، با دانش آموزان و اولياء و ساكنين در اين حيطههاي فرهنگي ارتباط بهتري برقرار نموده و در جهت تحقق اهداف فرهنگي سازمان مؤفقتر باشند.
4- خوشبيني و مثبت نگري
معلمين بسيجي با توجه به پيچيدگي و گستردگي مأموريت فرهنگي و وجود مشكلات و نارسائيهاي عديده در محيط هاي آموزشي براي تحقق اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران وموفقيت در كار آموزشي و پرورشي، نيازمند داشتن نگرش مثبت، خوشبين و اميدواري ميباشند.
5-گرايش دروني به فرهنگ و هنر
گرايش و عشق به امور و فعاليتهاي فرهنگي و هنري و توجيه و متقاعد بودن نسبت به جايگاه ارزشمند اين گونه فعاليتها در مورد معلمين بسيجي از اهميت بالايي برخوردار است. اين موضوع خود مي تواند به تلطيف روح و عواطف آنها منجر شده و قابليت هاي آنها را در ايجاد ارتباط موفق به شدت افزايش دهد.
ويژگيهاي رفتاري
از آنجا كه رفتارهاي معلمین بسیجی، الگوي ديگران قرار ميگيرد و رفتارهاي آنها فرهنگ جامعه را دگرگون خواهد ساخت، از اهميت فوق العاده اي برخوردار است. رفتار معلمين بسيجي، انعكاس تمايلات و انديشههاي آنان و محل قضاوت و ارزيابي ديگران است. از این رو ضرورت دارد تا این عزیزان از ویژگیهای رفتاری متمایز و برجستهای برخوردار باشند.
1- گشاده رو و آراسته
يك معلم بسيجي با تأسي از ائمه اطهار (ع) و شخصيتهاي ديني براي تأثيرگذاري و تحولآفريني نيازمند چهرهاي گشاده و جذاب و ظاهري آراسته به ظواهر اسلامي برگرفته از باطني توأم با صفا و محبت و نوع دوستي است.
2- با نشاط و چالاك
اهميت اين شاخص از آن بابت است كه معلمين بسيجي، با اصول و ارزشهاي فرهنگ اسلامي سرو كار داشته و بايستي خود عامل به آنها باشد.
بر اين اساس معلمين بسيجي بايد افرادي سر زنده و با طراوت و داراي تحرك و پويايي مناسب باشند تا بتوانند با ايجاد شور و هيجان در محيطهاي آموزشي بر جذابيت وتأثيرگذاري برنامههاو فعاليتهاي فرهنگي بيافزايند.
از طرفي روانشناسان نشاط و شادابي و چالاكي را نشان از سلامت جسم و روح و انسانهاي خوش رفتار را افرادي سالم و مؤفق ميدانند.
3- حسن سابقه
پر واضح است كه معلمين بسيجي به عنوان متوليان امر تعلیم و تربیت بايد خود از ارزشها و هنجارها پيروي كنند و از سجاياي اخلاقی برخوردار باشند.
4- توانايي ارتباطي
يكي از ويژگي هاي معلمين بسيجي داشتن مهارت هاي انساني است. به معني، توانايي و قدرت تشخيص در كاركردن با مردم و انجام دادن كار به وسيله ي آنها كه شامل درك و فهم و انگيزش و به كار بردن رهبري مؤثر است. اين مهارت براي شرايط پيچيده فرهنگي ما بسيار ضروري است . ازاين رو بايد معلمين بر كسب اين مهارت پاي فشاري كنند. معلمين بسيجي براي تعامل موثر وموفق با محيط و جامعه تحت مأموريت خود نيازمند ايجاد محيطي صميمانه و جلب مشاركتهاي فردي و اجتماعي هستند. تعامل سازنده با اطرافيان امري دشوار است و هنر و توانمندي خاص خود را ميطلبد و از دست هر كسي بر نميآيد درحالي كه از مهمترين ابزار معلمين بسيجي است.
5- كار مشاركتي
معلم بسیجی با جلب و دريافت نظريات و همكاري مادي و معنوي گروههاي مخاطب به تصميمات واقعي و قدرت اجرايي بالاتري دست مييابد و در مشاركت سازماني و همكاري با كاركنان سازمان؛ مشاركت مصداق و مفهوم سازماني به خود ميگيرد.
6- الهام بخشي
الهام بخشي معلمين بسيجي در واقع به معناي ايدهپردازي و ايجاد انگيزه خلاقيت در ميان اهل فرهنگ و به ويژه كاركنان سازمان، براي پيشبرد حركتهاي تازه در عرصه فرهنگ است.
معلمين بسيجي بايد قادر باشند با بهرهگيري از اين مؤلفهها تحقق اهداف فرهنگي را تسهيل و ميسـّر نمايند.
ج- ويژگي هاي حرفه اي و تخصصي
معلم بسيجي بايد در كار و رشته تحصيلي خود متخصص و متعهد باشد. تعهد به همراه تخصص، كه هيچكدام آنها به تنهايي كافي نيست. تعهد را ميتوانيم از ابعاد اخلاقي و نظام ارزشي حاكم بر الگوهاي شناختي، عاطفي و رفتاري معلم دنبال كنيم . اين فرمولي است كه قرآن به معلم ميآموزد.
و اذ قال لقمن لابنه و هو يعظه يبني لا تشرك بالله ان الشرك لظلم عظيم (لقمان، 13)
لقمان[1] با تلطف و زبان خوش، با پند و اندرز و با استدلال پسر خود را تربيت كرد و معلم بايد اين چنين به تربيت دانش آموزان خود همت بگمارد.
يكي از ويژگيهاي معلم خوب، داشتن تخصص در كار است و اگر معلم، دبير و يا استاد ، تخصص در كار نداشته باشند نهتنها خدمتي نميتواند انجام دهند، بلكه كارشان مضر و مصيبتزا خواهد بود و اصولا هر كار ديگري نيز بدون وجود تخصص چنين حالتي خواهد داشت.
«من تقدم علي قوم و فيهم افضل منه خان الله و رسول و المومنين»
«اگر كسي كاري را قبول كند، در حالي كه فردي افضل از او است، نه فقط به جامعه خود، بلكه به خدا و رسول خدا و مؤمنين خيانت نموده است».
اين جمله يعني تأييد مديريت و مفهوم آن اين است كه هركس كاري را تقبل مينمايد ميبايست در آن كار مدير و متخصص باشد.
تخصص در حوزه كار معلمي را ميتوان از ابعاد متفاوتي مورد بررسي قرار داد كه به شرح ذيل به آنها ميپردازيم.
دانش و مهارت
دانش و مهارت معلمي را از چند جنبه ميتوان بررسي و تحليل كرد:
1ـ دانش در مورد رشد و رفتار انسان:
معلمان افراد متخصصي محسوب ميشوند كه وظيفهاي فني را انجام ميدهند و بايد در مورد دانش آموزان و فرايند رشد و رفتار آنان دانش و اطلاعات وسيعي داشته باشند. اطلاعات معلم در مورد فرايند رشد كودكان و رفتارهايشان به او كمك ميكند تا نسبت به دانشآموزان خود شناخت و آگاهي پيدا كند و سن يا تفاوتهاي فردي آنان را در هنگام تدريس در نظر بگيرد. در غير اين صورت، معلمان فقط بر اساس ادراكات ذهني و تجربههاي خود با دانشآموزان برخورد خواهند كرد كه در بيشترين مواقع با واقعيتهاي علمي و پژوهشي مغاير است.
2ـ دانش در مورد يادگيري انسان:
يادگيري فرايندي دشوار و پيچيده است؛ به همين علت و نيز به علت تفاوتهاي فردي دانشآموزان در يادگيري، در چند دهه اخير، نظريههاي گوناگوني در مورد يادگيري مطرح شده است كه هركدام نوع متفاوتي از يادگيري را توصيف ميكند و بر روشهاي خاصي براي يادگيري دانشآموزان تاكيد دارد. اين نظريهها از طريق تحيقات علمي مورد بررسي و آزمايش قرار گرفته است. معلمان بايد بنا به ضرورت شغلي در مورد مكاتب مختلف روانشناختي و كاربردهاي آن در تعليم و تربيت و تدريس و يادگيري اطلاعات كافي داشته باشند، توانايي يادگيري و درك مفاهيم درسي در بعضي از دانشآموزان زياد و در بعضي ديگر كم است.
3ـ دانش در مورد موضوع درسي:
براي كسب نتايج مطلوب بايد سه نوع شايستگي در معلمان وجود داشته باشد:
الف) شايستگيهاي علمي كه منظور ديدگاههاي شناختي معلم است.
ب) شايستگيهاي عملكردي كه منظور تواناييهاي معلم در تدريس است.
ج) شايستگيهاي نتيجهاي كه منظور اثربخشي تدريس است .
4ـ دانش در مورد برنامه درسي: معلمان افرادي حرفهاي هستند كه بايد در فرايند برنامهريزي درسي و تصميمگيري در مورد تجربيات يادگيري دانشآموزان نقش فعالي ايفا كنند. برنامهريزي درسي و تدريس، بخشي از فرايندي مشترك محسوب ميشود. به اعتقاد متصنفين، خلاقترين معلمان كساني هستند كه در همه مراحل اين فرايند، يعني از مرحله برنامهريزي درسي گرفته تا تدريس، فعاليت داشته باشند؛ زيرا در آن صورت مدرسه را نظام اجتماعياي تلقي ميكنند كه تجربيات يادگيري دانشآموزان را بر اساس مباني درست برنامه درسي پيشبيني و طراحي ميكند. معلماني كه در فرايند برنامهريزي درسي مشارکت ندارند نميتوانند در اجراي آن مسئول باشند. تعهد و مسئوليت آنان در قبال اجراي درست برنامه درسي مستلزم شركت دادنشان در تصميمگيريهاي آموزشي و تجربيات يادگيري دانشآموزان است.
5ـ دانش در مورد روشهاي تدريس و مهارت در كاربرد آنها:
دانش معلم در اين زمينه شامل موارد ذيل است: روشهاي مديريت كلاس درس، مهارتهاي پرسش و پاسخ، برانگيختن روحيه كنجكاوي و تحقيق، مهارت در كشف بهترين و مناسبترين روش آموزشي براي كلاس درس، آگاهي از روشها و استراتژيهاي گوناگون تدريس و شناخت مزايا و محاسن و معايب و نارساييهاي هركدام از آنها، تدريس برنامهريزي شده و در عين حال قابل انعطاف، سازماندهي و چيدمان كلاس و در نهايت سازماندهي وسايل كمك آموزشي براي استفاده دانشآموزان. به هرحال، مهارت در تدريس و تسلط بر فنون آن صرفا با آموزشهاي نظري در مراكز تربيت معلم دانشگاهها ايجاد نميشود، بلكه با كار و تمرين طولاني و داشتن انگيزههاي قوي براي كسب تجربيات ارزنده، نه تنها در كلاس درس بلكه در مدرسه و جامعه آموزش و پرورش، امكانپذير ميشود.
6ـ دانش در مورد روابط انساني و مهارت در كاربرد آنها:
رابطه خوب معلم با دانشآموزان در كيفيت تدريس او و رضايت آنان تاثير بسياري دارد. معلمان بايد در مورد روابط اجتماعي متقابل اطلاعات كافي داشته باشند و براي برقراري ارتباط با دانشآموزان از الگوهاي مناسب استفاده كنند. اصولا تدريس مستلزم برقراري ارتباط است و هدف از ايجاد ارتباط به وجود آوردن يك نقطه مشترك يا تفاهم است. براي اين كار، ارتباط يك جانبه معلم بايد به ارتباط متقابل تبديل شود؛ يعني او بايد براي تفهيم مطالب خود از الگوهاي ارتباطي دو جانبه يا چند جانبه استفاده كند. دانشآموزان همواره خواهان برقراري روابط با معلم خود و دانشآموزان ديگر هستند؛ معلمان هم بايد خواستار برقراري روابط درون فردي و روابط متقابل فردي باشند. معلمان بايد موانع ارتباطي را شناسايي و براي رفع آنها برنامهريزي كنند. موانع ارتباطي تدريس و يادگيري را مختل ميكند، چه به خارج از كلاس درس مربوط باشد، چه به داخل آن (معلم، تدريس معلم، كلاس درس يا دانشآموز) اين موانع بايد از ميان برداشته شود.
اثربخشي و كارايي
اثر بخشي و كارايي دو مفهوم مديريتي هستند كه در اداره يك موضوع از جمله آموزش و پرورش بايد مد نظر باشند.
به طور كلي، كارايي [Efficiency ]: بيانگر اين مفهوم است که يک سازمان چگونه از منابع خود در راستای توليد نسبت به بهترين عملکرد در مقطعی از زمان استفاده کرده است. كارايي، مهارت استفاده بهينه از منابع (مواد، نيروي انساني، ماشين آلات و … ) است و لذا آنرا معادل با درست انجام دادن كار تعريف مينمايند.
اثربخشي [Effectiveness ]: ميزان هم جهت بودن انجام فعاليت های يک سازمان را با اهداف تعيين شده برای آن نشان می دهد.
اثربخشي عملكرد، اندازه گيري ستادهها بر اساس ميزان برآورده شدن اهداف است. بنابراين، شاخص نيل به اهداف سازماني است. اثربخشي كار درست انجام دادن است.
امروزه مدارس با تمام توان سعي ميكنند با ايجاد زمينه و جو مناسبي اثربخشي تدريس معلمان خود را افزايش دهند. جو كلاس درس با جو مدرسه بيارتباط نيست؛ بنابراين، آنچه در محيط مدرسه اتفاق ميافتد بر معلم، دانشآموز و عملكرد آنان تاثير ميگذارد و آنچه بين مدير مدرسه، راهنماي آموزشي و معلم روي ميدهد نيز بر عملكرد كلاسي مؤثر است. مديران و راهنمايان آموزشي بايد بدانند معلمانشان در چه صورتي، تحت چه شرايطي و با چه ويژگيهاي فردي و سازمانياي قادرند در تدريس شان اثربخش باشند. از نظر سازماني، مديران مدارس بايد معيارهاي بالايي را براي عملكرد معلمان در نظر بگيرند و سپس در دستيابي به اين معيارها به آنان كمك كنند. همان طور كه معلمان در كلاس درس انتظارات خود از دانشآموزان را مشخص ميكنند و آنان را مطابق با انتظارات خود برانگيخته ميسازند تا كار و تلاش كنند، مدارس هم بايد انتظارات خود از معلمان را مشخص و معيارهاي اثربخش را به دقت تبيين كنند و آنگاه زمينه و امكانات لازم را براي اثربخشي آنان فراهم كنند و به حمايت و تقويت و تشويق آنان بپردازند. مديران و راهنمايان آموزشي در تحكيم و تقويت رفتارهايي كه به اثربخشي معلمان در كارشان منجر ميشود نقش بسزايي دارند. شواهد علمي و تجربي نشان داده است كه عوامل ذيل در آمادگي معلم براي اثربخشي در تدريس مؤثر است؛ معلم بايد:
عوامل موثر بر اثربخشي تدريس معلم
1ـ قصد خدمت به آموزش و پرورش را داشته باشد.
2ـ با هدفهاي آموزش و پرورش آشنا باشد و در جهت نيل به آنها تلاش كنند.
3ـ به كارش علاقهمند و خوشبين باشد.
4ـ به تعهدات خود در قبال رسيدن به هدفهاي مدرسه پايبند باشد.
5ـ بر موضوعي كه تدريس ميكند تسلط داشته باشد.
6ـ براي انجام دادن فعاليتهاي كلاسي (چه در كلاس درس و چه در خارج آن) وقت كافي بگذارد.
7ـ در سازماندهي و مديريت كلاس درس مهارت داشته باشد.
8ـ در تهيه مواد و منابع درسي، شيوه ارايه درس، كنترل كلاسي و ارتباطات كلاسي قايل به نوعي فلسفه تعليم و تربيت باشد.
9ـ از روشهاي پر بازده متناسب با سطح كلاس، و نيز از علايق دانشآموزان و تجربيات يادگيري آنان استفاده كند.
10ـ براي ايجاد جوي باز، صميمي، تشويق كننده، مشاركت جويانه و اعتمادآميز در كلاس جد و جهت كند.
11ـ از وضعيت تحصيلي، تفاوتها، نيازها، انتظارات، علايق، استعدادها، مهارتها و موانع و مشكلات خاص دانشآموزان مطلع باشد و بنا به ضرورت در هر مورد تدابير راهگشايي اتخاذ كند.
12ـ آنچنان روحيه مسئوليتپذيري در قبال انجام وظايف و تكاليف درسي و كلاسي را توسعه بخشد كه دانشآموزان همواره براي پيشرفت تحصيلي خود متعهد و پاسخگو باقي بمانند.
13ـ از كارت يا پرونده خلاصه وضعيت تحصيلي دانشآموز براي اطلاعرساني به والدين استفاده كند (والدين بايد هر ماه از عملكرد فرزندانشان در مدارس آگاه شوند. با گرفتن و دادن بازخورد به موقع امكان و فرصت شناسايي موانع آموزشي و اتخاذ اقدامات اصلاحي مشترك والدين و معلم ميسر ميگردد).
14ـ در قبال نتايج كلاسي ( عملكرد معلم و دانشآموزان ) پاسخگو باشد. پاسخگو نگهداشتن معلم ، وقتي مؤثر است كه به تدابير و اقداماتي براي ارتقاي پيشرفت تحصيلي دانشآموزان دچار مشكل توام باشد.
15ـ با ديگر معلمان مدرسه، به ويژه گروه آموزشي تخصصي خود، تشريك مساعي حرفهاي داشته باشد.
16ـ با راهنماي آموزشي و مدير مدرسه يك مثلث آموزشي، با راهنماي آموزشي يا مدير مدرسه و والدين يك مثلث ارتباطي و اطلاعرساني و سرانجام با راهنماي آموزشي و ديگر مشاوران و متخصصان مدرسه يك مثلث تخصصي و حرفهاي تشكيل دهد. هدف، ايجاد هماهنگي بين نظامهاي رفتاري مدرسه براي كسب پيشرفت تحصيلي بالاي دانشآموزان است.
17ـ به طور مداوم در حال مطالعه و تحقيق باشد. خودآموزي با هدف و رشد حرفهاي و مطالعه و تحقيق انفرادي يا گروهي و استفاده از نتايج تحقيقات در كلاس درس از وظايف عادي معلمان است.
18ـ به ايجاد جوي سالم، آزاد و سازنده در مدرسه كمك كند (ايجاد چنين جوي براي روحيه و انگيزه كاري معلمان و تدريس اثربخش ضرورت دارد).
19ـ به عنوان فردي كاملا متخصص كه نقش تعيينكنندهاي در كلاس درس ايفا ميكند مورد شناسايي و پذيرش قرار بگيرد و نسبت به ديگر همكاران خود نيز چنين نگرشي داشته باشد.
20ـ نگرشهايي از خود بروز دهد كه موجب تقويت و تحكيم روابط انساني سالم و مطلوب در كلاس و مدرسه شود.
عوامل مذكور در اثربخشي تدريس معلمان مؤثر است. چنانچه راهنمايان آموزشي بتوانند بستر حاصلخيزي براي فرايند تدريس و يادگيري فراهم كنند، بيشك با تشريك مساعي ديگر كاركنان مدرسه محصول بسيار مطلوبي از بذري كه افشاندهاند برداشت خواهند كرد. معلمان مهمترين جزء تشكيل دهنده فراينداثربخشي تدريس محسوب ميشوند؛ بنابراين، هرچيزي كه بتواند آنان را به حداكثر اثربخشي برسانند بايد مورد توجه راهنماي آموزشي و مدير مدرسه قرار گيرد.
عدم تخصص و تسلط معلمين بسيجي در امور مربوط به سازمان خويش و حيطه كاري آن (با توجه به حساسيت امور فرهنگي) آثار نامطلوب و در مواردي زيانهاي غير قابل جبراني به سازمان و فرهنگ جامعه وارد خواهد كرد.
در مجموع برخورداري از ويژگي هاي تخصصي و تحصيلاتي مرتبط با حوزه كاري از شروط مهم محسوب ميگردد. توجه به موارد ذيل ميتواند فعاليت هاي حرفه اي را موثرتر نمايد.
1- تجربه كار و آشنايي با فرآيند فعاليتهاي فرهنگي
معلمين بسيجي علاوه بر تجربه كاري بايستي آنچه را به عنوان عنصر يا عامل فرهنگي بر زندگي فردي و اجتماعي مردم تأثير ميگذارد ، بشناسند وبا خصايص و ماهيت آن بخوبي آشنا گردند. همچنين معلمين بسيجي بايستي مهمترين عوامل غير فرهنگي را كه به فرهنگ عمومي جامعه و فرهنگ سازماني اثر ميگذارد باز شناسند و نحوه ارتباط و تأثير آنها را دريابند.
2-آشنايي به فناوريهاي نوين
معلمين بسيجي بايستي با جديدترين ابزارها و تكنولوژي ارتباطي و انتقال فرهنگ آشنا باشند و آنها را در جهت توسعه فرهنگ و مقابله با تهاجم فرهنگي بيگانگان به كار گيرند.
3- قدرت بيان و انتقال مطلب
اميرالمؤمنين علي (ع) در اين باره ميفرمايد: «رْبُ كَلام اَنْفِِذْ مِن سُهام» «چه بسيارند سخناني كه از تير مؤثرترند».
در قلمرو تعامل و تبادلات فرهنگي، معلمين بسيجي بايستي قادر به معرفي سياستها، برنامهها، نمادها و نمايههاي فرهنگي و ايجاد همنوايي و جلب همكاري به بهترين نحوه و شيواترين بيان باشند تا بتوانند تأثيرگذار باشند.
4- توان برنامه ريزي فرهنگي
مقام معظم رهبري ميفرمايند:
«اگر فايده كار ذهني كم باشد، بايد در كيفيت برنامهريزي خودمان ترديد كنيم. اثر كار فرهنگي صد در صد است و هيچ كار فرهنگي درست، بدون اثر نيست. راز كار فرهنگي را تبليغاتچيهاي جهاني ميدانند».
اهميت حركت بر اساس برنامه در امور فرهنگي، عمدتاً به دليل احتراز از انحراف در مسير هدف وسيله اي عمل كردن است.
مديراني كه توان طرحريزي و برنامهريزي فرهنگي را نداشته باشند به نوعي دچار انفعال روز مرگي در امور سازماني و فعاليتهاي فرهنگي ميشوند و احتمال ضعيفي براي حل مسائل فرهنگي و دستيابي به موفقيت دارند.
فصل چهارم :
رسالت و مسئوليتهاي معلم بسيجي
معلمين بسيجي مجموعه اي متشكل از افرادي فرهيخته، متخصص و متعهد هستند كه از تجربه كافي در آموزش و پرورش برخوردارند. طبيعي است كه از اين جمع فرهيخته و توانمند انتظارات زيادي وجود داشته باشد. لذا ضرورت دارد تا «رسالت، نقش و كاركرد» معلمين بسيجي با دقت مورد بررسي و مداقه قرار گيرد.
رسالت، نقش و كاركرد
رسالت: اصولا براي ايجاد و يا تداوم هر سازمان، دليلي منحصربه فرد يا هدفي خاص وجود دارد كه فلسفه وجودي و چرايي يك سازمان را تشكيل مي دهد كه در بيانيه اي با عنوان رسالت منعكس مي شود. نقش: يك نقش، رفتار مورد انتظار مرتبط با يك پايگاه اجتماعي است. وقتي كه ايفاگر نقش به موجب انتظارات نقش عمل ميكند گفته ميشود كه نقش خود را ايفا كرده است. كاركرد: يعني مجموعه آثار، نتايج و پيامدهاي يك چيز، يعني وقتي راجع به كاركرد چيزي صحبت ميكنيم، مقصود ما آثار و نتايجي است كه از آن چيز باقي ميماند، به عبارت ديگر، وجود هر چيز پيامدهايي دارد، گاه به اين پيامدها كاركرد گفته ميشود.
كاركرد را ميتوان از سه منظر مورد بررسي قرار داد:
1ـ كاركردهاي وضعي يا برآيندي
مقصود از برآيند، اثر وضعي يك چيز است. هر چيزي به محض به وجود آمدن آثار و نتايجي از خود بجاي ميگذارد. يك گل به محض به وجود آمدن، آثار فرح بخش خود را در محيط به جاي خواهد گذاشت، همچنان كه يك آلودگي محيط را متعفن و ناخوشايند خواهد ساخت. در اين خصوص نفس حضور منجر به بروز آثاري خواهد شد كه به آن كاركرد وضعي گفته ميشود.
2ـ كاركردهاي وظيفهاي يا مستمر
مقصود از وظيفه، نتايج و پيامدهايي است كه انتظار مي رود يك فرد يا گروه انساني آن را به انجام برسانند. كاركردهاي وظيفهاي شامل كليه بايدها ونبايدهايي است كه اعضاء موظف به انجام و رعايت آنند.
كاركرد وظيفهاي جنبه استمراري دارند، اين كاركردها ميبايد به شكل مستمر به انجام برسند، يعني در صورت غفلت از آنها، در ساير كاركردهاي دستگاهها اختلال بوجود ميآيد. وظيفه يك تكليف و مسئوليت است كه ميتواند مورد بيتوجهي و غفلت قرار بگيرد.
3ـ كاركردهاي ماموريتي و بحراني
ماموريت، وظيفهاي است خاص كه در شرايطي ويژه بر عهده فرد، گروه يا يك سازماني نهاده ميشود. شرايطي بحراني مانند جنگ، حوادث غير مترقبه، زلزله، سيل، خشكسالي، بحرانهاي اقتصادي و اجتماعي و شيوع و بروز انواع بيماريها ميتواند براي هر سازماني وظايف و ماموريتهاي ويژهاي را ايجاد كند. در چنين شرايطي در سازمان، ماموريتهايي بوجود ميآيد كه در شرايط عادي نيازي به انجام آن نيست. در شرايط ويژه، سازمانها نقشهايي پيدا ميكنند كه بايد از عهده آنها به خوبي برآيند. نقشهايي كه آموزش و پرورش در چنين شرايطي به عهده ميگيرد، به شكل عادي از عهده ساير نهادهاي اجتماعي برنميآيد. (احمدي، 1383)
با توجه به مباحث پيشگفته مي توان اينگونه استنباط كرد كه مراد از رسالت و مسئوليت معلمين بسيجي؛ وظايف و انتظارات و كاركردهايي است كه در صورت حذف، جبران آن براحتي توسط ساير سازمانها امكان پذير نيست، يا نتايج آنرا نمي توان به شكل ساده تر، موثرتر و ماندگارتر به دست آورد. معلمين بسيجي مي توانند كاركردهاي مختلفي در حوزه هاي فرهنگي، اجتماعي، علمي، سياسي و نظامي داشته باشند و در شرايط بحراني مسئوليت هاي بزرگ و سنگيني را عهده دار گردند و با توجه به قابليت هاي فراواني كه در آموزش و پرورش وجود دارد با اعمال مديريت صحيح به خوبي از عهده نقشهاي ماموريتي و حضور در صحنه هاي مختلف اجتماعي برآيند.
همچنين می توان با تکیه به نیازهای پرورشی افراد، به توانايي آنها در تربیت جوانانی با روحیه اسلامی، انقلابی و ملی اشاره کرد. از زاویه ديگر به توانايي آنها در پرورش افرادی آگاه و توانمند با روحیه تعاون، همكاري و اشتراک مساعی در ساختن جامعهای اسلامی و آباد اشاره کرد. به هر حال همانگونه که از آموزش و پرورش انتظار میرود تا به نيازهاي فردي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه پاسخ دهد و موجبات انتقال فرهنگ، پرورش اجتماعي، پرورش سياسي، تربيت حرفه اي و تخصصي، نوآوري و تغيير، انسجام و يگانگي اجتماعي، رشد شخصيت و دگرگون سازي نظام طبقاتي جامعه، تسهيل تحركات اجتماعي را موجب شود از یک معلم بسیجی نيز انتظار مي رود تا در پاسخگويي به نيازهاي فوق فعال بوده و به نيازهاي انقلاب اسلامي در ابعاد آموزشي، پرورشي و تربيتي به مراتب اولي پاسخ دهد.
پرورش تواناييها، بينشها، خلاقيت، خودآگاهي و خويشتنيابي؛
پرورش دگرآگاهي، تعاون و اشتراك مساعي براي ساختن محيط اجتماعي زيست؛
پرورش كارايي و بهره وري نيروي انساني در تامين رفاه و آسايش زندگي و ساختن محيط مادي زيست؛
پيش راندن و گسترش مرزهاي دانش، معرفت، فن و هنر براي ساختن محيط فرهنگي زيست؛
توسعه و تعميق ارزش ها و دستآوردهاي انقلاب اسلامي؛
از جمله رسالت هايي است كه از معلم بسيجي انتظار مي رود به صورت عمومي به آن بپردازند.
رسالت و مسئوليت ها ي معلمين بسيجي
همانگونه كه اشاره شد كاركردهاي معلمين در نظام جمهوري اسلامي ايران ابعاد مختلفي را به خود اختصاص مي دهد. اما در همه ابعاد فرهنگ و نقش معلمين در فراگردهاي فرهنگي جامعه از همه مهمتر و پر رنگتر است كه به شرح ذيل به اهم آن مي پردازيم.
1- مقابله با تهاجم فرهنگي
در ابتداي پيروزي انقلاب، دشمن با اين تحليل كه گردانندگان انقلاب به دليل عدم برخورداري از تجربه لازم براي مديريت كشور، قادر به اداره جامعه نخواهند بود و الزاماً به عناصر شناخته شده و عمدتاً تربيت شده در غرب روي خواهند آورد ، دل به اين عناصر دست پرورده خوش كرده بودند. با كوتاه شدن دست عناصر وابسته به شرق و غرب از مديريت انقلاب، دشمنان همچون مار زخم خورده اي، تهاجم نظامي را در مرزها آغاز كردند، شكست تهاجم نظامي دشمن به بهاي شهادت بسياري از كارآمدترين نيروهاي انقلاب بدست آمد . ياس دشمن از تهاجم فرهنگي با بروز آثار شكست تهاجم نظامي شكل گرفت.
يكي از نويسندگان نظام گذشته در مصاحبه با راديو آمريكا ميگويد :
«بطور كلي كساني كه با قلم و انديشه ارتباط دارند نسبت به اين موضوع كمتر توجه دارند كه حكومت ايران بر اساس يك كودتا يا يك توطئه بر سركار نيامده كه با يك فشار ساده از ميدان به در رود».
اين عنصر فرهنگي وابسته به نظام گذشته با اشاره به اينكه مقابله با جمهوري اسلامي تنها از طريق فرهنگي امكان پذير است، ميافزايد:
«آنچه كه در اين سالها فراموش شده اتفاقا دامن زدن و ايجاد يك جنبش بزرگ فرهنگي و در كنار آن يك حركت نيرومند سياسي متكي به اين جنبش فكري و فرهنگي است كه در مقابل انديشههاي سنتي و عقب گرايي كه در اين جامعه دارد رواج پيدا ميكند و دارد تشكل و سازمان پيدا ميكند نوآوري كند، تجدد خواه باشد، حرف جديد بزند و … آنچه كه اپوزيسيون نام گرفته. در تمام اين سالها به تكرار حرفهاي گذشته مشغول بوده و به طرح مسائل جديدي كه واقعاً وجود داشته نپرداخته است».
اين خط فكر مورد تاييد اكثر طراحان قرار گرفت. بعد از اين مرحله حتي جريانهايي كه خط مشي مسلحانه را عليه نظام جمهوري اسلامي دنبال ميكردند، به تلاش جهت ضربه زدن به فرهنگ انقلاب پرداختند.
امروز بحث تهاجم فرهنگي كه به تعبير حضرت آيت الله خامنه اي به شبيه خون فرهنگي و در كلامي ديگر به ناتوي فرهنگي تبديل شده است. بيشترين حجم برنامهها و معادلات نظام استكباري را بر عليه نظام جمهوري اسلامي داراست كه پرداختن به آن در اين مقوله نمي گنجد.
به دنبال تذكرات مهم امام راحل (ره) و تاكيدات مقام معظم رهبري در مورد خطر انحراف فرهنگي نظام استكباري، وظيفه سنگيني متوجه آحاد مردم خصوصاً دو مركز عمده فرهنگي حوزه و دانشگاه خواهد بود.
يك شيوه موثر در مقابله با تهاجم فرهنگي حضور تفكر و فرهنگ بسيجي در مراكز فرهنگي ،علمي و هنري است.
در مقابله با تهاجم وسيع و همه جانبه فرهنگي معاندين و مخالفين جمهوري اسلامي، متاسفانه نيروهاي معتقد، كمتر تمايلي براي روي آوردن به آموزش رشتههاي فرهنگي و هنري از خود نشان داده اند، به شكلي كه هنوز عناصر وابسته به فرهنگ غرب در عرصه هنري يكه تاز هستند، در مؤسسات فرهنگي و علمي نيز زماني ميتوان مستقل از فرهنگ غرب و شرق عمل كرد و تنها از فرهنگ اصيل ناب محمدي (ص) استفاده كرد، كه فرهنگ و تفكر بسيجي در آنجا حاكم باشد.
حضرت امام (ره) در پيام هشدار دهنده خود در اين باره چنين ميفرمايند:
«اگر فرهنگ جامعه اي وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد ناچار ديگر ابعاد آن جامعه بجانب مخالف گرايش پيدا ميكند و بالاخره در آن مستهلك ميشود و موجوديت خود را در تمام ابعاد از دست ميدهد. استقلال و موجوديت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشات ميگيرد و ساده انديشي است كه گمان شود، با وابستگي استقلال در ابعاد ديگر يا يكي از آنها امكانپذير است».
در اين ارتباط اقدامات فرهنگي زير مي تواند در مقابله با تهاجم فرهنگي موثر واقع گردد.
1-1- رشد متعادل و همه جانبه جوانان
آموزش و پرورش اهرم توانمند كشورهايي است كه در صدد بسط و توسعه سريع همه منابع خود از جمله منابع انساني هستند. بسياري را اعتقاد بر آن است كه نظام آموزشي موجب شده كه استعدادها و قابليتهاي انساني عمدتا در زمينه پيشرفت علمي و فني مورد بهرهبرداري قرار گيرند. نظام آموزشي ممكن است با تاكيد بر توسعه و توليد ، قويا در جهت تحقق هدفهاي فني هدايت شود و همين موضوع ميتواند موجب ضعف در نظامهاي فرهنگي و ارزشي جامعه شود. در اين ميان معلمين بسيجي ميتوانند نقش ويژهاي در رشد متعادل و متوازن جوانان ايفا نمايند تا جوانان ما با حفظ زمينههاي فرهنگي و اعتقادي در ابعاد مختلف علمي و تخصصي پرورش يابند.
2-1- افزايش آگاهي جوانان از آسيب هاي اجتماعي
امروزه در اغلب كشورها، به دليل صنعتي شدن و توسعه تكنولوژيكي سبب شده است تا سطح زندگي مردم دستخوش تغييرات قابل توجهي گردد و پيشرفتهايي در كل جامعه به وجود بيايد، ولي به موازات آن مسايل و مشكلات جديدي پديدار شده است. عدم توجه به موضوعات جديد و مشكلات اجتماعي عمدتا در حوزه مسايل و روابط انساني است. اين مهم مي تواند با تغيير در برنامههاي آموزشي تا حدودي مرتفع شود. معلمين بسيجي با ايفاي نقش واقعي خود در نظام آموزشي كشور حل اين مشكل را تسهيل و تسريع خواهد كرد. اگر معلمين بسيجي در كنار آموزشهاي تخصصي خود آگاهي دانش آموزان را از ماهيت و اساس ارزشهاي اعتقادي و فرهنگي و اولويتهاي آن در كنار شناخت مشكلات جديد ناشي از توسعه و پيشرفت افزايش دهند، ميتوان ضمن حفظ عناصر و ارزشهاي اسلامي جامعه، عناصر و ارزشهاي نوين متناسب با پيشرفت جامعه را با برخورداري از پشتوانه فرهنگي به خوبي دنبال كرد.
3-1- افزايش اعتماد به نفس در جوانان
به اعتقاد روانشناسان، براي كسب موفقيت در هر كاري، داشتن اعتماد به نفس و خودباوري ضروري است. اعتماد به نفس موضوعي اكتسابي است كه بايد از ابتدا در ذهن و جان كودكان ما شكل گيرد. شايد مهمترين انتظاري كه از معلمين بسيجي ميرود، دميدن روح اميد، خواستن و توانستن در كالبد نونهالان و اميدان اين مرز و بوم است.
مقام معظم رهبري در اين رابطه ميفرمايند:
«يكي از نشانههاي اين اعتماد به نفس، قدم گذاشتن ملت ايران در ميدانهاي كشفيات علمي سطح بالاست، يكياش مسئلهي انرژي هستهاي است كه حالا در دهان همهي مردم ما هست؛ اما فقط اين نيست؛ در بخشهاي بسيار حساس، بسيار دقيق، بسيار نو، جوانان ما، دانشمندان ما، برجستگان ما وارد ميدان شدند، كارهاي بزرگ انجام دادند؛ همين مسئلهي سلولهاي بنيادي، كشف داروهاي جديد و بيسابقه براي برخي از بيماريهاي صعبالعلاج ... ايراني استعداد خودش را به ميدان آورد و اعتماد به نفس نشان داد و پيش رفت و بعد از اين هم پيش خواهيم رفت » (حضرت آيت الله خامنه اي ، 12/10/1386).
در فرازي ديگر مي فرمايند:
«اين جلوههاي اميدواركننده نشان ميدهد كه بر خلاف تلاشهاي بيگانگان براي القاي حس ناتواني در ملت ايران، احساس توانايي، اعتماد به نفس و اتكاي به خود در ملت ايران در حال شكلگيري و تعميق است؛
مخاطب اصلي و اولي شماييد. آني كه ما به شدت نيازمند اعتماد به نفس او هستيم، قشر جوان ماست؛ بخصوص قشر جوان اهل علم و فرزانه و بالقوه اداره كنندهي بخشي از آيندهي اين كشور؛ چه اداره كنندهي علمي، چه اداره كنندهي سياسي، چه ادارهكنندهي عملي و اجرايي. اين قشر بايد توصيهي به اعتماد به نفس را درست به گوش بشنود و از اعماق دل بپذيرد و در همهي فعاليتهاي خود آن را محور و ملاك قرار بدهد» (حضرت آيت الله خامنه اي، 113/10/1386).
در خصوص تاكيد بر اعتماد به نفس ملي در سطح نخبگان مي فرمايند : «اعتماد به نفس ملي بايد در نخبگان يك كشور بروز كند. مهمترين تأثيرش اين است كه حالت انتظار كمك و دستگيري از ديگران را از انسان ميگيرد. ملتي كه به خودش اعتماد ندارد، هميشه منتظر است براي او چيزي فراهم كنند و به او بدهند. وقتي منتظر بوديد برايتان غذاي آماده بياورند، ديگر غذا درست نميكنيد؛ غذا درست كردن هم بلد نميشويد. اين يكي از خطرات عمده است، خيلي هم واضح است؛ يعني چيز فلسفي پيچيدهي مشكلي نيست. اما همين شيء واضح و ساز و كار واضح براي عقبماندگي كشور، گاهي از نظر ماها مورد غفلت قرار ميگيرد» (حضرت آيت الله خامنه اي، 15/10/1386).
با دقت در فرمايشات مقام معظم رهبري، ميتوان مهمترين رسالت معلم بسيجي را در رشد و ارتقاء خودباوري و اعتماد به نفس در جوانان و دانش آموزان اين مرز و بوم دانست كه ريشه و اساس تحقق بسياري از انتظاراتي است كه از نسل آينده وجود دارد.
2- تحقق جنبش نرم افزاري
يكي از مهمترين رسالت ها و مسئوليت هاي معلمين بسيجي تلاش در جهت تحقق جنبش نرم افزاري است. عنصر محوري و هسته اصلي جنبش نرمافزاري، توليد دانش است. مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي) توليد علم و نوآوريهاي علمي را هدف اصلي ايجاد جنبش نرمافزاري مي خوانند و مي فرمايند « در علم و تحقيق به ترجمه و فراگيري اكتفا نكنيد و در مراكز علمي، توليد دانش را هدف اساسي خود قرار دهيد».
1-2- پژوهشگري و انديشه ورزي
رهبر حكيم و فرزانه انقلاب اسلامي ايران، در سالهاي اخير به كرات بر موضوع پژوهش به منزله يكي از موضوعات و سياستهاي راهبردي نظام جمهوري اسلامي تأكيد فرموده و نخبگان علمي كشور را در اين عرصه به تلاشي خستگيناپذير فراخواندهاند. بر اين اساس است كه هر روز شاهد حضور شرافتمندانه و افتخارآميز جوانان ايراني و تبلور انديشههاي نوآورانه و تفكر خلاقانه آنها در عرصههاي مختلف علمي هستيم. دستيابي ايران اسلامي به دانش هستهاي، دانش سلولهاي بنيادي و كسب مدالهاي رنگين و رتبههاي نخست المپيادهاي علمي پاسخي است، به اين مطالبه مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي) كه استادان، دانشجويان و فرهيختگان علمي كشور به آن لبيك گفتهاند. البته نبايد به اين حد و به اين موضوعات بسنده كرد.
سخنان ايشان، سرشار از مضاميني است كه هر ايراني دلسوخته را واميدارد تا هر آنچه را كه در توان دارند در عرصه دانش و پژوهش به ميدان بياورد و از هيچ تلاش و كوششي فروگذار نباشد. در اين ميان مسئوليت سنگيني متوجه جامعه معلمين به خصوص معلمين بسيجي است.
در اينجا فرازهايي از بيانات معظمله خطاب به جامعه پژوهشي و علمي كشور ارايه ميگردد:
«امروز مهمترين نياز دنياي اسلام اين است كه آن جوهر اسلام ناب و گوهر تابناك ـ با شكلي كه تهمت بيسوادي ، تحجر ، مقدسمآبي و از زمان عقبماندن و عقبمانده بودن ديگر به آن وارد نيايد ـ بتواند به اهداف خودش برسد؛ ما در دنياي اسلام و امت اسلامي اين را نياز داريم. وظيفه دانشگاه در اين كشور، اين است كه اين دره علمي را پر كند».
ايشان در ادامه ميافزايند:
«امروز كساني در دنيا زور ميگويند، خلاف قوانين بينالمللي رفتار ميكنند، وقيحانهترين موضع را در دنياي تعامل بينالمللي انسانها، ملتها و دولتها ميگيرند و خجالت هم نميكشند؛ سرشان را هم بالا ميگيرند.
چرا؟ چون قدرت دارند؛ قدرت اقتصادي و سياسي (كه از اقتصادي ناشي ميشود) و بالاتر از همه اينها، قدرت علمي كه منشأ همه اينهاست؛ يعني منشأ قدرت اقتصادي و سياسيشان هم قدرت علمي است.
ما اين طرف دنيا حرفهاي حق زيادي داريم؛ حرفمان را شجاعانه ميزنيم. منطقمان را در صحنههاي رويارويي منطقي هم اثبات ميكنيم،... اما احتياج به چيز ديگري هم داريم و آن عبارت است از «قدرت بينالمللي»، تا بتوانيم اين راه را بيدغدغه، درست، به طور كامل، همهجانبه و بي كم و كاست ادامه دهيم و به اهداف و آرمانهايمان برسيم».
مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي) در اين خصوص، افق علمي كشور را به تمامه ترسيم ميكنند به گونهاي كه هر انديشمندي ميتواند به خوبي وظيفه خود را در آن بيابد و براي رسيدن به اين چشمانداز حركت كند. ايشان، وظيفه امروز ما را انجام پژوهش و انديشه ورزي ميدانند و ميفرمايند:
«شما مأمور به پژوهشيد. شما مأموريد به اين كه فكر و كار كنيد، نتيجه به دست آوريد و آن نتيجه شما را رهبري و غير رهبري به عنوان دستاوردهاي علمي بگيرند و بر اساس آن، براي كشور برنامهريزي كنند» (حضرت آيت الله خامنه اي، 29 /10/ 84).
براي اينكه سازماني بخواهد قدرتمند باقي بماند و در عرصههاي مختلف سياسي، فرهنگي و اقتصادي پيشرو باشد، بايد مولد علم و مهارتهاي مورد نياز خود باشد» يا در تعبير ديگر «براي اينكه سازماني بخواهد از لحاظ رقابتي قدرتمند باقي بماند، بايد دانش و مهارت خود را ايجاد كند، جذب كند، برداشت كند، با ديگران شريك شود و به كار ببرد.
طبيعي است كه ارايه چنين الگوي جامع و مانعي در توليد دانش، بيش از هر چيز ديگر، به بسترسازي مناسب در جامعه براي بروز و ظهور استعدادها و خلاقيتها نياز دارد و اين موضوع بيش از همه بر دوش آموزش و پرورش است و در آموزش و پرورش نيز اين معلمين بسيجي هستند كه مي توانند با ايجاد و تقويت خود باوري و اعتماد به نفس در جوانان بسترهاي لازم را براي پرورش جواناني با انگيزه و با نشاط در عرصه علم و جنبش نرم افزاري فراهم آورند.
رهبر معظم انقلاب با ابراز خرسندي از توجه فرهيختگان بر لزوم ايجاد جنبش نرمافزاري مي فرمايند:
«ما از لحاظ علمي، امروز با دنياي پيشرفته علمي كه دويست سال است دارد كار علمي ميكند، فاصله داريم. اين فاصلهها را به رخ ميكشند و ميگويند آقا چطور ميخواهيد شما اينها را طي كنيد؟ مگر ميشود؟ جوان محقق و پژوهشگر و دانشمند ما را با اين كار مأيوس ميكنند. من ميگويم: بله، ميشود؛ چرا نميشود؟ ما از دانش ديگران استفاده ميكنيم و پا را يك قدم بالاتر ميگذاريم؛ كما اينكه اين كار را كردهايم. گاهي چيزهايي ساختهايم كه در دنيا نيست؛... فاصله نبايد ما را مأيوس كند. ما ميتوانيم شتاب علميمان را زياد كنيم؛ اين فاصله را روز به روز كمتر كنيم؛ همت كنيم پيش برويم. طي كردن فاصلهها مطلقا مستبعد نيست از يك ملتي كه جوانش با همت حركت ميكند و پيش ميرود؛ مسئولان و مديرانش هم با همت مينشينند برنامهريزي و طراحي ميكنند»(حضرت آيت الله خامنه اي، 13/10/86 ).
يافتههاي پژوهشي و بررسي آراي نظريهپردازان توسعه نشان از آن دارد كه امــروزه اقتـصاد، مبـتني بر دانـش اسـت و بـراي آنهايي كه ميخواهند در جهان كنوني كه مبتني بر اطلاعات است، به شكل مؤثري رقابت كنند، دانش و مهارت ارزشمندترين دارايي است. هر كشور و ملتي كه بخواهد قدرتمند باقي بماند و در عرصههاي مختلف سياسي، فرهنگي و اقتصادي پيشرو بـاشد، بايـد مــولد علم و مهارتهاي مورد نياز خود باشد.
در اين باره مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي) ميفرمايند:
«پايه و مايه همه اينها، قدرت علمي است. يك ملت، با اقتدار علمي است كه ميتواند سخن خود را به گوش همه افراد دنيا برساند؛ با اقتدار علمي است كه ميتواند سياست برتر و دست والا را در دنياي سياسي حائز شود. اقتصاد هم به دنبال اينها به دست ميآيد؛ پول تابع تواناييهاست. امروز اين طوري است؛ علم را ميشود به پول تبديل كرد و از لحاظ اقتصادي هم قوي شد.» «لازمه رسيدن به قدرت بينالمللي كسب قدرت علمي است». «اين جايگاه علم است، ما از علم عقب مانديم.» «هر چه ميتوانيد علم بياموزيد».
2-2- رشد همه جانبه علمي
در بحث توسعه علمي بايد توجه داشت كه اين موضوع نبايد منحصر به حوزه علوم كاربردي و مهندسي شود، بلكه بايد در همه علوم به ويژه در علوم انساني و علوم پايه نيز تلاش و همتي والا را به كار بگيريم تا حاصل آن توسعهاي همهجانبه و فراگير شود. به تعبيري در مهندسي و طراحي علم بايد همه علوم را مورد توجه قرار داد و براي آن برنامه داشت. چنانچه مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي) در اين باره ميفرمايند:
«بايد روي اين دو شاخه اصلي ـ علوم انساني و علوم پايه ـ در كشور، سرمايهگذاري فكري، علمي، پولي و تبليغي بشود تا اين كه پيش بروند»
«بر خلاف انتظار در مورد توليد نظريه و نوآوري علمي در علوم انساني، حركت مناسبي در كشور صورت نگرفته است» (8 آبان 1382).
«شكي نيست كه بسياري از علوم انساني، پايهها و مايههاي محكمي در اين جا دارد؛ يعني در فرهنگ گذشته خود ما.» «تاريخ، فلسفه، فلسفه دين، هنر، ادبيات و بسياري از علوم انساني ديگري كه ديگران حتي آنها را ساختهاند و به صورت يك علم درآوردهاند، مواد آن در فرهنگ و ميراث علمي، فرهنگي و ديني خود ما وجود دارد.»
«برخي از علوم انساني هم توليد شده غرب است؛ يعني به عنوان يك علم، وجود نداشته، اما غربيها كه در دنياي علم پيشروي كردهاند، اينها را هم به وجود آوردهاند؛ مثل روانشناسي وعلوم ديگر.»
ما هم براي سرجمع كردن، مدون كردن، منظم كردن و نظاممند كردن آنچه كه خودمان داريم، به يك تفكر و تجربه علمي احتياج داريم، هم براي مواد و پايههايي كه آنها در اين علم جمع آوردهاند، منتها گرفتن پايههاي يك علم از يك مجموعه خارج از محدوده مورد قبول ما، به معناي قبول نتايج آن نيست. مثل اين ميماند كه شما يك كارخانه را وارد ميكنيد، آنها با اين كارخانه يك چيز بد درست ميكردهاند، حالا شما با آن كارخانه، يك چيز خوب درست ميكنيد؛ هيچ اشكالي ندارد. ما تلفيق بين علوم انساني غربي و علوم انساني اسلامي را، اگر به معناي مجذوب شدن، دلباخته شدن، مغلوب شدن و جو زده شدن در مقابل آن علوم نباشد، قبول داريم و اشكال ندارد.
«ببينيد در علوم انساني، تفكر ايماني و ميراث عظيم و عميق شما، به شما چه ميگويد. امروز غربيها يك منطقه ممنوعهاي را در زمينه علوم انساني به وجود آوردهاند؛ در همه بخشهاي مختلف؛ از اقتصاد، سياست، جامعهشناسي و روانشناسي بگيريد تا تاريخ، ادبيات، هنر، فلسفه و حتي فلسفه دين. يك عده آدم ضعيفالنفس هم دلباخته اينها شدهاند و نگاه ميكنند به دهان اينها كه ببينند چه ميگويند؛ هرچه آنها گفتهاند، برايشان ميشود وحي منزل؛ اين است كه بد و غلط است. مثلا چند فكر داراي اقتدار علمي، در يك نقطه دنيا به يك نتيجهاي رسيدهاند، اين معنايش اين نيست كه هر آنچه كه آنها فهميدهاند، درست است! شما به مباني خودتان نگاه كنيد».
3-2- توليد علوم دينمحور
در زمينه توليد و توسعه علم ديني در مقابل علم سكولار بايد توجه كرد كه در هر جامعهاي اين راهبردهاي علمي و تحقيقاتي است كه زمينه را براي اجراي سياستهاي اصولي يك نظام محقق ميسازد و جامعه ديني ما نيز از اين قاعده مستثني نيست. لذا به هر ميزان كه در اين راهبردها، چارچوبهاي اسلام ناب تبيين گردد و نسبت موضوعات و روابط مختلف نظام با مكتب و ارزشهاي اسلامي بيان شود، انسجام و هماهنگي توليد علم، حول محور انديشه اصيل اسلامي گسترش مييابد و به نسبت چنين گسترشي است كه ميتوان حضور دين را در ابعاد مختلف جامعه افزايش داد.
انتظار مي رود آموزش و پرورش با حركتي جهادي و مبارك در راستاي طرح تحول و براي تحقق جنبش نرمافزاري و توليد علوم ديني؛ تحول در مباني، اهداف و سرفصلهاي آموزشي خود را با مبنا قراردادن متون و آموزههاي ديني، رهنمودهاي امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي) و نيازهاي جامعه براي اعتلاي ايران اسلامي آغاز نمايد.
در اين ارتباط،امام خميني(ره) ميفرمايند:
«تمام علوم، چه علوم طبيعي و چه علوم غيرطبيعي، آن كه اسلام از آن ميخواهد، آن مقصدي كه اسلام دارد، اين است كه تمام اينها مهار شود به علوم الهي و برگشت به توحيد بكند و از دانشگاهها هم اين معني مطلوب است.» ( امام خميني ،1364 )
حضرت آيتالله خامنهاي(مدظلهالعالي) با تحليل وضعيت كنوني و نگاه به آينده ميفرمايند:
«اكنون جهان بهوسيله گروه كوچكي از نخبگان مصادره شده است و جهانيان متأسفانه به سوي آيندهاي ميروند كه توسط اين نخبگان تعريف ميشود. من معتقدم نبايد انقلاب به سمت اين آينده برود، به سوي آيندهاي كه خود نياز داريم و بايد كشف كنيم، حركت خواهيم كرد.»
چگونگي توليد علوم ديني از موضوعاتي است كه در سالهاي اخير بسياري از انديشمندان جهان را به خود مشغول ساخته و ايران اسلامي نيز به دليل ماهيت ديني خود بر انجام آن همت گماشته است. اين موضوع در سالهاي اخير با تأكيدات مقام معظم رهبري(مدظلهالعالي)، شتاب بيشتري گرفته و به اقدامات مؤثر و سودمندي نيز انجاميده است. با وجود اين بايد اذعان كرد تا حد مطلوب راه بسياري در پيشرو داريم و براي رسيدن به حد انتظار، نيازمند يك حركت جهادي هستيم. اين بستري بديع، هيجان انگيز و ضروري براي فعاليت معلمين بسيجي است.
3- تحقق اهداف سندچشم انداز توسعه
در سند چشمانداز توسعه، به ويژه در قانون برنامه چهارم توسعه مديريت دانايي محور به عنوان راهبرد اساسي مورد تأكيد قرار گرفته احراز مقام اول در منطقه پيشبيني شده است. تحقق اين مهم در گرو تلاش و كوشش وافر همه اقشار جامعه به خصوص نظام آموزشي است و در اين ميان بايد بر نقش معلمان و مربيان به خصوص معلمين بسيجي تاكيد فراوان كرد.
مقام معظم رهبري در اين رابطه مي فرمايند:
بايد برسيم به خط بُرد
«آن دوندهاي هستيم كه بايد برسيم به خط پايان؛ بايد برسيم به خط برد. دايم بايد بدويم. روي پلاكارد نوشتهايد در سال 1404 ايران كشوري است توسعه يافته. دنبالهي چشم انداز اين است كه از كشورهاي ديگر در منطقه بايد از لحاظ فناوري و چه و چه و چه جلوتر باشد. شما خيال ميكنيد كشورهاي ديگر همين طور ايستادهاند كه ما جلو برويم، آنها حركت نكنند؟ آنها هم دارند حركت ميكنند. مسابقه دوندگي است، مسابقهي دو است. اگر وسط راه همت من و شما سست شود، اگر اميدمان كم شود، اگر خيال كنيم كه آقا فايدهاي ندارد، خب نميرسيم. من از اين بيمناكم» (حضرت آيت الله خامنه اي، 13/10/86 ).
در سند چشمانداز توسعه بيست ساله، كشور با ادبيات زير تعريف شده است.
توسعه يافته، متناسب با مقتضيان فرهنگي، جغرافيايي و تاريخي خود، و متكي بر اصول اخلاقي و ارزشهاي اسلامي، ملي و انقلابي، با تأكيد بر: مردم سالاري ديني، عدالت اجتماعي، آزاديهاي مشروع، حفظ كرامت و حقوق انسانها و بهرهمند از امنيت اجتماعي و قضايي؛
برخوردار از دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و فناوري، متكي بر سهم برتر منابع انساني و سرمايه اجتماعي در توليد ملي؛
امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعي مبتني بر بازدارندگي همه جانبه و پيوستگي؛
برخوردار از سلامت ، رفاه ، امنيت قضايي ، تأمين اجتماعي ، فرصتهاي برابر ، توزيع مناسب درآمد ، نهاد مستحكم خانواده ، به دور از فقر، فساد، تبعيض و بهرهمند از محيط زيست مطلوب؛
فعال، مسؤوليتپذير، ايثارگر، مؤمن، رضايتمند، برخوردار از وجدان كاري، انضباط روحيهي تعاون و سازگاري اجتماعي؛
متعهد به انقلاب و نظام اسلام و شكوفايي ايران و مفتخر به ايراني بودن؛
دست يافته به جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقهي آسياي جنوبي غربي (شامل آسياي ميانه، قفقاز، خاورميانه و كشورهاي همسايه) با تأكيد بر جنبش نرمافزاري توليد علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادي، ارتقاء نسبي سطح درآمد سرانه و رسيدن به اشتغال كامل؛
الهامبخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحكيم الگوي مردم سالاري ديني، توسعهي كارآمد جامعهي اخلاقي، نوانديشي و پويايي فكري و اجتماعي، تأثيرگذار بر همگرايي اسلامي و منطقهاي بر اساس تعاليم اسلامي و انديشههاي امام خميني (ره)؛
داراي عامل سازنده و مؤثر بر جهان بر اساس اصول عزت، حكمت و مصلحت، چنانچه در سطور فوق به آن اشاره شد، درسند چشمانداز آمده است، با اتكال به قدرت لايزال الهي و در پرتو ايمان و عزم ملي و كوشش برنامهريزي شده و مديرانهي جمعي و در مسير تحقق آرمانها و اصول قانون اساسي در بيستسال آينده، ايران كشوري است توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه، با هويت اسلامي و انقلابي، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بينالملل جامعهي ايراني.
دست یابی به جایگاه اول در منطقه در حوزههای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، بهداشتی، امنیتی، و .... مندرج در سند چشم انداز بیست ساله مستلزم داشتن نیروی انسانی متعهد، متخصص و کارآمد است و تنها این نظام آموزشی است که می تواند نیروهای مورد نیاز را پرورش دهد. در این میان این معلمین بسیجی هستند که زمینههای اعتقادی، فرهنگی و ارزشی را می توانند در دل و جان دانش آموزان بپرورانند و آنها را آماده برای ساختن جامعه ای آباد و آزاد و اسلامی نمایند.
4- تحول گرايي درآموزش و پرورش
همانگونه که اشاره شد نظام آموزشی در هر کشوري رکن آن جامعه محسوب می شود و اگر در یک کشوری نظام آموزشی آن از کارایی و اثر بخشی لازم برخور دار نباشد، نمی توان انتظار داشت که جامعه اي پیشرفته و توسعه یافته را در پیش روی داشته باشیم. نظام آموزشي فعلي، تقليدي ناقص از نظام آموزشي كشورهاي اروپايي بوده و برنامههاي آن متناسب با نيازهاي فردي و اجتماعي جامعه ما تهيه نشده است. از اين رو خلأ عظيمي در برنامههاي آموزشي آن مشاهده ميشود. نظام آموزشی ایران متعلق به سالهای بسیار گذشته است که به لحاط تاریخی - اجتماعی و نظام سیاسی ، محتوا ، روشها و نظامات آن با وضع کنونی جامعه ما تناسبی ندارد و ضروت تحول در آن سالهاست که احساس شده است. اما متاسفانه این ضرورت کمتر مورد توجه دست اندر کاران نظام آموزشی واقع شده تا جایی که اخیرا مقام معظم رهبری مسئولین را بر آن داشتند تا نظام آموزشی را متحول کنند. این تحول به جهات مختلف نیاز به نیروهایی دلسوز، متعهد و متخصص دارد و شاید یکی از انتظارات از معلمین بسیجی حضور در عرصههای مختلف دراين تحول باشد. براي ورود به تحول بايد با ملزومات و مقدمات آن آشنايي داشت و آنها را رعايت نمود.
فرهنگ هر جامعه بستر گسترده اي براي تحول و تكوين نظامهاي گوناگون آن جامعه به حساب مي آيد. تحول هاي فرهنگي روندهاي نوين اجتماعي را به همراه مي آورد كه اين به نوبه خود انتظارها و چشمداشت هاي متفاوتي را در مردم جامعه ايجاد مي كند. هر چند انتظارهاي مردم هر جامعه اساسا بر پايه ارزشهاي پايدار فرهنگي آن جامعه شكل مي گيرد. اما در محيط پوياي امروز بسياري از اين تغييرها به ويژه آنها كه به سامان زندگاني روزمره انسانها سرو كار دارد در نتيجه فرهنگ جامعه ايجاد مي شود. از اين رو تحول در جامعه مستلزم تحول در فرهنگ آن جامعه است.
در این رابطه مقام معظم رهبری می فرمایند:
تحول چيست؟
«تحول يك كلمه است، لكن در پشت اين وجودِ لفظى، در پشت اين كلمه يك دنيا كار نهفته است. اولاً اين كارها چيست؛ ثانياً با چه هدفى اين كارها قرار است انجام بگيرد؛ ثالثاً چگونه بايد اين كارها انجام بگيرد».
ضرورت تحول به لحاظ اعتقادي و مديريتي
«مطلب ديگرى كه بايد در نظر داشت، اين است كه آموزش و پرورش كنونىِ كشور ما، ساخته و پرداختهى فكر ما و برنامههاى ما و فلسفهى ما نيست؛ اين يك امر واضحى است؛ اين هم جزء مسلمات است، منتها به آن توجه نمي كنيم! از روزى كه نظامى به نام نظام آموزش و پرورش در اين كشور به وجود آمد. - از آغاز كار - بناى كار بر آن فلسفهاى نبود كه ما امروز دنبال آن فلسفه هستيم. دو عيب بزرگ وجود داشت. يك عيب از جنبهى اعتقادى و ايمانى، يك عيب از جنبهى سياسى و مديريتى كشور.»
تحول در زير ساخت ها
«در دورهى انقلاب، خيلى كارها در آموزش و پرورش انجام گرفته است؛ اما نظام آموزش و پرورش تحول پيدا نكرده و همان نظام قديمى است! اين عيوبى كه شما بخصوص معلمان قديمى، كاركُشته، مديران آموزش و پرورش و پرورشيهاى آگاه و قديمى معمولاً مي شمرند، ميگويند درسها حفظى است، قدرت ابتكار را در جوانها به وجود نمىآورد، تأمل نيست، كار متراكم و انبوه است و ...، اينها همه ناشى از همان نظام قديمى است كه از آن وقت مانده است و همانطور كه قبلها عرض كرديم، كهنه، متراكم، غبار گرفته، متصلّب، در نظام ما باقى مانده است. البته بيشتر در مسائل روبنائى كارهاى زيادى شده است: كتابها با «بسماللَّه» شروع نمي شد، حالا با «بسماللَّه» شروع مي شود؛ آيهى قرآن نداشت، حالا دارد. كارهاى خوب انجام گرفته؛ نه، من حقاً و انصافاً منكر كارهاى خوب نيستم. بنده كتابهاى درسى را مىبينم كه در زمينههاى گوناگون، مبانى اسلامى و مبانى ملى - با اختلاف در اين سالها و بسته به نوع سلائق مديريت هاى مختلف در دوران اين بيست و هشت سال - وارد آنها شده و هر وقتى يك كارى انجام گرفته. اين كارى هم كه الان اشاره كردند - گنجاندن مفاخر علمى در كتابهاى درسى - آوردند من ديدم؛ كار بسيار خوبى هم هست. بالاخره جوان ما لازم است در كتاب درسى، دانشمندان كشورش و گذشتهى كشورش و مفاخر علمى كشورش را بشناسد. جوان ما فلان بازيكن تيم فلان كشور را خيلى بيشتر مي شناسد تا ابن سينا را! تا محمد بن زكرياى رازى را! آنهائى كه اهل سينمايند، فلان هنرپيشهى معروف فرانسوى يا امريكائى را خيلى خيلى بيشتر مي شناسند تا فلان دانشمند رياضىدان يا مثلاً فرض كنيد كه اديب بزرگ فارسى را! اينها در كتابهاى درسى مىآيد؛ خيلى هم خوب است. اين كارها را ما قدر مي دانيم. منتها اينها هيچكدام تحول نيست».
شاخصه تحول در آموزش و پرورش
«تحول يك حركت ريشهاى است و شماها مي توانيد بكنيد. اين مجموعهاى كه امروز، مسئوليتهاى مهم كشور و آموزش و پرورش و تعليم و تربيت را بر عهده دارند، اينها انگيزهى كافى براى اين كار دارند. و بايد اين كار بشود».
برنامه ريزي تحول
«ببينيد ما چه ميخواهيم؟ محصول و خروجى آموزش و پرورش را چه مي خواهيم باشد؟ اول اين را مشخص بكنيم؛ ترسيم بكنيم؛ بعد ببينيم كه براى ساختن يك چنين موجودى، يك چنين مردى، زنى، جوانى، چه كارهاى مهم و اساسى، چه تعاليمِ لازم، در خلال چه برنامهى آموزشى بايد داده شود، تا اين موجود پرورش پيدا كند. آن وقت آدمهاى كارآمدمان بنشينند آن نظام را تعريف و تدوين كنند و با شجاعت لازم وارد ميدان شوند و تشكيلات آموزش و پرورش را بر طبق آن نظام تعريف كنند و تحقق ببخشند. اين، مي شود تحول حقيقى و بنيانى.
ما مي خواهيم آن كسى كه از آموزش و پروش خارج مي شود بعد از سيزده سال - حالا كه پيش دبستانى هم هست، مي شود سيزده سال - انسانى باشد با برجستگيهاى اخلاقى، برجستگيهاى فكرى و مغزى، و با تدين؛ يك چنين انسانى مي خواهيم. از نظر اخلاقى: انسانى باشد شجاع، خوشخو، خيرخواه، خوشبين، اميدوار، بلندهمت، مثبت در قضاوتها و ساير خصوصيات اخلاقىاى كه براى يك انسانِ مطلوب شما در نظر مي گيريد. از لحاظ خصوصيات فكرى: خلّاق، پرسشگر، اهل فكر، اهل نوآورى، مايل به ورود در ميدانهاى بسيار وسيعِ نادانستنيهاى بشر براى كشف دانستنيها و افكندن نور علم به وادى مجهولات، و صاحب فكر. از جنبهى رفتارى: آدم منضبط، قانونشناس. ما چنين موجودى ميخواهيم. آيا مي شود چنين موجودى را تربيت كرد؟ البته؛ البته كه مي شود. درست است كه انسانها يكسان نيستند؛ درست است كه ژنهاى گوناگون و مؤثرات گوناگون خلقتى، آدمها را با اختلافاتى به وجود مىآورد؛ اما به طور معمول و عام، همهى انسانها نقش پذيرند. گفت:
من كه لوحى سادهام، هر نقش را آمادهام
دست نقاشان قدرت تا چه تصويرم كنند
اين دست هنرمند شماست كه اين صفحهى سفيد را نقاشى مي كند؛ اين موجود، اين جسم را قالبدهى و صورتبندى مي كند. البته هر صورتبندى شدهاى، هر جسم قالببندى شدهاى ممكن است بعداً با يك سوهانى - مثلاً - كنارش را بتراشند؛ با يك پتكى - مثلاً - او را درهم بكوبند؛ اينها را منكر نيستيم؛ نمي گوئيم عوامل بعدى هيچ اثرى ندارند؛ اما بسيار بندرت اتفاق مىافتد؛ غالب، وجه عمومى، اين چيزى خواهد بود كه تربيت شدهى اينجاست. بنابراين مي شود از لحاظ اخلاقى، از لحاظ رفتارى، از لحاظ فكرى و روحى، انسانها را اينجورى بار آورد. كى بار خواهد آورد؟ عمدتاً آموزش و پرورش. البته صدا و سيما هم عامل مؤثرى است؛ خانواده هم عامل مؤثرى است؛ عوامل گوناگون جنبى هم كه البته اهميتشان كمتر هست، آنها هم هستند؛ لكن من عقيدهام اين است كه يك آموزش و پرورشِ خوب، مي تواند صدا و سيما را هم مقهور خودش بكند».
آموزش و پرورش تحول يافته
«ما امروز مي توانيم بگوئيم صدا و سيما يك برنامه بگذارد براى آموزش و پرورش كه بيايند آنجا، برنامه اجرا كنند. آموزش و پرورشِ تحول يافتهى مطلوبِ صددرصد درست، تأثير ديگرى مي تواند بگذارد. دنبال آن هستيم.
آموزش و پرورش مي تواند خانوادهها را هم تحت تأثير قرار دهد. بنابراين، مهمترين و مؤثرترين عامل، آموزش و پرورش است. پس، اين توانائى در آموزش و پرورش هست كه انسان اين چنينى را تربيت مي كند.
اين، مي شود فلسفهى آموزش و پرورش. البته همانطور كه گفتند، افراد صاحبنظر و عميق بنشينند همين را تدوين كنند؛ معلوم بشود كه ما مي خواهيم بياموزيم، تعليم بدهيم و پرورش بدهيم، تا چه اتفاقى بيفتد. اين فلسفهى آموزش و پرورش است؛ اين را مشخص بكنند؛ تدوين بكنند. آن وقت بر اساس اين فلسفه، نظام مطلوب آموزش و پرورش به دست خواهد آمد. آن نظام بايستى مثل يك جدول، پُر بشود از برنامههاى گوناگون، و البته بخش مهم و اساسىِ آن، اِجراست. اجرا، به انسانهاى مستعد و لايق احتياج دارد كه اين را هم باز بايد تربيت كنيم».
تحول و اجتناب از روزمره گي
«اينها كارهائى است كه در ظرف يك سال و دو سال انجام نمي گيرد. شما همّتتان را بگذاريد كه مثلاً فرض كنيد در ظرف پانزده سال اين كار انجام بگيرد. پانزده سال زمان زيادى است؛ اما براى اين كار، زمان طولانىاى نيست؛ مىارزد. قاعدهى كار را شما فراهم بكنيد؛ زمينهى كار را فراهم كنيد؛ به قول فرنگى مآبها فونداسيون اين بنا را شما كاملاً بريزيد؛ آماده بكنيد تا ديگران بيايند بر روى آن، بنا كنند. آن وقت، آموزش و پرورش از روزمرگى خلاص خواهد شد. روزمرگىاى كه ما گفتيم، اينجورى مي شود از آن خلاص شد. البته تا آن روز فنىحرفهاىها، تربيتمعلمها، شبانهروزىها، پرداختن به نقاط محروم و ...، اينها خيلى كار خوبى است؛ اينها كارهاى لازمى است؛ اينها بايد انجام بگيرد؛ لكن اينها هيچكدام آن تحول مورد نظر نيست؛ آن تحول مورد نظر، چيزى است عميقتر و بنيانيتر؛ آن بايد انجام بگيرد».
تحول نيازمند همكاري نخبگان
«البته شوراى عالى انقلاب فرهنگى، مسئوليت مهمى دارد. كما اينكه خود شوراى عالى آموزش و پرورش هم مسئوليت دارد. همهى نيروهاى فكرى و زبدهى كشور با همديگر دست به دست هم بدهند و هر كدام در جاى خود و به سهم خود، اين كار بزرگ را انشاءاللَّه بتوانند انجام بدهند» (حضرت آيت الله خامنه اي، 3/5/86).
با توجه به فرمايشات حضرت آيت الله خامنه اي در خصوص چيستي ، چرايي و چگونگي تحول در آموزش و پرورش بيان اين نكته به نظر ضروري مي رسد كه تحول معمولا با مقاومت روبروست. «متاسفانه بيشتر پژوهش هايي كه در چند سال گذشته در زمينه تحول در سازمانها انجام شده حكايت از اين دارد كه بيشتر سازمانها آن قدر در برابر تحول هاي محيط ايستادگي مي كنند و يا آنها را ناديده مي گيرند كه در نهايت به نقطه اي مي رسند كه بايد يك سلسله تغييرهاي بنيادي در ساختار، فرآيند عمليات، فرهنگ سازماني و ديگر زمينه هاي برجسته سازمان را در يك زمان كوتاه و باشتابي تند تجربه كنند. به عبارت ديگر، بجاي پيش بيني هاي لازم و توسل به تحول هاي بنيادي مبتني بر برنامه كه به سازمان فرصت كافي انطباق و همسازي با محيط را فراهم مي سازد، بايد به استراتژيهاي تحول جهش وار روي آورند كه در بسياري موارد مخاطره هاي سهمگيني براي سازمان به همراه مي آورد». در اين خصوص معلمين بسيجي مي توانند در لبيك به فرمايشات مقام معظم رهبري گام هاي مهمي را فرهنگ سازي و ايجاد تحول در بخش هاي مختلف آموزش و پرورش بردارند.
5- نظام اجتماعي مدرسه
مدرسه يكي از مهمترين محيط هاي آموزشي و پرورشي و به تعبير عام تر تعليم و تربيت است. از اين رو معلمين از جمله معلمين بسيجي بايد به سختار، مقررات، سلسه مراتب و تقسيم مسئوليت ها و نقش هايي كه به طور مستقيم و صريح و غير مستقيم به آنها محول مي شود، توجه نمايند. مدرسه به عنوان يك سازمان رسمي، داراي ساختار و سازماني است كه در آن سمت هاي مدير، معلم و دانش آموز هر يك به وسيله مجموعه اي از انتظارات تعريف شده است. اين انتظارات، رفتار مناسب و مقتضي را براي هر نقش يا سمتي مشخص مي كند. برخي انتظارات رسمي، مهم و اجباري اند و بعضي ديگر انعطاف پذيرترند، بسياري از نقش هاي سازماني دقيقا تعريف شده و برخي داراي ابهام بوده و تعريف نشده اند. در اين ساختار افراد داراي آزادي عمل بسياري هستند از اين رو معلميني كه از توانايي و شخصيت هاي برتري برخوردارند، مي توانند بدون تنش و تعرض در اين محيط نقشي را براي خود انتخاب و ايفا نمايند. به عبارتي ديگر ساختار و سازمان مدارس بگونه اي است كه به صورت بالقوه مجموعه اي از انتظارات گسترده را ايجاد مي كند و افراد مي توانند متناسب با توانايي ها، سلايق و تجارب و انگيزه خود پاره اي از آنها را كه معمولا به طور معقول با هدف هاي سازمان همخواني و سازگاري بيشتري دارد برگزينند و در آن ايفاي نقش نمايند. در انتخاب اين نقش ها شناخت و انگيزش افراد تعيين كننده هاي اصلي هستند. منظور از شناخت، استفاده فرد از برداشت هاي ذهني خود براي فهم كار و نقش سازماني است كه برحسب ادراك، معرفت و رفتار شكل مي گيرد. هر معلم سعي مي كند بر اساس شناخت، معرفت و ادراكي كه از موضوعات مدرسه دارد كار و وظيفه معلمي خود را معني و نقشي را تعريف نموده و به آن جامعه عمل بپوشاند. از اين رو شناخت و انگيزش يك معلم تحت تاثير عواملي چون باورها، صلاحيت ها، هدفها و انتظارات شخصي او در باره كار معلمي قرار دارد. با اين تعريفي كه از فضاي مدرسه ارائه شد، طبيعي است كه تمامي انتظارات و مسئوليت هاي معلم بسيجي بايد در اين ميدان به منصه ظهور رسانيده شود. ويژگي هاي شخصيتي معلم بسيجي، توانايي ها، اهداف، انگيزه و تفكر و فرهنگ بسيجي همه و همه در اين ميدان به ظهور و بروز مي رسند از اين رو از معلمين بسيجي انتظار مي رود به خوبي محيط، ساختار، سازمان، قوانين مقررات، فضاي فرهنگي، روابط انساني و ساير عوامل موثر در اين ميدان عظيم تربيتي و آموزشي را بشناسند و براي خود عرصه عمل را به خوبي تعريف و ايفاي نقش نمايند.
با مطالعه و بررسي اسناد مربوط به وظايف و ماموريت هاي بسيج، علاوه بر وظايف و مسئوليت هايي كه اشاره شد. كاركردهاي ذيل با تاكيد بر محيط هاي اجتماعي مدارس، براي معلمين بسيجي در آموزش و پرورش قابل تصور است.
ترويج فرهنگ و تفكر بسيج
مشاركت در سازندگي
تقويت بنيه علمي و ارتقائ سطح علمي
اقدامات امدادي و اجتماعي
تقويت بنيه نظامي و روحيه دفاعي
حفظ ارزشهاي اسلامي و ملي در جوانان
1-5- ترويج فرهنگ و تفكر بسيجي
يافته هاي پژوهشي نشان مي دهند كه از مهمترين رسالتهاي معلمين بسيجي ترويج فرهنگ و تفكر بسيج در مدارس كشور است. اين موضوع بايد در اولويت نخست برنامه ها قرارداشته باشد. ترويج فرهنگ و تفكر بسيج را بايد با ملاحظه تمامي ابعاد آن مورد بحث قرار داد. همانگونه كه در فصل دوم اين كتاب آمد فرهنگ و تفكر بسيج؛ ابعاد بسيار گسترده و فراگيري را داراست. لذا شايسته است، با دقت مورد بررسي و مداقه علمي قرارگيرد و مصاديق و شاخص هاي آن روشن شود. سپس ترويج آن به عنوان اولويت نخست مد نظر معلمين بسيجي قرار گيرد.
2-5- تقويت بنيه علمي
از جمله انتظاراتي كه از معلمين بسيجي در فضاي آموزش و پرورش و مدرسه وجود دارد، تقويت بنيه علمي نيرو هاي بسيجي است، فعاليت هايي كه در اين زمينه مي توان انجام داد عبارتند از :
برگزاري كلاسهاي آموزشي و تقويت بنيه علمي
برگزاري همايشها و گردهماييهاي علمي و فرهنگي
تشكيل انجمنها وگروههاي علمي وآموزشي
ارايه خدمات مشاوره تحصيلي
انجام مطالعات و پژوهشهاي علمي كاربردي
انتشار كتب، نشريهها وجزوات علمي، آموزشي
شناسايي نخبگان و فرهيختگان ممتاز و تجليل از آنان
3-5- اقدامات امدادي و اجتماعي
اقدامات امدادي و اجتماعي نيروي مقاومت بسيج در عرصه هاي مختلف جامعه اين موضوع را كه بسيج يار و مددكار مردم است و متعلق به اقشار مختلف جامعه به خصوص مستضعفان و محرومان جامعه است به يك باور ملي تبديل شده است. از اين رو در بررسي كاركردها و رسالت معلمين بسيجي، نقش امدادي و اجتماعي در رتبه هاي نخست قرار دارد و اين نشان از آن دارد كه اين انتظارهمچنان از اين نهاد انقلابي وجود دارد كه فعاليت هاي امدادي و اجتماعي خود را در اولويت هاي كاري خود قرار دهند و در كمك رساني به اقشار بي بضاعت وآسيب پذير به خصوص در محيط مدرسه به نحوي كه كرامت انسانها خدشه دار نگردد، كوشا و ساعي باشند.
در اين راستا موارد زير پيشنهاد مي شود :
- شناسايي و جذب منابع اقتصادي و اجتماعي
- جذب و هدايت خدمات رفاهي براي دانش آموزان نيازمند
- جمع آوري كمك هاي نقدي و غير نقدي در زمان بروز حوادث
- شناخت معضلات و مفاسد اجتماعي در مدرسه وارائه روشهاي مقابله اي
4-5- مشاركت در سازندگي
يكي از مهمترين عرصه هاي حضور در جامعه فعلي ما عرصه سازندگي و آباداني كشور است. معلمين بسيجي مي توانند با فرهنگ سازي در اين عرصه نقش مهمي را ايفا نمايند. شناسايي افراد مستعد و توانمند و حمايت از آنها، سازماندهي آنها در امر سازندگي امري ضروري و بسيار كار ساز است.
فعاليتهاي فني ـ سازندگي به ترتيب اهميت نقش عبارتند از:
- حمايت از اختراعات و ابتكارات
- مشاركت در اجراي طرحهاي عام المنفعه مانند واكسيناسيون
- مشاركت در اجراي طرحهاي ملي سازندگي
5-5- تقويت بنيه نظامي و روحيه دفاعي
به رغم آنكه از معلمين بسيجي انتظار مي رود تا نقش فرهنگي را ايفا نمايند. اما همانند ساير اقشار بسيج اين قشر نيز بايد آمادگي لازم را براي ايفاي نقشهاي امنيتي و نظامي داشته باشند. سياست گذاري، طرح ريزي، برنامه ريزي، هماهنگي، اداره، نظارت و ارزشيابي در زمينه هاي جذب، آموزش، سازماندهي، بكارگيري، حفظ و انسجام فرهنگيان و آمادگي دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامي و مقابله با تهديدات خصوصاً "تهديدات نرم دشمن" از مهمترين انتظارات است.
فعاليتهاي ذيل به ترتيب مهمترين نقش را به لحاظ نظامي و امنيتي دارا هستند.
حضور نظامي در كنار بسيجيان در جنگ و رزمايشها
جمع آوري كمكهاي نقدي در بحران ها
6-5- حفظ ارزشهاي اسلامي و ملي در جوانان
از معلمين بسيجي انتظار مي رود به منظور حفظ ارزشهاي انقلابي و اسلامي و ملي و پاسداري از هويت فرهنگي جامعه مسئوليت خطيري را دنبال كنند تا فرزندان اين مرز و بوم را در بحرانهاي فرهنگي حفظ و از انحراف و زوال در بنيادهاي فكري و رفتاري جلوگيري نمايند. از اين رو بر معلمين بسيجي است تا براي تحقق اين امر با استفاده از روشهاي صحيح نظام ارزشي مترقي اسلامي و با تاسي از فرهنگ انقلاب اسلامي به همگان بياموزند و زمينه وحدت و يكپارچگي را در جامعه اسلامي فراهم آورند.
از جمله اقداماتي كه مي توان در اين راستا انجام داد عبارتند از:
- شناسايي الگوهاي فكري و رفتاري مبتذل و پيشگيري از آن
- بر گزاري اردوهاي زيارتي و سياحتي و ايران گردي
- ارايه آموزش هاي معرفتي و بصيرتي
- پاسخگويي به شبهات و ابهامات سياسي و اجتماعي
- تحليل و تبيين رويدادهاي سياسي و اجتماعي
- برگزاري جشنواره هاي مسابقات فرهنگي و هنري
- انجام فعاليت هاي ورزشي و تربيت بدني
منابع
1- قر آن کریم.
2- فرمایشات پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع).
3- فرمایشات حضرت امام خمينی (سره).
4- فرمایشات حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله) .
5ـ آيت ا.. مظاهري، حسين(1376) ويژگي هاي معلم خوب، انتشارات اخلاق.
6- آزاد ارمکی، تقی(1373) جایگاه بسیج شناسی اجتماعی در جامعه شناسی، مجله علمی پژوهشی بسیج شماره2 .
7- بشیریه، حسین(1372) انقلاب و بسیج سیاسی، انتشارات.دانشگاه تهران.
8- بیرو، آلن( 1366) فرهنگ اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، انتشارات کیهان.
9- حاجی کریمی، عباسعلی؛ رنکریز، حسن (1379) مدیریت منابع انسانی ، شرکت چاپ و نشر بازرگانی ، تهران.
10- حبی، محمد باقر(1383) شاخص های فرهنگ وتفکر بسیجی (رویکردی پژوهشی )، سازمان تحقیقات و مطالعات بسیج.
11- حجتی، سید محمد باقر، اسلام و تعلیم و تربیت، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی.