دانستنیهای مربیان تربیتی پايگاه هاي تابستاني
شرح :
دانستنیهای مربیان تربیتی پايگاه هاي تابستاني
سازمان بسيج فرهنگيان نمسا
عنوان : دانستنيهاي مربيان تربيتي پايگاه هاي تابستاني
با سفارش و نظارت : سازمان بسيج فرهنگيان نمسا
حروفچيني و طرح جلد : سازمان بسيج فرهنگيان نمسا
شمارگان :
تعداد صفحات : 56
نوبت و تاريخ چاپ : اول – خرداد 1387
نشاني : بزرگراه نيايش تقاطع سئول - نيايش،مجتمع نيايش- ساختمان 140طبقه2
تلفن : 22661396- 22661398
فهرست مطالب
عنوان
- مقدمه
- جايگاه تعليم و تربيت در اسلام
- مفهوم كلي تعلیم و تربیت
- تفاوت مفهوم تربيت وتعليم
- تعريف تربيت در اسلام
- اصول تربيتي اسلام
- روشهاي تربيت در اسلام
- مربی تربیتی در بسيج
- تعریف طرح تابستاني
- اصول و سیاست های حاکم بر طرح تابستاني
- برخی از اهداف طرح تابستاني
- کارکردهای اوقات فراغت
- شاخصه های پایگاه تابستانی بسیج
- فعالیت ها و برنامه هایی که در طرح تابستاني ارائه و اجرا می گردد
- مربیان تربیتی طرح تابستاني
- وظایف و مسئولیتهای مربیان تربیتی
- الف : وظایف عام (عمومی)
- ب : وظایف خاص (ویژه مربیان طرح تابستاني )
- منابع و مآخذ |
5
8
12
14
20
22
33
36
36
37
38
38
39
40
41
42
42
49
56
|
مقدمه :
درخشش شعاع نورانی اسلام و جاذبه های معنوی انقلاب اسلامی در ایران جوهر وجودی نسل جوان را سکوی عروج بسوی عالم ملکوت قرارداده و دلهای شیفته ای را بسوی عرفان و معنویت و امید و نشاط کشانده است .
در این شرایط مهم ، آرمان یک انسان حقیقت جو ، سعادت و رستگاری حقیقی و زندگی جاودانی است که جزدر پرتو دین و دین داری حاصل نمی شود از این رو دین شناسی و آگاهی از دستورات دینی ، یکی از ضرورتهای امروز جامعه است و نسل جوان به این علم نیازمند ترند. چون علاوه بر نیاز عمومی در جوانان، دشمنان نیز در راستای نیات پلید خود با به نتیجه نرسیدن از راههای اقتصادی ، سیاسی و نظامی ، اینک به هجوم فرهنگی روی آورده اند تا به همراه فریب خوردگان و وابستگان داخل ، عرصه فرهنگی جامعه و دل پاک نوجوانان وجوانان را میدان تاخت و تاز خود قرار دهند و مبانی اعتقادی و اخلاقی امت اسلامی به ویژه جوانان را متزلزل و نابود نمایند.
در این شرایط یک فرد بسیجی باید بینش و آگاهی خود را افزایش بدهد و ضمن تعمیق شناخت خود به اعتلای هر چه بیشتر فرهنگ بسیجی کمک نماید . نیروهای مومن و انقلابی به خصوص بسیجیان مخلص باید به سلاح ایمان و آگاهی های دینی مسلح شوند تا خود و دیگران را از هجوم دشمن مصون بدارند و با روشنگری ، راه نجات به دام افتادگان را بنمایانند.
نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بعنوان یکی از نهادهای نظام مقدس اسلامی که ارتباط تنگاتنگ و مستمری با جامعه دارد و جمع کثیری از جوانان و نوجوانان را در رده های مقاومت مساجد، محلات ، مدارس و دانشگاهها تحت پوشش قرار می دهد وظیفه خود می داند که نسبت به نسل جوان احساس مسئولیت نماید و در جهت غنی سازی اوقات فراغت جوانان و نوجوانان برنامه ریزی نماید.
از جمله این برنامه ها ، برگزاری دوره های طرح تابستاني است که همه ساله در سطح ردههای مقاومت اجرا می شود این دوره ها در زمینه های مختلف فرهنگی، علمی، ورزشی، اردویی، هنری و....برگزار گردیده و برای اجرای کلاسها و امر تعلیم آن تا بحال از معلمان و بسیجیان با تجربه فرهنگی استفاده شده است. در کنار برنامه های آموزشی ، با تدبیر فرماندهی محترم نیروی مقاومت و پیگیری سازمان بسیج فرهنگیان برای اولین بار در سال 85 طرح مربیان تربیتی بسیج نیز به سر فصل برنامه های دوره افزوده شد و قریب به 5000 نفر از مربیان تربیتی بسیجی به پایگاههای طرح تابستاني معرفی شدند و توانستند در جهت ارتقاء سطح دوره و افزایش اثر بخشی برنامه های آن تاثیر قابل توجهی بگذارند.
در سال گذشته نيز 10هزار مربي تربيتي با حضور در پايگاه هاي تابستاني تاثير بسيار خوبي در اجراي برنامه ها و برگزاري كلاسهاي آموزشي تربيتي آنها گذاشتند و به همین جهت ، امسال نیز بنا بر توسعه این قبیل برنامه ها و مشارکت فعال تر بسیج فرهنگیان می باشد و در نظر است افراد بیشتر و با تجربه تری به این منظور بپردازند.
این مربیان ، معلمان بسیجی با تجربه هستند و در نظام تعلیم و تربیت سابقه چندین ساله دارند و اغلب کسانی هستند که در جاهای مختلف برنامه های تربیتی اجرا کرده اند اما از آنجا که طرح تابستاني اهداف تربیتی خاصی را دنبال می کند و مربیان تربیتی می بایست در جهت تحقق آن اهتمام ویژه ای بعمل آورند از این رو مجموعه حاضر با هدف آشنایی بیشتر مربیان و برای توجیه وظایف و مسئولیت های آنان در طول مدت دوره تهیه گردیده که امید است مورد استفاده قرار گیرد و سبب خشنودی حضرت بقیه الله اعظم روحی فدا را فراهم آورد. انشاءالله
سازمان بسیج فرهنگیان
مدیریت علمی - پژوهشی
خرداد- 87
جايگاه تعليم و تربيت در اسلام :
شايد كمتر كسي باشد كه منكر جايگاه و اهميت علم، تعليم و تعلم در اسلام باشد. هيچ ديني مانند اسلام به علم آموزي ترغيب و تشويق ننموده است. اولين آيات وحي بر پيامبر گرامي اسلام (ص) نازل گرديد و به پيامبر(ص) خطاب شد : « اقرأ بسم ربك الذي خلق، خلق الإنسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذي علم بالقلم، علم الإنسان ما لم يعلم»[1]. اين آيات بهترين شاهد بر عنايت فوق العاده اسلام برتعليم و تعلم است. قلم در اين آيه مظهر سواد و علم آموزي است.
درآيات الهي يكي از رسالتهاي انبياء الهي تعليم دانسته شده است؛ «كما ارسلنا فيكم رسولاً منكم يتلوا عليكم آياتنا و يزكيهم و يعلمكم الكتاب والحكمه و يعلمكم مالم تكونوا تعلمون[2]؛ رسولي از خود شما برايتان فرستاديم تا آيات ما را بر شما بخواند و شما را تزكيه نمايد و كتاب و حكمت را بياموزد و آنچه را نمي دانستيد به شما تعليم دهد».
در اين آيه فلسفه وجودي اديان آسماني و رسالت انبياء تعليم و تربيت دانسته شده است .
در آياتي از قرآن نيز وجدان انسانها مورد خطاب و سؤال قرار داده شده، كه آيا عالم و جاهل يكسان و مساوي است؛ « هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون، آيا آنانكه ميدانند با كساني كه نميدانند يكسان هستند.»
در سنت و احاديث نبوي (ص) نيز احاديث فراواني در ارزش و اعتبار علم، علماء و متعلمان آمده است، در روايت، نبي اكرم (ص) ميفرمايد : « طلب العلم فريضه علي كل مسلم، ألا و إن الله يحب بغاه العلم[3] ، علم آموزي بر هر فرد مسلماني (أعم از زن و مرد) لازم و واجب است، بدانيد كه خداوند دوستدار طالبان علم است » . در برخي روايات طالب علم و علمآموز با عبادت كننده در شب و روز مقايسه شده و علم آموزي، بهتر از هر عمل خيري دانسته شده است. رسول خدا(ص) ميفرمايد: « طالب العلم كالصّائم نهاره و القائم ليله، و انّ باباً من العلم يتعلّمه الرجل خير له من أن يكون ابوقبيس ذهباً فأنفقه في سبيل الله[4]؛ دانشجو و دانشآموز دوستدار علم، همانند كسي است كه روزها روزه دار و شبها بيدار و سرگرم عبادت بوده و هر بابي از علم كه طالب علم بدان دست مييابد و آن را فرا ميگيرد از كوه ابوقبيس كه سراسر آن طلا باشد و آن را در راه خدا انفاق كند، بهتر و سودمند تر است».
اگر علم در اسلام جايگاه ويژهاي دارد، تعليم دهندة علم (معلم) و تعليم گيرندة علم (متعلم و محصل) نيز جايگاه و ارزش ويژهاي پيدا ميكنند. حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) در روايتي مردم را به سه دسته تقسيم مينمايد : « انما الناس عالم و متعلم و ماسواهما فهمج[5] ؛ مردم اجتماع سه گروهند، گروه اول كساني هستند كه در تحصيل دانش مدارجي را پيمودهاند، گروه دوم آنان كه به تحصيل علم مشغول هستند و جز اين دو گروه ساير افراد جامعه بي خاصيت هستند.»
در روايات نبوي (ص) و اهل بيت (ع) مقامات فراواني براي عالم، معلم و متعلم ذكر شده، ولي مقام و منزلت معلم بسيار بيشتر و بالاتر از متعلم دانسته شده است؛ رسول خدا (ص) مي فرمايد : « العالم و المتعلّم شريكان في الأجر، للعالم أجران و للمتعّلم أجر و لا خير في سوي ذلك[6]؛ عالم و متعلم در اصل پاداش داشتن مشتركند، براي عالم دو پاداش است و براي متعلم يك پاداش و در غير عالم و متعلم خيري نيست .» در اين روايات گويا مراد از عالم، عالمي است كه معلم نيز ميباشد، چرا كه معلم است كه به سبب علمي كه دارد و به علت تعليم علم به ديگري دو پاداش دارد، ولي متعلم به خاطر اينكه در راه تحصيل علم گام بر مي دارد تنها يك پاداش دارد. جايگاه و ارزش علم در فرهنگ اسلامي به قدري است كه اهل بيت (ع) بارها به جوانان ميفرمودند : « دوست نداريم جواني از شما مسلمانان را بينيم مگر آنكه روز او به يكي از دو حالت آغاز شود، يا تحصيل كرده و عالم باشد، يا متعلم و دانشجو، اگر هيچ يك از اين دو حالت در وي نباشد و با ناداني به سربرد، در اداي وظيفه كوتاهي نموده است، كوتاهي در وظيفه، تضييع حق جواني است، تضييع جواني به گنه كاري منجر مي شود....»[7] بنابراين علم آموزي وابسته به دو طرف است، معلم و متعلم و ارزش اين دو به خاطر انتساب به علم ميباشد. جايگاه معلم در تربيت ديني به اندازهاي است كه پيامبر اكرم(ص)و ائمه هدي(ع) خود به تربيت معلم براي جامعه ميپرداختند. در سيرة ابن هشام آمده است كه پس از آنكه طفيل بن عمرو، مسلمان شد، پيامبر اعظم (ص) با دادن آموزشهاي مقدماتي، او را به سوي قبيلهاش فرستاد تا آنچه را كه آموخته بود به آنان نيز بياموزد[8]. آموختن و آموزش دادن، دو كاري است كه بايد دغدغة زندگي يك مسلمان شود. نبي اكرم (ص) ميفرمايد: « تعلم العلم؛ فانّ تعلّمه حسن و مدارسته تسبيح، و البحث عنه جهاد و تعليمه لمن لايعلمه صدقه ؛ [9] علم را بياموزيد، زيرا آموختن آن كاري بس نيكو و آموزش دادن آن تسبيح خداوند است.گفتگو و بحث از دانش، جهاد در راه خداست و آموختن علم به ديگران صدقه است» .
رسول گرامي اسلام (ص) فرمودند : « بالتّعليم أرسلتُ» من براي تعليم فرستاده شدم» ايشان وارد مسجد شدند و دو حلقة جمعيت ديدند كه در يكي عدهاي مشغول عبادت بودند و در ديگري مشغول تعليم و تعلم ، فرمود : كلاهُما علي خير؛ هر دو كار خوبي ميكنند، ولي من براي تعليم فرستاده شدهام و بعد خود حضرت (ص) آمدند در آن جمعي كه مشغول تعليم و تعلم بودند، نشستند[10]. از اين روست كه اسلام عالم با عملي كه مردم از او بهرمند گردند و هدايت شوند از هفتاد هزار عابد، برتر ميداند. چنانچه امام محمد باقر (ع) ميفرمايد : « عالم ينتفع بعلمه أفضلُ من سبعين ألف عابد»[11] از مجموع رواياتي كه گذشت ضرورت و فوايد تعليم علم براي جامعه، معلم و متعلم روشن ميشود. علاوه بر ثوابها و ثمرات فراوان دنيوي و اخروي كه براي معلم و متعلم در روايات بيان شده است[12]، ضرورت تعليم علم براي جامعه نيز ذكر شده، جامعه اي كه به دنبال تحصيل علم حركت نكند، چه علم دين و چه علم زندگي، در باتلاق جهالت فرو مي رود و چارهاي جز هلاكت ندارد. چنين جامعهاي شناخت و روح و رفتار خود را دربست تقديم دشمنان خود ميكند و به فقر معنوي و مادي دچار مي شود.
مفهوم كلي تعلیم و تربیت :
تعلیم در لغت به معنای" آموزش ، یاددادن و دانش یا مهارتی[13] را به کسی آموختن" است و تربیت یعنی" ایجاد کردن تغییرات مطلوب[14] در کسی یا چیزی" در اصطلاح تربیت فقط یادگیری نیست ، بلکه بالاتر از فراگیری یک چیز دیگری وجود دارد که آن تربیت است.
" تربیت در اصطلاح عام شامل تعلیم هم می شود ولی در اصطلاح خاص چیزی غیر از تعلیم است ، تعلیم به معنای یاد گرفتن است ، اما تربیت به معنای شدن و به شکل خاصی در آمدن و یک هویت درست و مطلوب را پیدا کردن است.
تربیت عبارت از رشد و نمو و حرکت هر شی به سمت هدف و غایتی است که آن شی کمال خود را باز می یابد[15]."
"تربیت صفتی از صفات انسان یا هر موجود دیگری نیست. تربیت فراهم آوردن شرایط لازم جهت شکوفا نمودن استعدادهای نهفته است و میدان عمل آن همه موجوداتی هستند که دارای استعدادهای تکوینی طبیعی ، غریزی و فطری می باشند و میدان عمل و موضوع آن در مورد انسان عبارت است از عقل انسان ، روح انسان و بدن او ، بنابراین تربیت انسانی یعنی تربیت عقلی ، تربیت روحی و تربیت بدنی یا جسمی" فرد انسان.
تعلیم از تربیت جدا نیست و آمیخته با آن است .تربیت پیش از تعلیم، انسان رابه حرکت در می آورد . اگر تربیت نباشد ، بصیرت انسان به کمک او نمی آید.
تفاوت مفهوم تربيت وتعليم
تعليم و تربيت را نميتوان به صورت دو واژه مترادف در نظر گرفت زيرا از نظر مفهوم متفاوتند . به عبارت ديگر : اين دو كلمه از بعضي لحاظ، از هم متفاوت و از بعضي لحاظ نيز، به هم مرتبط اند . تربيت داراي معني وسيع و گسترده و دامنه داري است ؛ درحالي كه كلمه « تعليم» از نظر مدلول ، از اين حد كه وسيله و عاملي براي تربيت مي باشد، تجاوز نميكند. بنابراين تعليم، جزئي از تربيت و يا وسيلهاي از وسايل آن مي باشد .
تربيت يعني برانگيختن استعدادها و قواي گوناگون انسان و پرورش آن كه بايد با كوشش و مساعي خود متربي نيز توأم گردد، تا به منتهاي كمال نسبي خود، به ميزان طاقت و توانائي، نائل شود. اين استعدادها و قواي مختلف و كيفيت كاربرد آنها درسايه اعمال منظم و سازمان يافته متربي[16] تحت نظارت مربي و پرورشكار، شكوفائي و رشد خود را آغاز مي كند. انسان با عوامل و انگيزههايي در زندگاني احاطه شده است كه نشاط و جنبش او را تحريك نموده و استعدادها و قواي او را بيدار ميسازد. بديهي است كه كوشش و اهتمام خود انسان نيز در اين رهگذر به مدد رشد و تعالي اين استعدادها و قواي عقلي او بر ميخيزد. براي رشد جسماني و بدني و نيرومندشدن عضلات، علاوه بر عوامل محيطي، حركات و جنبشهاي منظم و به عبارت ديگر: تمرين و ورزش و مساعي شخصي خود انسان نيز سهم به سزايي دارد.
چنانكه اخلاق خوب و خويهاي ستوده انسان صرفاً از راه تلقين و تعليم فضائل بدست نمي آيد، بلكه ممارست و برخورد با حوادث و مواجه شدن با موقعيتهاي فكري و اجتماعي و ارتباط با افراد و جامعهها و اشتراك مساعي با آنها در به ثمر رسيدن فضائل اخلاقي، نقش مؤثري را به عهده دارد. لذا تربيت در صورتي ثمر بخش خواهد بود كه با عمل و كوشش متربي توأم و همراه باشد. باين معني : كوششي كه متربي در غلبه بر مشكلات و هنگام برخورد با دشواريهاي زندگي روزمره و يا زندگي مدرسهاي بكار ميبرد، عملاً به او درس اخلاق ميآموزد و به وي ميفهماند كه چه نوع رفتاري درست و يا نادرست ميباشد. او تدريجاً اشتباهات اخلاقي خود را كاهش داده و بر توان و قدرت و مقاومت و پايداري خويش مي افزايد و نوعي پيشرفت و موفقيت را احساس نموده كه او را وادار به تعديل و تلطيف رفتار خود در سايه اطلاعات شخصي و تلقينات مربي مينمايد . بنابراين تربيت صحيح، علاوه برتلقينات مربي، به كوششها و تحرك متربي نيز متكي است، لذا مهمترين وظايفي كه بايد مربي آن را نصب العين خود قرار دهد، اين است كه توانائي و استعدادهاي شخصي متربيان را، در قيام به وظايف تربيتي، ناچيز و كم اهميت تلقي نكند، بلكه بايد آنها را آزاد گذارد تا شخصاً، بر مشكلات، در دايره امكانات و توانائي خود، پيروز گردند . پس تربيت عبارت از عملي است كه قواي جسماني و رواني و عقلي انسان را شكوفا ساخته تا آن قوا با نظام و سازمان ويژهاي، با استمداد از درون متربي و به مدد كوششهاي او، به ميزان توانائي و استعداد خود، رشد و پيشرفت نمايد .
تعليم با مفهوم محدود آن عبارت از تلقين و ايصال و انتقال معلومات به اذهان دانش آموزان ميباشد. پس معلم در حوزه وظيفه خود عمل ميكند. بدين گونه كه شاگرد در برابر او ساكت به سر ميبرد. و القائات و گفته هاي او را دريافت مي كند و آنگاه كه تربيت ، متربي را وا ميدارد كه شخصاً نيز عمل كند و به منظور حل مشكلات بيانديشد؛ تعليم اين نقش را به عهده دارد كه فقط اذهان شاگردان را با معلومات و كارآئي فكري مجهز سازد . ولي تجارب و آزمايشهاي زندگي به ما فهمانده است: اموري كه متربيان و دانش آموزان درباره آنها زير سايه كوششهاي شخصي كسب مهارت ميكنند، نسبت به آنچه از رهگذر تلقين و تعليم فراهم ميآورند، بارزتر و پايدارتر است. به همين جهت قسمت عمده تلاش معلم در شرح و تلقين معلومات و اجبار دانش آموزان به شنيدن آنها مصروف مي گردد. وظيفه تعليم در مجهزساختن ذهن شاگردان با معلومات و معارف مختلف محدود مي باشد كه غالباً اين معلومات براي خود شاگردان ، روشن و معلوم نيست . اما تربيت ، عنايت و اهتمام خود را به پيشبرد تمايلات فطري و استعدادهاي متنوع متربي متوجه ساخته، و به انسان آن چنان آمادگي مي بخشد كه در شئون مختلف زندگي با مهارت وارد عمل گشته و در برابر موقعيتهاي گوناگون درست عمل كند. پس متعلم و متربي، در فضا و محيط تربيت، شخصاً به كشف ميپردازد؛ در حالي كه در محيط و دايره تعليم، كشف و بررسي مسائل از آن معلم است چون او است كه بازده بحث و كاوشهاي علمي خود را به دانش آموزان تحميل مي كند . به عبارت ديگر : معلم در مسير انجام وظيفه تعليم سعي مي كند اذهان شاگردان را با معلومات و معارف پركند. اما مربي مي كوشد كه از راه تربيت، راه را براي استعداد و قواي انسان از درون او براي بحث و كاوش باز كند. تعليم با چنين مفهوم محدود خود، يك عمل نارسا و ناتمام مي با شد زيرا تنها به يك ناحية انسان، اهتمام دارد. ولي بايد گفت كه تعليم صحيح عبارت از كوششي است كه معلم بايد در زير ساية آن، شوق و تمايل به علم و عمل و اهتمام به آن دو را در نفوس دانشآموزان زنده و بيدار سازد .
حتي تعليم صحيح، به همان مفهوم فوق الذكر، يكي از وسايل تربيت و جزئي از اجزاء آن است . زيرا علم و معرفت همه چيز نيست و يا مهمترين چيز در تربيت نميباشد، بلكه معرفت و علم، همانگونه كه از سياق آيات قرآني و روايات استفاده ميشود، در درجه دوم اهميت قرار دارد و محدوده گسترده مفهوم تربيت اين حقيقت را تأييد مي كند. زيرا جهات نفساني از قبيل وجدان، اراده اخلاق، حسن سلوك با افراد جامعه و امثال آنها از مطالبي است كه ظرفيت گسترده مفهوم تربيت ميتواند آنها را در خود جاي دهد. تربيت همواره متوجه هدفهاي عالي و ارزشمند اخلاقي و اجتماعي است. ولي هدف تعليم، با مفهوم محدود آن، عبارت از آشنا كردن دانشآموز به امور محدود و تمرين ذهني در اوست. تعليم به صورتي كه هم اكنون متداول است صرفاً دانش آموز را براي اشتغال به حرفه و فن و قبولي و پيروزي در امتحان آماده ميسازد در حالي كه تربيت ميخواهد انسان را به اصل و هدف زندگاني انساني رهنمون گردد. و صفات و تمايلات لطيفي را در انسان به ثمر رساند تا در بهزيستي با ديگران در عين صلح و آرامش و بهره مند شدن از يك زندگاني سالم، موفق و كامياب گردد. بنابراين تربيت، متوجه اين هدف است كه از خود انسان، انساني بسازد كه از انسانيت خود،پيش از آنكه به عنوان آلت و ابزاري براي كسب معيشت باشد، برخوردار شود . به همين جهت در مضامين قرآني و احاديث اسلامي، آنگاه كه سخن از تربيت و تعليم به ميان ميآيد، تربيت در نوبت نخستين قرار دارد . آنجا كه مي فرمايد: اقراء باسم ربك الذي خلق، خلق الانسان من علق ، اقرء وربك الاكرم ، الذي علم بالقلم، علم الانسان مالم يعلم[17] :
بخوان بنام پروردگارت؛ پروردگاري كه آفريد، انسان از خون بسته و لخته شده .بخوان در حالي كه پروردگار تو با كرامت تر است ، كه او با خامه و قلم، علم و دانش بياموخت. انسان را با تراوش قلم به حقايقي رهنمون گشت كه از آنها آگاهي نداشت . نكته اي كه در اين آيات و چند آيه ديگر، البته با اندكي تأمل، جلب نظر مي كند تقدم كلمه « ربك = پروردگار تو» بر كلمه « علم ّ = علم آموخت » مي باشد، قرآن كريم با نداي آسماني خود در طي اين آيات به اهميت والاي پرورش و تقدم آن بر آموزش اشاره كرده است چنانكه همين نكته در بسياري از آيات ديگر نيز به چشم مي خورد آنجا كه مي گويد : هو الذي في الاميين رسولاً منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين[18] : خدائي كه درميان جامعه اي فاقد سواد و آشنائي به خواندن و نوشتن، فرستاده و شخصيت متعهد و مسئولي را از نوع خود آنها برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و آنان را از لحاظ تربيت تحت نظارت خود گيرد ، و نوشتار آسماني و حكمت و دانش را به آنها تعليم دهد (و در ظل رهنمودهاي الهي، از چنين مردم فاقد فرهنگ و تمدن، جامعه اي با فرهنگ پيشرفته و ره باز يافته اي را بوجود آورد) اگر چه چنين جامعه اي پيش از تعاليم اسلامي داراي سابقه اي آميخته به سرگشتگي و گمراهي بودهاند. مضامين بعضي ازآيات ديگر نيز به همين نسق تربيت يافته و در آنها نيز مرتبه و مقام تربيت و ارزش والاي آن در كنار تعليم، مشخص گرديده است[19] .
تعريف تربيت در اسلام
تربيت را مي توان رشد طبيعي و تدريجي و هماهنگي همه نيروها و استعدادهاي آدمي دانست[20] تربيت ارائه نوعي زندگي است كه با ساخت شخصيت انسان مطابقت دارد و بر ارزشهاي معنوي وي مبتني است[21] مرحوم شهيد مطهري تربيت را عبارت از به فعاليت درآوردن استعدادهاي دروني كه در شيي هست مي داند[22] تربيت در اين معنا، همه قواي بالقوه انسان را به صورت بالفعل در ميآورد. برخي از مؤلفين در تعريف تربيت به ابعاد شخصيت توجه كرده و گفته اند كه تربيت راهنمايي همه جنبه هاي شخصيت فرد[23] يا پرورش كودك در تمام نواحي وجود وي است[24] همه جنبه ها و تمام نواحي وجود شامل ابعاد جسماني ، عاطفي ، اجتماعي ، عقلاني و معنوي شخصيت فرد ميشود .
تربيت ميتواند شامل كوششهايي باشد كه به منظور پرورش نوباوگان در مرحله معيني از حيات آنها صورت ميپذيرد و آنها را به سمت رشد و كمال پيش مي برد[25] . تعريف تربيت در اسلام را مي توان از طريق بررسي مفاهيم و اصلاحاتي كه در اين زمينه در قرآن و حديث بكار رفته است، بدست آورد. تربيت از نظر لغت مصدر باب تفعيل و از ريشه ربَ و به معناي رشد و نمو و پرورش دادن است . در كتاب المنجد چنين آمده است : «تربي الولد : اي هذّبه» يعني او را پاك و پاكيزه گردانيد. در قرآن ماده تربيت و ريشه آن به كار رفته است. در سوره حج آمده است : «وَ تَرَيَ الأرَضَ هامدهًًْ فَاَذَا اَنْزَلْنا عَلَيها الْماءَ اهْتَزّتَ وَ رَبَتْ»[26] و زمين را خشك و بي حاصل ميبيني، پس وقتي باران را بر آن فرود ميفرستيم تكاني ميخورد و رشد و نمو گياهان در آن آغاز ميشود. رَبَتْ كه در اين آيه بكار رفته، به معناي رشد و نمو است. در سوره اَسري درباره ارتباط فرد با والدين خود چنين مي گويد: «و قُلْ رَبَّ اَرْحَمْهُما كَما رَبياني صَغيراً »[27] و بگو، خدايا پدر و مادرم را مورد عنايت و رحمت خود قرار ده همانگونه كه مرا در كودكي پرورش دادند. رَبَّيا در اين آيه فعل ماضي از مصدر تربيت است و ناظر به تلاش پدر و مادر براي آماده ساختن محيط و پرورش شخصيت كودك خويش است. كلمه رَبّ در بسياري از آيات قرآن بكار رفته و به معناي پروردگار، پرورنده و مربي است ربي كه ريشه لغت تربيت است از كلمه رَبّ مشتق شده است. براساس يكي از قواعد علم صرف، گاهي حرف دوم كلمه مضاعف تبديل به حرف عله (واي) مي شود مثلاً صاد دوم در كلمه مضاعف اَحْصَصْتُ تبديل به ي ميشود و اَحْصَيْتُ ميگردد.
بنابراين حرف دوم كلمه رَبَبَ تبديل به ي و ربي ميشود. طبق اين قاعده رَبّ مصدر به معناي فاعل و به معناي پروردگار و مربي است. قرآن در سوره انعام خداوند را پروردگار هر چيزي مي داند «قُلْ اَغَيْرَالله اَبغي رَبّاً وَ هُورَبُّ كُلَّ شيي»[28] . بگو كه آيا غير از خدا را پروردگار و مربي خود بدانم در حالي كه او پروردگار و مربي هر چيزي است. وقتي ربّ به معناي پروردگار است جهان، موقعيت پرورش و انسان و موجودات موضوع تربيت خواهند بود. ربّ العالمين كه از اوصاف خداوندي است، به معناي رشد دهنده و رساننده جهان به كمال است و نمايانگر اين امر است كه تربيت در همه جهان ساري و جاري است.
اصول تربيتي اسلام
مكاتب مختلف تربيتي ، اصول متفاوتي را عرضه مي كنند. اسلام روش خاصي را براي تربيت انسانها ارائه ميدهد. روش تربيتي اسلام در قرآن ، حديث و سنت آمده است. اسلام سعي دارد به تربيت همه جوانب شخصيت بپردازد و جامعه اي براساس برادري ، برابري ، حق و قانون ايجاد نمايد. از مهمترين مشخصه تربيت اسلامي جنبه اخلاقي و پرورش بعد معنوي انسان است . اسلام الگوي كاملي را براي تربيت انسانها پيشنهاد مي كندوهدف آن پرورش انسانهايي صالح، درستكار، مؤمن و متقّي است . اسلام به عنوان يك دين و آيين، داراي محاسن بسيار و برخوردار از اصول عدالت و قوانين منظم است. برخي از اصول مورد نظر اسلام عبارتند از :
1- تربيت به معناي رسيدن به رشد
هدايت به رشد و رَشَد از جمله تعابيري است كه در قرآن مجيد براي تربيت به كار رفته است .در سوره جن آمده است؛ «اِنّا سَمعْنا قُرانآً عَجَباً، يَهدْي اَليَ الرُشْدِ فَامَنّا بِهِ وَلَنْ نُشْرِكَ بَرَبَنَّا اَحَداً »[29] همانا قرآن را كتابي شگفت آور يافتيم، كتابي كه بسوي كمال عقلي و پا برجايي در راه حق هدايت ميكند. پس به آن ايمان آورديم و كسي را شريك پروردگارمان قرار نميدهيم. در اين آيه، هدايت به رشد كه هدايت به كمال عقلي و پا بر جا ماندن در راه حق است به عنوان هدف قرآن بيان شده است. اين هدايت به حق و كمال عقلي را مي توان تربيت دانست. درآيه الكرسي چنين آمده است. لا اِكْراهَ فِي الدّينِ قَدْتِبِيَّن الرُشدُ مِنَ الْغي[30]. اجباري در امر دين نيست، همانا طريقه حق و هدايت يافتن در مقابل غّي به معني گمراهي آمده و بيان رسايي براي تربيت است .
قرآن كريم درسوره جّن با استفهامي كه حاكي از انكار است چنين ميفرمايد: «اَشَرٌ اُريدَ بِمَنْ فِي الاْرضِ اَمْ اَرادَبهمْ رَبُّهُم رَشَداً»[31] . آيا منظور از خلقت افراد در زمين شّر و بدي بوده يا اينكه هدف پروردگار از خلقت آنان هدايت به راه حق بوده است. مطمئناً، هدف از خلقت شر و بدي نبوده و منظور از خلقت آدميان، هدايت آنها به طريق حق و خير و صواب بوده است. اصحاب كهف از خداوند در خواست ميكنند كه «رَبّنَا آتِنا مِنْ لدُنْكَ رَحْمَهًًْ وَ هَيّي لَنا مِنْ اَمِرْنا رَشَداً »[32].
پروردگارا، بر ما رحمت فرست و هدايت امور ما را به سوي حقّ و درستي مقرّر فرما. در اين آيه، اصحاب كهف در خواست ميكنند كه وسائل هدايت و رفتن در راه حقّ براي آنان آماده گردد و توفيق الهي شامل حال آنان بشود و در واقع، تربيت شوند.
2- تربيت به معناي هدايت به حق و كمال
هدايت به حق و كمال از جمله اموري است كه پيامبر اسلام (ص) مأمور به ابلاغ آن بود و ميفرمود. ما اَهَدْيكُمْ الاّ سَبيلَ الَّرشاد[33]. جز به راه حق و كمال به چيز ديگري شما را هدايت و راهنمايي نميكنم. درآيه 38 سوره غافرآمده است : كه «وَ قالَ الَّذي امَنَ يا قَوْم اتّبعوُنِ اَهْدِكُمْ سَبيلَ الرَّشاد.» آنكه ايمان داشت به قوم خود گفت كه از من پيروي كنيد تا شما را به پا برجايي و استقامت در راه حق و كمال هدايت كنم. از اين آيات ميتوان برداشت كرد كه هدايت به حق و كمال از اهداف پيامبران بوده است. نظر به اينكه هدف پيامبران تربيت انسانهاست، ميتوان تربيت را هدايت به راه حق و كمال دانست.
هدايت به صراط مستقيم را نيز ميتوان يكي از معاني تربيت دانست. هر روز در نمازهاي يوميه دعا ميكنيم و از خدا ميخواهيم كه «اِهدنا اِلصراطَ الْمُسِتَقيمَ[34]» خدايا ما را به راه راست هدايت فرما. به پيامبر اسلام (ص) ابلاغ شده است : كه « قُلْ اِنَّني هَداني رَبّي اِلي صِراط مُستَقيم ديناً قيماً»[35] بگو كه پرودگارم مرا به راه راست و ديني استوار، هدايت كرده است. چنين هدايتي نشانه تربيت يافتن وتربيت شدن است و از اين هدايت، گمراهان بي بهره اند و به تعبير قرآن كريم «اوُلئكَ الَّذينَ اشْتَروُا الضَّلالَهًِْ بالْهُدي فَمارَ بِحَتْ تِجارَتُهُم وَ مَاكانوُا مُهتَدين»[36] آن ره نيافتگان به جاي اينكه هدايت را برگزينند و خريدار آن باشند گمراهي و ضلالت را خريدند ولي اين تجارت براي آنان سودي نميدهد و آنان به مقصد نمي رسند. پيامبران افرادي بر حق هستند و راه و دين آنان حق است. هر كس در طريق آنان قدم بردارد، ره يافته و تربيت شده است و اگر در طريق آنان نباشد گمراه و در ضلالت است. «قَدْ جائَكُمْ الْحَقُ منْ رَبَّكُم فَمِنَ اهْتَدي فَانَّما يِهْتَدي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَانَّما يَضِلُّ عَلَيْها»[37] همانا حق و درستي از جانب پروردگارت آمده است پس هركسي كه هدايت شود و تربيت يابد به سود خود هدايت يافته و هركس كه گمراه شود به ضرر خود گام برداشته است. اسلام، پيروي از حق را شايسته براي انسان دانسته و روشهاي نادرست را سزاوار پيروي و تبعيت نميداند. در سوره يونس چنين آمده است، «اَفَمَنْ يَهْدي اَلي الْحَقُّ احَقُّ اَنْ يُتَّبَعَ »[38].
پس آيا پيروي از آن دسته كه به حق و درستي هدايت ميكنند شايسته تر است. براساس اين آيات هدايت به راه حق و پيروي از حق را ميتوان تعبيـر ديگري از تربيت دانست .
3- تربيت به معناي رسيدن به حدّ بلوغ وتشخيص
رسيدن به اشّد و حد بلوغ و تشخيص وتميز تعبير ديگري از تربيت است و در قرآن مجيد مكرراً بكار رفته است. در بيان مراحل رشد آدمي، قرآن چنين ميگويد: «ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لَتْبلغُوا اَشُدَّكُمْ »[39] آنگاه شما را به صورت طفلي از رحم مادر خارج ميكنيم و سپس به مرحله بلوغ و تشخيص ميرسيد. درباره مراعات حال ايتام اسلام دستور مي دهد كه : «لا تَقْرَبوا مالَ الْيَتيمِ اِلاّ بالَّتي هِيَ اَحْسَنُ حَتّي يَبْلُغَ اَشُدَّهُ. »[40] به مال يتيم دست نزنيد مگر در مواردي كه بهترين بهره عايد او بشود تا وقتي كه به حدّ تشخيص و بلوغ برسد. اسلام حدّ بلوغ و تشخيص را براي رجوع امور ايتام به آنان لازم ميداند. در سوره يوسف، حدّ بلوغ و تشخيص را شرط سپردن حكم و علم به پيامبران قلمداد ميكند و ميفرمايد.«ولَمّا بَلَغَ اَشُدَّهُ اتَيْناهُ حُكْماً وَ علْماً »[41] و وقتي يوسف به مرحله بلوغ و تشخيص رسيد به او حكم و علم (كه يكي آگاهي و ديگري قضاوت بر مبناي آگاهي است) را به او عطا كرديم. از اين آيات استنباط ميشود كه به اطفال و ايتام بايد كمك كرد تابه حدّ تشخيص و بلوغ و تميز حق از باطل برسند و به تعبير قرآن به مرحله اشدّ نايل آيند. وقتي اطفال و ايتام به اين مرحله رسيدند و تربيت يافتند مي توان امور شخصي آنان را به عهده خودشان واگذار نمود. در سوره كهف درباره دو كودك يتيم چنين آمده است، «فَاراد رَبَّكَ اَنْ يَبلُغاَ اَشُدَّهُما وَ يَسَتَخْرجا كَنزَهُمّا »[42].
پس پروردگارت اراده كرد كه آن دو يتيم به حدّ بلوغ و تشخيص برسند و گنج هاي خويش را استخراج كنند. اين آيه به سه مطلب مهم اشاره مي كند: اول اينكه زمينه ساز تربيت ربّ و پرودگار است. دوم اينكه اراده خداوند بر اين امر تعلّق دارد كه افراد به حدّ بلوغ ورشد برسند. سوم وقتي افراد تربيت يافتند و بالغ شدند مي توان امور شخصي آنان را به خودشان واگذار كرد تا در امور خود تصرف كنند و ذخائر خويش را استخراج كنند. جمله يستخرجا كنزهما غير از اينكه اشاره به تصرف در مال دارد مي تواند به بروز و ظهور استعدادها كه خود گنج در افراد است دلالت داشته باشد. استخراج اين استعدادها و از قوه به فعل رساندن آنها يكي از اهداف عمده تربيت است.
4- تربيت به معناي تزكيه نفس و اخلاق
تزكيه نفس كه عبارت از آراستن نفس به نيكيها و پيراستن آن از بديها و آلودگيهاست تعبير ديگري از تربيت است. تزكيه يكي از اهداف رسالت انبياء است. «لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَي الْمُومِنينَ اِذْبَعَثَ فيهمْ رَسُولاً مَنْ اَنْفُسهِم يَتلوُا عَليهِم آياتِهِ وَ يُزّكيهمْ وَ يُعَلمَهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَتًْ»[43]. همانا خداوند بر افراد با ايمان منت نهاد و براي آنان پيامبري را مبعوث نمود تا بر آنان آيات خداوند را تلاوت كند و آنان را از آلودگيها بيارايد و به آنها كتاب و حكمت را تعليم دهد. در سوره شمس پس از سوگند به نفس و تعادل و توازني كه در آن برقرار است، چنين آمده است «قَدْ اَفلَح مَنْ زَكيّها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّيها »[44]. همانا آن كس كه نفس خود را از آلودگيها زدود، سعادتمند و رستگار ميشود و آنكه گرفتار اغواها و هواهاي نفساني شد نا اميد و مأيوس ميگردد. بنابراين آيه، تزكيه نفس باعث رستگاري است و اين همان چيزي است كه منظور تربيت است.
اخلاق كه ناظر بر جنبه هاي معنوي شخصيت انسان و ارائه طريق به سوي كمالات و خوبيهاست، در ابتدا اصطلاحي براي علم اخلاق نبوده است. وضع اوليه اخلاق به صورتي بوده است كه شامل همه خصوصيات باطني و شخصيتي فرد ميگرديده است . اخلاق جمع خُلق و به معناي خصوصيات و اوصاف باطني و دروني انسان است. حديث معروف نبوي كه ميفرمود«'اِنَمّا بُعِثْتُ لاُ تَمِمَّ مَكَْارِمَ الاَخْلاقِ»[45] همانا من براي به اتمام رساندن خوبيهاي اخلاقي مبعوث شدم، ناظر به تكميل و به كمال رساندن ابعاد معنوي و شخصيتي انسانها است و بيان و تعبيري از تربيت است. سيري در كتابهاي اخلاق از قبيل معراج السعاده، مكارم الاخلاق، اخلاق ناصري، احياء علوم الدين و محجه البيضا، اين مطلب را روشن ميسازد كه اخلاق وتربيت سابقاً از يكديگر جدا نبوده است. اين كتابها مملو از رهنمودهاي تربيتي است. دانشمندان اسلامي مطالب تربيتي را ضمن مباحث اخلاقي ، مورد بحث قرار دادهاند. اين امر دلالت ميكند كه تربيت و اخلاق در نظر آنان به يك معنا بوده و در يك بخش بررسي ميشده است. به نظر فارابي، سعادت، آخرين هدفي است كه آدمي براي وصول به آن مي كوشد .سعادت جز با ممارست كارهاي نيك از روي ميل، به دست نميآيد. آدمي در اعمال نيك خود آزاد است، زيرا انسان بالقوه داراي خصايصي است كه او را در انجام اين اعمال ياري ميدهد. فارابي تأكيد ميكند كه اخلاق پسنديده و اخلاق ناپسند در اثر ممارست كسب ميشوند . اگر كسي داراي اخلاق پسنديده نباشد ، ميتواند در اثر عادت آن را تحصيل كند و عادت، عبارت از قيام به يك عمل واحد پي در پي و بسيار، در زمان طولاني نزديك به هم است[46] . ابن سينا روشهاي تربيتي را از آغاز تولد كودك تا وقتي كه او مرد عمل شود به تفصيل بيان ميكند. او معتقد است كه پدر و مادر بايد براي فرزندان خود نام نيكو انتخاب كنند و آنگاه كه كودك براي هرگونه تربيتي آمادگي و قابليت داشت، به تربيت او بپردازند و سختي و نرمي و تشويق و ترهيب را به هم آميزند. براي طفل معلمي را در نظر بگيرند كه ديندار، خردمند و داراي اخلاق پسنديده باشد. پس از سواد آموزي بايد به فرزندان صناعتي ياد داد و اين صناعت بر وفق ميل و استعداد طبيعي آنان باشد . تربيت از نظر غزالي براي اين است كه (الف) كودك سعادت دين و دنيا را حاصل كند و (ب) خشنودي خداوند را بدست آورد، و (ج) نفس امارّه را مطيع و اخلاق خود را مهذّب نمايد[47]. همانگونه كه بدن انسان با غذا رشد و كمال مييابد، نفس انسان نيز در ابتدا ناقص و پذيراي كمال است. كمال نفس به تربيت و تهذيب اخلاق و تغذيه آن به علم است . غزالي كودك را امانتي نزد پدر و مادر ميداند. قلب كودك پاك و عاري از هر نقش و صورتي است. اگر او را به
[1] - علق ، 1 الي 5 ، به نقل از كتاب نگاهي به تعليم و تربيت ، ص9
[4] - آداب تعليم و تربيت در اسلام ، ص57.
[6] - بصائر الدرجات ، ص4،ح8.
[7] - بحار الانوار ، جلد1،ص55.
[8] - السيره النويه ،ج2،ص21-25.
[10] - بحارالانوار ، ج1،ص206، به نقل از كتاب نگاهي به تعليم و تربيت ، ص14
[11] - بحارالانوار،ج2،ص19.
[12] - منيه المريد ، ص10تا22.
[13] - انواری حسن ، فرهنگ بزرگ سخن - نشر سخن
[15] - بانکی پور فرد امیر حسین - تعلیم تربیت از دیدگاه مقام معظم رهبری(جلد اول)- نشر تربیت اسلامی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
[16] - يعني كودك يا انساني كه تحت مراقبت هاي تربيتي قرار مي گيرد
[17] - سوره علق ، آيه هاي 1-5
[19] - براي آگاهي بيشتر ، آيه اي زير (سوره بقره آيه 151) (سوره آل عمران ، آيه 164)
[20] - صذيق ، تاريخ فرهنگ اروپا ، ص194
[21] - شاتو ، مربيان بزرگ ، ترجمه شكوهي ، ص 258
[22] - مطهري ، تعليم و تربيت اسلامي ، ص 33
[23] - بهشتي ، احمد ، تربيت از ديدگاه اسلام ، ص50
[24] - حجتي ، اسلام و تعليم و تربيت ، ص36
[25] - باقر قريشي ، نظام و تربيتي اسلام ، ص26
[27] - سوره اسري ، آيه 24
[28] - سوره انعام ، آيه 164،به نقل از كتاب اصول و روش هاي تربيت در اسلام ، ص7.
[30] - سوره بقره ، آيه 256
[32] - سوره غافر ، آيه 29
[33] - سوره غافر ، آيه 29
[34] - سوره فاتحه ، آيه 7
[35] - سوره بقره ، آيه 16
[36] - سوره يونس ، آيه 108
[37] - سوره يونس ، آيه 108
[38] - سوره يونس ، آيه 35
[40] - سوره انعام ، آيه 152
[41] - سوره يوسف ، آيه 22
[43] - سوره آل عمران ، آيه 164
[44] - سوره شمس ، آيه 9و10
[45] - نهج الفصاحه ، ص 82 و 191
[46] - 1و2 فاخوري ، تاريخ فلسفه در اسلام ، ج2،ص432و512
[47] - صديق ، تاريخ فرهنگ ايران ، ص 155
اعمال خير عادت دهند به آن خصلت رشد مييابد. اگر به كارهاي زشت او را عادت دهند، به هلاكت و بدبختي ميافتد. براي سرپرست و ولّي كودك واجب است كه از وي مواظبت كند و در تهذيب اخلاق او بكوشد و از همنشينان بد، بدور بدارد[1]. خواجه نصير الدين طوسي به تربيت اخلاقي بسيار اهميت ميداد و آن را اساس پرورش مي دانست. به نظر وي منظور از تربيت، درك سعادت است. براي رسيدن به اين منظور ، بايد كودك را چنان تربيت كرد كه فضائل را دوست بدارد و از رذائل دوري جويد.سازماني را كه براي تربيت پيش بيني ميكرد، نخست خانه و سپس مكتب بود. به نظر خواجه، معلم بايد عاقل، ديندار، و واقف به تربيت اطفال، باوقار و با مرّوت باشد و از محاوره با طبقات مردم مستحضر و از سفله گان دوري جويد[2].
5- تربيت به معناي ادب
كلمه ادب را مي توان تعبيري از تربيت و حتّي با آن مترادف دانست. علي (ع) مي فرمود: «ما نحل والد ولدا نحلاً افضل من ادب ٍ حَسَن»[3] . هيچ بخششي از جانب پدر به فرزند برتر از ادب و تربيت نيكو نيست. حضرت علي(ع) فرمودند: «انما قلب الحدث كالا رض الخاليه ما القي فيها من شيي قبلته فبادرتك بالادب قبل ان يقسوقلبك و شتغل لبك لتستقبل بجدً رايك من الامرماقدكفاك اهل التجره بغيته و تجربته[4]. همانا دل فرد جوان مانند زمين دست نخوردهاي است كه هنوز بذري در آن پاشيده نشده است. هر بذري كه در آن افكنده شود، به خود ميگيرد و آن را ميروياند. پس به ادب و تربيت تو پيش از آنكه دلت سخت شود و حقايق را نپذيرد و عقلت به امور ديگري مشغول گردد، اهتمام ورزيدم تا در سايه انديشه و تفكّر به امور مربوط به خودت اقدام كني و از تجربههاي مكّرر و انجام آزمايشهايي كه اهل تجربه انجام دادهاند، معاف گردي. اين حديث به چند نكته تربيتي اشاره دارد:
1. دل فرد جوان در ابتدا آماده براي پذيرفتن روشهاي مختلف تربيت است و مانند زمين آماده اي است كه استعداد رويش هرگياهي در آن مي رود و هر چه به او داده شود، مي پذيرد و در خود رشد مي دهد.
2. تربيت به لفظ ادب تعبير شده است و بايد به وسيله مربي، اعمال شود. نمي توان انتظار داشت كه بدون وجود مربي و روش هاي تربيتي و اجراي آنها، فردي مسيركمال را بپيمايد.
3. اگر تربيت اعمال نشود، فرد به اموري مشغول مي شود كه باعث سخت دلي ونپذيرفتن عدل ميشود و عقل او آنچنان به آن امور مشغول ميگردد كه ديگر به فكر انديشيدن به حق و طي راه درست نيست و به تعبير اين حديث، فرد سخت دل ميشود.
روشهاي تربيت در اسلام
منظور از روش، راه و طريقهاي است كه ميان اصل و هدف امتداد دارد و عمل تربيتي را منظم ميكند و به هدف ميرساند[5]. روش كار نشان ميدهد كه چگونه ميتوان از اصل استفاده كرد و به اهداف تربيتي رسيد. روش كار وظايف عملي يك مربي را مشخص ميكند و به متربي كمك ميكند تا شيوه كار را فرا گيرد. ابن سينا معتقد بود كه معلم بايد از اين روش ها استفاده كند.كودك را از كارهاي زشت دور كند و با قرآن، خوب محشور سازد. گاهي او را تشويق و زماني تهديد نمايد. به هنگام آموختن، رويه معتدلي داشته باشد. طفل را بشناسد و طبع و قريحه او را بسنجد. ذوق و شوق طفل را در انتخاب هنر و پيشه رعايت كند تا عملاً به كسب معاش خود گيرد[6]. خواجه نصيرالدين طوسي در روش تعليم و تربيت ميگفت كه اولاً بايد به طبيعت كودك پي برد و استعدادهاي او كشف كرد و ثانياً از راه تكرار و تذكر متواتر درس را ملكه اوكرد تا از آفت نسيان محفوظ بماند. هرگاه كودك از انجام وظايف ديني امتناع كرد و افعال قبيحه از او ديده شد و به ديگران زيان رساند، بايد او را مواخذه كرد و بالاخره بايد كودك را عادت به سختي داد[7] .
سبك و روش تربيت در اسلام در برخي از كتب تربيتي مورد بحث قرارگرفته است. روش هاي تربيت از نظر قطب[8] عبارتند از :
1. تربيت به وسيله سرمشق و نمونه عملي نشان دادن 2. تربيت با پند و اندرز 3.تربيت با كيفر و پاداش 4.تربيت به وسيله داستان و مثال 5.تربيت با عادت دادن 6. تربيت به وسيله بيان پيشامدها.
بحث قطب در زمينه روشهاي تربيتي اسلام ، آغازي در اين زمينه بوده است .
فاضل جمالي سبك و روش قرآن را در تربيت چنين بيان مي كند[9] .
1. آموزش به وسيله عمل 2.سبك موعظه و نصيحت 3. سبك و اسلوب داستان 4. اثر سر مشق و محبت 5. سبك عبرتهاي تاريخي 6. سبك و اسلوب محاكمه عقلي 7. سبك جوابگويي 8. ضرب المثل 9. سبك ترغيب و تهديد 10.سبك آمرزش گناهان .
سبكهاي تربيت قرآن بهوسيله فاضل جمالي به اجمال بيان شده است و نياز به تفصيل بيشتر دارد.
شريعتمداري براي تربيت اسلامي روشهاي زير را ارائه ميدهد[10] .
1. تلفيق علم و عمل . 2. توام ساختن ايمان و عمل 3. تربيت عملي 4. روش عقلاني 5. امر به معروف و نهي از منكر 6. جهاد 7. پاداش و تنبيه 8. توبه 9. پند و اندرز 10. تربيت از طريق ذكر مثل و 11. تربيت از طريق قصه و سرگذشت اقوام و ملل
شريعتمداري روشهاي تربيت اسلامي را به تفصيل مورد بحث قرار نداده است. توام ساختن ايمان و عمل و تلفيق علم و عمل مي تواند جزء اصول تربيت اسلامي باشد.
روشهاي تربيت اسلامي در قرآن و سنت بيان شده است اجراي اين روشها تربيت اسلامي را محقق ميسازد . روشهاي تربيت در اسلام را ميتوان به صورت زير ارائه داد :
1. ايجاد زمينه سالم تربيتي .
2. وجود اسوه و سر مشق براي تربيت
3. تمرين، تكرار و عادت دادن
4. تعليم و تعلم
5. مشاهده، تجربه و تعقل
6. موعظه ،نصيحت و امر به معروف
7. انذار ، نهي از منكر و مبارزه با انحرافات .
8. برقراري ثواب و عقاب براي اعمال
9. ايجاد محيط مساعد تربيتي
10. بيان قصص انبياء و سرگذشت ملل
11. ذكر امثال و تشبيه معقول به محسوس .
12. دعا و نيايش
13. توبه و بازگشت .
14. برقراري يك نظام اسلامي براي اجرا و تداوم تربيت
مربی تربیتی در بسيج :
با توجه به معنای تربیت – شکوفا نمودن استعدادهای نهفته در هر موجود یا به فعلیت آوردن قوه های موجودات" مربی تربیتی نام فردی است که کسی یا چیزی را برای کاری یا در رشته خاصی تربیت می کند . بنابراین معلم با مربی[11] تفاوت دارد اگر چه می تواند معلم مربی هم باشد."
تعریف طرح تابستاني:
طرح تابستاني ، نام دوره هایی است که نیروی مقاومت بسیج سپاه همه ساله و در فصل تابستان در سراسر کشور برگزارمی نماید و جهت غنی سازی اوقات فراغت جوانان و نوجوانان و شکوفایی استعدادها و باور های آنها در سطح ردههای مقاومت مساجد ، محلات ، مدارس و دانشگاهها ، آموزشهای متنوعی را به اجرا می گذارد و سعی دارد با ایجاد بالندگی فکری و علمی، جوانان و نوجوانان برای حضور فعال و موثر در اجتماع و مقابله با بحرانهای اجتماعی آماده نماید. با توجه به جوانی جمعیت، اوقات فراغت نوجوانان و جوانان در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ، فرصت ارزشمندی است که می تواند زمینه شکوفایی و رشد و توسعه همه جانبه جامعه بشمار رود. اما در صورت عدم درک یا عدم بهره گیری و استفاده به موقع می تواند تهدیدی جدی پیش روی نظام باشد . به همین جهت طرح تابستاني بعنوان یک برنامه آموزشی فرهنگی ، زمینه ساز و معرفی کننده فعالیتهای سالم و سازنده و مفید می باشد و اصول و اهداف ذیل را دنبال می کند.
اصول و سیاست های حاکم بر طرح تابستاني[12]:
-انطباق برنامه ها با شرع مقدس اسلام و سازگاری با اهداف نظام جمهوری اسلامی.
- مشارکت دادن جوانان و بسیجیان در حوزه برنامه ریزی ، اجراء و پشتیبانی از طرح.
- سمت گیری طرح در جهت خدمت رسانی به مردم و جامعه بویژه در فعالیت های گروهی طرح
- برخورداری برنامه های طرح از تنوع و جاذبه های لازم برای ایجاد نشاط ، هیجان و حرکت.
- توجه و تاکید بر ترویج فرهنگ و تفکر بسیجی در ارائه وانجام فعالیت های آموزشی، ورزشی ، فرهنگی و فوق برنامه.
- توجه به نیازهای خاص جوانان مثل تعالی معنوی، هویت یابی ، مهارت آموزی، تحرک ، تنوع طلبی ، نوجویی ، ابراز وجود و استقلال طلبی
-گسترش برنامه های فراغتی به تمام ایام سال
- استفاده از الگو های فعال، جمعی ، روز آمد و استفاده از الگوهای نوین اوقات فراغت
برخی از اهداف طرح تابستاني :
- فراهم نمودن زمینه جذب نوجوانان و جوانان به سازمان ارتش بیست میلیونی
- حفظ انسجام نیروهای سازماندهی شده در رده های مقاومت بسیج
- رشد و تعمیق مبانی دینی ، اخلاقی و رفتارهای اجتماعی نوجوانان و جوانان شرکت کننده در طرح
- برنامه ریزی مفید برای غنی سازی اوقات فراغت نوجوانان و جوانان شرکت کننده در طرح
- فعال نمودن بخشی از پایگاه های مقاومت و کانون های فرهنگی ورزشی بسیج
کارکردهای اوقات فراغت :
هدر ندادن فرصت ها و استفاده مناسب از اوقات فراغت دارای نتایج و کارکردهای گوناگونی است که اهم آن عبارت است از:
- آرامش فکر و اندیشه و تجدید قوا و تمدد اعصاب
- تقویت نیروی حسی و حرکتی
- تامین بهداشت فکری و روانی ، کاهش افسردگی و فشار روحی
- افزایش مهارت شناختی ، روانی و عاطفی و شکوفایی استعدادها و رشد خلاقیت ها و انسجام اجتماعی
- تقویت رفتارهای فردی ، اجتماعی مطلوب و منطقی ، گسترش روحیه تعاون و همکاری و تحکیم روابط دوستانه ، تفریح و سرگرمی
شاخصه های پایگاه تابستانی بسیج :
مهمترین شاخصه هایی که سبب شده است پایگاه های تابستانی بسیج به مکان هایی پر جاذبه و مطمئن برای غنی سازی اوقات فراغت تعداد قابل توجهی از نوجوانان و جوانان شناخته شود عبارت است از:
- استقرار بسیاری از پایگاه های تابستانی بسیج در مساجد
- اعتقادات مذهبی اکثریت مطلق جامعه
- اعتماد بالای خانواده ها به مراکز ، مجریان و مربیان طرح غنی سازی اوقات فراغت بسیج
- توجه به ابعاد معنوی طرح و کمک به کاهش ناهنجاری های اجتماعی و نداشتن نگرش های مادی گرایانه صرف
- حضور و فعال بودن پایگاههای تابستانی بسیج دراکثر نقاط شهری و روستایی
- پایگاههای تابستانی بسیج نزیکترین محل برای پر نمودن اوقات فراغت می باشند
- سوابق و تجارب ارزنده در عرصه های سیاست گزاری ، برنامه ریزی و اجرای طرح سبب گردیده است که همواره سیر صعودی ، رشد و پویایی و ایجاد جذابیت و تنوع در طرح مشهود می باشد.
فعالیت ها و برنامه هایی که در طرح تابستاني ارائه و اجرا می گردد :
فعالیت های طرح تابستاني ( غنی سازی اوقات فراغت نوجوانان و جوانان) در دو بخش فعالیتهای آموزشی و فوق برنامه ارئه خواهد شد.
الف) فعالیت های آموزشی شامل محورهای:
ـ آموزش های قرآن ( روخوانی ،روانخوانی، تجوید،مفاهیم و قصص قرآن)
ـ آموزش معارف اسلامی ( اخلاقی، احکام و اعتقادات)
ـ آموزش فنی حرفه ای و مهارتی ( کامپیوتر، خیاطی،قالی بافی، گلدوزی، صنایع دستی و...)
ـ آموزش علمی( تقویت بنیه علمی بسیجیان ، زبان و...)
ـ آموزش فرهنگی هنری ( داستان نویسی ، شعر ، خوشنویسی ، نقاشی، سرود، تئاتر،نشریه دیواری و...)
ـ آموزش های سازمان ( نظامی ، بهداشت ، خود امدادی و دگر امدادی)
ـ آداب اجتماعی و فعالیت های گروهی ( آموزش های اجتماعی ، نظم مقررات، حقوق اجتماعی و...)
ـ کارگاه های آموزش مهارت های زندگی
ـ کارگاه های آموزش مهارت تفکر متعالی
ب) فعالیت های فوق برنامه :
ـ فعالیت های ورزشی( آموزش رشته های ورزشی ، تمرینات ، مسابقات وجشنواره های ورزشی)
ـ فعالیت های اردویی( اردوهای تفریحی ، علمی، زیارتی در سه سطح شهرستانی ، استانی و کشوری)
ـ مسابقات ،جشنواره و بر پایی نمایشگاه
ـ برگزاری جلسات« هفته ها و خاطره ها» ( خاطرات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس)
ـ برگزاری مسابقه نشریه دیواری با ارسال کتاب آموزشی تحت عنوان « نشریه دیواری به زبان ساده» و شرکت افراد در گروه های 5 الی 7 نفره نشریه دیواری در سراسر پایگاه ها
ـ تدوین سرود سراسری طرح تابستاني و اجرای آن در پایگاه های تابستانی بسیج
ـ بازدید از آسایشگاه جانبازان و معلولان ، خانه سالمندان و عیادت از بیماران و اهداء گل به پرستاران و مربیان آنها توسط نمایندگان پایگاه های تابستانی و احیا ء این سنت حسنه به مناسبت روز بهزیستی و روز زن
ـ حضور سراسری تمامی شرکت کنندگان در گلزار شهدا و غبار روبی قبور مطهر شهدا
- تبلیغ و فضا سازی لازم برای حضور هماهنگ و منسجم بسیجیان علاقه مند در مراسم معنوی و با شکوه اعتکاف همزمان با میلاد امام علی (ع)
مربیان تربیتی طرح تابستاني :
مربی تربیتی طرح تابستاني به فرهنگیان بسیجی ای اطلاق می شود که مسئولیت امور پرورشی مدارس آموزش و پرورش را بر عهده دارند یا افرادی هستند که دارای مدارک علوم تربیتی ، روانشناسی و مشاوره بوده و یا در زمینه های تربیتی فعالیت کرده و تجربه دارند.
وظایف و مسئولیتهای مربیان تربیتی:
اگر تربیت انسان را عبارت از شکوفا نمودن استعدادهای نهفته او بدانیم و اگر مربی را شکوفا کننده استعدادها در نظر بگیریم و او را کسی بنامیم که میخواهد انسانهای تحت تربیت خود را به رشد و کمال انسانی برساند و هدف طرح تابستاني را تربیت نسل جوان این کشور به سمت مصالح انسانی و اسلامی بحساب آوریم در آن صورت مربیان تربیتی این طرح وظایف و مسئولیتهای متعددی خواهند داشت که اهم آن عبارت خواهد بود از؛
الف: وظایف عام[13] (عمومی)
1- ضرورت و لزوم اخلاص در عمل و پاکسازی نیت .
نخستین وظیفه مربی در امر تعلیم و تربیت اسلامی، خلوص نیت است. مربی باید در مسیر تربیت الهی و انسانی گام بردارد و نباید هیچگونه شوائب انتفاعی و مادی را با این هدف الهی بیامیزد و می بایست سعی کند همین اخلاص در عمل را به افراد تحت تعلیم خود نیز بیاموزد.
2- توکل به خداوند متعال:
مربی پس از اخلاص در عمل و خلوص نیت و بکار گرفتن تعلیم در راه خداوند باری تعالی باید سرا پای وجود خود را از درون و بیرون متوجه خداساخته و متکی به او باشد و فیض و بهره ها را از پیشگاه الهی در خواست و دریافت کند. زیرا معرفت و دانش –همانگونه که از بیان نورانی امام صادق (ع) بر می آید – ازرهگذر کثرت تعلیم و تعلم بدست نمی آید. بلکه پرتو و نوری است که خداوند دردل و جان کسی می افکند که خواهان هدایت اواست و او نیز متوکل به خدابوده و امور خویش را به وی واگذار نموده و بر علل و اسباب طبیعی تکیه نکند.
3- حسن خلق و فروتنی:
مربی تربیتی در رعایت حسن خلق نسبت به سایر مردم وظیفه بیشتر و سنگین تری دارد او موظف است تواضع و فروتنی و رفق و مدارای کامل را با شاگردان و سایرین معمول دارد و از بد اخلاقی و... پرهیز نماید. مربی باید در تکمیل نفس و تهذیب باطن خود و دیگران از بذل هیچ کوششی دریغ ننماید.
4- خودداری از جدال و ستیزه جوئی در تربیت:
چه مربی و چه شاگرد باید در بحث و گفتگو در طرح سوال و جواب ارشاد و راهنمایی و یا استر شاد و راه یابی را در نظر بگیرندواز خود نمایی و ستیزه جوئی ، سوال پیچ کردن و غلبه و پیروزی خویش را به رخ دیگران کشیدن و امثال اینها پرهیز نمایند . باید مباحث آنها به منظور فراگیری و کسب اطلاع باشد و به جدال نرسد.
5-آمادگی قبلی برای درس:
مربی تربیتی باید با آمادگی قبلی در درس و جلسه کلاس حاضر شود . باید در مورد درس و بحث خود دقت و تامل قبلی نماید و آنرا بصورت کامل آماده سازد تا از شتابزدگی و لغزش و تصورات واهی و واژگونی درک و فهم ، مصونیت داشته باشد و نیروی شایسته ای را در مخاطبین خود بوجود آورد.
6- رعایت نظافت و پاکیزگی و آراستن ظاهر:
همه رفتار مربی در متربی تاثیر دارد . تمام رفتار مربی بعنوان الگو و نمونه عمل مطالب و مباحث ، از ذهن مخاطب تاثیرمی گذاردو ظاهر و باطن او اثر تربیتی در پی دارد. بنابراین لازم است مربی با وضو ، پاکیزه نظیف و خوشبو با بهترین شکل ظاهری در جلسه درس حاضر شود.
7- ایجاد شوق و دلبستگی به علم و دانش و کسب معرفت در شاگردان:
مربی باید شاگردان خود را به کسب معرفت و حصول شناخت ، تشویق نماید و فضائل و مزایای علم و علما را به آنان تذکر دهد و یاد آور گردد که علما و دانشمندان، وارثان انبیاء و پیغمبران هستند و معرفت و دانش و تربیت صحیح راه دستیابی به کمال انسانی است مربی باید تحرک و جنبش برای گرایش به علم و دانش در دلها بوجود آورد و شاگردان را به کسب آن تشویق و ترغیب نماید.
8- طرح مسائل دقیق:
طرح مسائل دقیق و حساب شده ، این فایده را دارد که از رهگذر آن ذهن مخاطبان با تمرین و مهارت ، تقویت شده و به دقت و باریک اندیشی خو می گیرد. مربی باید مسائل دقیق و پیچیدگی نکاتی را که سودمند به نظر می رسد، را مطرح سازد تا قدرت درک و گیرندگی ذهن مخاطبین را بیازماید و در ضمن آن ، فضل و معلومات افراد بر جسته نمودار گردد.
9- کوشش در تفهیم مطالب:
مربی باید به تربیت و تعلیم علاقه و دلبستگی داشته باشدو همه توان و نیروی خویش را در تفهیم و تقریب مطالب به اذهان ، بکار گیرد. او باید این وظیفه خطیر را بر تمام نیازها و مصالح شخصی ترجیح دهد. و طرز بیان و سخن خود را در خور مقام و پایه علمی افراد و برحسب اقتضاء فهم و استعداد آنها ، تنظیم کند . و مسائل را به صورت واضح و روشن طرح کند و سپس با ذکر مثالها و نمونه ها به توضیح و تشریح آن بپردازد.
10- دریغ نورزیدن از تعلیم و تربیت:
رسالت و وظیفه مربی ایجاب می کند که نباید از تربیت هیچ کس دریغ ورزد. زیرا تصحیح هدف و جهت گیریهای سنجیده و خدا پسندانه برای بسیاری از افراد تازه کار و کسانی که در فراگیری مبتدی هستند دشوار می باشد .و چون روح و جان آنها( به علت خرد سالی یا فقدان بینش کافی در دین و...) از لحاظ درک سعادت و نیک بختی و... بسیار نارسا و ضعیف می باشد بنابراین انس و آشنایی آنها با مسائل مطرح شده کمتر خواهد بود . لذا مربی نباید توجه و عنایت خود را از افرادی که گیرایی کمی نشان میدهند بردارد و آنها را رها کند.
11-القاء مطالب درخور استعداد مخاطب:
از یکسو مربی نباید اندوخته های علمی و تجربی خود را احتکار و ذخیره کند . در صورتی که مخاطبین به آن نیاز داشته و شایستگی آنرا هم دارند از آنها مضائقه نماید ولی از سوی دیگر تا زمانی که مخاطب اهلیت و شایستگی لازم را به دست نیاورده ، مربی نباید یکسری معلومات را در اختیار او قرار دهد زیرا این عمل می تواند موجب پریشانی خاطر و پراکندگی و تباهی ذهن او گردد.
12-ایجاد آمادگی تدریجی و گام به گام:
مربی وظیفه دارد مخاطب و شاگرد خود را به مرور و بصورت تدریجی وگام به گام به آداب و آیین های پسندیده و شیوه های ستوده و تمرین روحی نسبت به آداب دینی و حقایق دقیق و پیچیده آئین مقدس اسلام ، آشنا و وادار سازد و انس و عادت به صیانت نفس را باید به مرور در تمام شئون آشکار و نهادن زندگی آنان ، ایجاد کند.
13 - رعایت ترتیب و تسلسل مطالب :
شاگرد باید از اشتغال به امور غیر ضروری و غیر واجب قبل از اشتغال به امور ضروری و واجب پرهیز کند.
مربی موظف است در ارائه مطالب به گونه ای عمل کند که تقدم و تاخر آنها رعایت شود و مطالب زمینه ای و پایه ای قبل از مطالب اصلی طرح گردد تا ذهن مخاطب آمادگی در یافت مطالب را داشته باشد.
14-آرامش و متانت:
مربی باید هنگام حضور در کلاس آرامش و متانت را با آمیزه تواضع و فروتنی و نرم خوئی و افتادگی، عجین ساخته و با طرز خوش آینه مقابل شاگردان قرار گیرد و سعی کند علاوه بر آرامش خود مخاطبین را نیز آرام و آماده شنیدن مطالب جدید و مناسب نماید.
15- استفاده از بهترین قواعد و روشهای تدریس:
مربی باید در تربیت و تدریس ، راه و روش را انتخاب کند که از رهگذر آن، مطالب وی به آسانترین وجه قابل فهم گردد. او باید حتی الامکان خوشترین و دلچسب ترین واژه ها را بکار برد و در قالب بیان آرام و روشنگر از واژه ها و کلمات برای تفهیم شاگردان استفاده نماید. در انتقال پیام و مطالب ، مطلبی که از نظر زیر سازی و اهمیت ، در درجه اول قرار دارد بر سایرمطالب، مقدم داشته و مطالب و زیر بنایی را در پی مسائل رو بنایی ارائه نماید . ودر صورتیکه همه حاضران و شاگردان و یا برخی از آنها ، مطالب بحث را کاملاً در نیافتند و احتیاج به تکرار دارند،از تکرار خودداری نکند و مطالب را مجدداً باز گو کند.
16- حفظ نظم و ایجاد انضباط:
جلسه درس و بحث و کلاس تربیتی بایستی از همه ، سروصدا، هرج و مرج و..... بدور باشد. همچنین گاهی مخاطبین در بحث و گفتگو از حدودو موازین اخلاقی پا فراتر می نهند و یا گاهی از خود سرسختی و کینه توزی و بی انضباطی نشان می دهند و به حاضران جسارت و اسائه ادب می کنند و .... به این طریق نظم جلسه به هم میریزد ، مربی بایستی از بروز این موارد جلوگیری کند و همگان را به رعایت حدود توصیه کرده و آنها را ملزم به رعایت نماید.
17- اعتراف به عجز و ناتوانی در مسائلی که به آنها احاطه ندارد:
یکی از مهمترین وظایف کسی که می خواهد افراد را تربیت کند و آنها را به راه صحیح رهنمود شود این است که در موارد و مواقعی که از او درباره موضوعی سوال می شود و او آگاهی کافی ندارد ، باید اعتراف نماید و بگوید اطلاع ندارم و باید درباره آن تجدید نظر کنم یا تحقیق نمایم. مربی نباید شرم کند و حیا وخود خواهی وغیره او مانع بیان حقیقت گردد.
18- باید درس و بحث با نصایح اخلاقی توأم باشد:
درهر درس و ضمن هر بخشی نکته ای که نباید از ذهن مربی دور بماند، بیان نکات ظریف اخلاقی و حکمت و اندرز در حین بحث است . مربی باید مطالبی را که قلب و اندرون انسان را تصفیه و پالایش می کند به شاگردان خود القا نماید تا خالصانه و همراه با خشوع و خلوص نیت و صفای باطن مطالب دردلها بنشیند. نباید مباحث و مذاکرات علمی ، خشک و عاری از مسائل عاطفی و اخلاقی باشد.
19- شیوه بیان و نحوه سخن وری:
بیان و نحوه سخن ( نوع گفتار ) یکی از شیوه های رساندن پیام به مخاطب است و برای تبلیغ و تربیت دیگران بسیار با اهمیت است مربی اگرنتواند اندیشه و آموخته های خود را به صورت مطلوب به مخاطب منتقل کند زحمت او به ثمر نمی رسد . بنابراین مربی باید به طور موثر و نافذ ، مخاطب خود را درک کند و در دل و جانش نفوذ کند و پیام خود را در وجودش بنشاند.
20- ختم جلسه با ذکر نام خدا و دعا:
همانگونه که ابتدای جلسه مربی باید با نام و یاد خدا و خلوص نیت و توجه و توکل به باری تعالی شروع کند ، باید ختم هر جلسه نیز با یاد و نام خدا و ذکر دعا باشد . دعا بهنگام پایان گرفتن و درس ، شایسته تر و به اجابت و وصول به هدف نزیکتر است و تاثیر فراوانی در تربیت روحی مخاطبین خواهد داشت چون شاگردان در فضای علمی تربیتی، زیر پوشش رحمت الهی قرار گرفته و برای دریافت پاداش الهی و هدایت صحیح آمادگی بیشتری یافته اند .
ب- وظایف خاص (ویژه مربیان طرح تابستاني[14])
1- همفکری و مشاوره با مدیر پایگاه تابستانی بسیج :
چون نوع و حجم برنامه ها در پایگاه تعیین می شود و مدیر و اعضای شورا در تعیین آن نقش اساسی دارند از اینرو اگر مربی تربیتی پیش از تدوین برنامه ها با مدیر و اعضای شورا در ارتباط قرار گیرد نیازمندیهای مخاطبین ( نوجوانان و جوانان) در سطوح مختلف و شرایط منطقه را به موقع گوشزد نماید و همچنین در تعیین زمان و مکان و کلاسها و چگونگی برقرار ی آن از ابتدا مشارکت و همفکری داشته باشد طبیعتاً برنامه های بهتر و موثرتر تهیه خواهد شد و برای اجرای آن قبل از شروع تمهدیدات لازم بعمل خواهد آمد . ضمن آنکه اگر مربی نسبت به برنامه ای آمادگی کافی نداشته باشد،امکان کسب آمادگی نیزبرایش فراهم می آید.
2- حضور فعال در کلیه برنامه های طرح تابستاني به ویژه برنامه های جمعی از قبیل اردوها، مسابقات فرهنگی و ورزشی و ......
از نکات مهم تربیتی همراهی و هماهنگی با مخاطب است . اگر کسی که نقش تربیتی دارد همراه متربی باشد و مخاطب بتواند در موقع لزوم به مربی دسترسی داشته باشد. این مهم در انتقال مطالب و ارائه نقطه نظرات کمک شایانی خواهد کرد. چون بخش زیادی از برنامه های طرح تابستاني صورت جمعی و گروهی پیدا می کند و دانش آموزان خارج از کلاس درس و جلسه بحث آنرا اجرا می نمایند اگر مربی تربیتی همراه آنها باشد و همگام با آنها حضورپیدا کند هم زمینه دوستی ورفاقت بین آنها را فراهم می آورد و هم شرایطی بوجود می آورد که در حین برنامه دارد و یا ورزش و غیره. نکات لازم اخلاقی تربیتی را متذکر شود و پیام خود را به آنها منتقل نماید. ضمن آنکه ارائه مطالب تربیتی به هنگام و در زمان وقوع موضوع به مراتب بهتر و بیشتر تاثیر می گذارد.
3-ارائه خدمات مشاوره تربیتی به فراگیران پایگاه تابستانی بسیج:
راهنمایی و مشاوره از خدماتی است که با دیدی انسانی در جهت پیشگیری از بروز مشکلات و رفع مسائل درجا های مختلف ارائه می شود. با توجه به جوانی جمعیت جامعه و با توجه به مخاطبین طرح تابستاني مشاوره تربیتی به فراگیران اهمیت و ضرورت بیشتری پیدا می کند . امروزه نوجوانان و جوانان بعلت مشکلات خانوادگی ، عدم درک متقابل (بویژه توسط والدین و مسئولین) عدم اعتماد به نفس ، ناتوانی در تصمیم گیری ، مشکلات آموزش و ....به مشورت بیشتری نیازمند هستند از اینرو ارائه خدمات مشاوره توسط مربیان تربیتی در طول مدت حضور آنها در پایگاه تابستانی نه تنها یک ضرورت بلکه یک امر خدا پسندانه و موثر در جهت تربیت صحیح است.
4- ایجاد ارتباط صمیمی با جوانان شرکت کننده طرح میثاق :
به غیر ازحضور فعال در برنامه ها و همراهی و همفکری مربی با فرا گیران و دانش آموزان و ارائه مشاوره لازم در زمینه های مختلف ، یکی دیگر از مواردی که باید توسط مربیان دنبال گردد ، مسئله ایجاد ارتباط دوستانه با جوانان است . اگر رابطه دوستی و صمیمیت بین مربی و دانش آموزان برقرار شود و اگر فرد مربی مورد پذیرش دانش آموز قرار گیرد در این صورت زمینه لازم برای تربیت فراهم آمده و مربی به راحتی خواهد توانست نکات لازم را در دل و جان دانش آموزش بنشاند و دانش آموز نه تنها در مقابل موارد و مباحث مطرح شده مقاومت نخواهد کرد بلکه بواسطه ارتباط دوستی و ضرورت تداوم آن سعی در اجرای کامل آن خواهد داشت.
5- جهت دادن به فعالیتهای پایگاه تابستانی بسیج(طرح تابستاني)
علاوه بر آنکه مربی می تواند در شکل گیری برنامه های پایگاه در بدوامر مشارکت نماید و با همفکری و مشاوره به مدیر، نوع برنامه های مفید و موثر را به عنوان برنامه های پایگاه منظور نماید پس از شکل گیری برنامه و حین اجرا نیز می تواند با خلاقیت و نوآوری و با ابتکار عمل ، به برنامه های پایگاه و فعالیتهای مرتبط با آن جهت بدهد . یعنی مربی می تواند در خلال مباحث و فعالیتهای مختلف آموزش ، بهره برداری های لازم اخلاقی تربیتی را بنماید و از هر بهانه ای زمینه تربیتی فراهم کند و با طرح نکات مفید و ازرنده مخاطب خود را در جهت مصالح انسانی و رشد و تعالی هدایت نماید.
6- ایجاد روحیه نشاط ، شادابی و صمیمیت بین نوجوانان و جوانان پایگاه تابستانی بسیج(طرح تابستاني)
شادابی و نشاط نه فقط لازمه تعلیم و تربیت است بلکه در حکم هدف بوده و خود بخشی از تربیت به حساب می آید مربی تربیتی باید خود نشاط داشته باشد و شاداب و سرحال بوده سعی کند روحیه شادابی را در بین مخاطبین خود زنده نگه دارد و نگذارد رخوت و بی حالی بر جمع حاکم شود و افراد احساس بی حوصلگی و بی رغبتی پیدا کنند .
اگر مربی موفق شود از بروز مسائلی که سبب بی رغبتی در جمع می شود جلوگیری کند و در کنار آن نگذارد افراد مخاطبش نسبت به هم ستیزه نمایند و رعایت شؤنات آنها صورت گیرد در این صورت علاوه بر شادابی ، صمیمیت نیز بین افراد بوجود خواهد آمد بنابراین مربی تربیتی بایستی از بروز هر نوع آفت و مانع در بین جمع جلوگیری کرده و در جهت عکس آن ، سعی در ایجاد زمینه ها داشته باشد که صمیمیت و شادابی و نشاط از مؤ ثرترین عوامل در تربیت بحساب می آیند.
7- ایجاد فضای مناسب مشاوره و گفتگوی گروهی پیرامون موضوعات تربیتی و اجتماعی
گاهی در یک جمع ضرورت مشورت و گفتگو وجود دارد و افراد نیز خود را نیازمند به آن میدانند و زمینه ایجاد آن فراهم نیست یا افراد مخاطب ، آمادگی لازم برای طرح مشورت و صحنه گفتگو را پیدا نکرده اند . مربی تربیتی بعنوان کسی که هم می تواند نیازها را بدرستی تشخیص بدهد و هم می تواند زمینه برطرف کردن آنها را بوجود آورد وظیفه دارد در کنار سایر وظایف خود هم زمینه مشورت و گفتگو ی جمعی را فراهم آورد و هم با رفع نقاط ضعف افراد آنها را برای حضور در چنین صحنه ای آماده کند. مربی باید فضای درس و بحث را بگونه ای هدایت کند که هیچ سوال مطرح نشده ای در ذهن مخاطب باقی نماند و هر کس بتواند به راحتی نظر و دیدگاه خود را در هر موضوع مطرح نماید.
8- آشنا نمودن نوجوانان و جوانان با سیره تربیتی الگوهای ایثار و شهادت :
در بحث تربیت ، علاوه بر مربی و دانش مورد نیاز، مهمترین عنصر ، ارائه الگوی مناسب برای هر بحث و نظراست . اگر مربی نهایت سعی و تلاش را بعمل آورد و اگر همه اسباب و علل را فراهم کند ولی هیچ نمونه عملی و تحقق نیافته ای برای آن منظور ارائه نکند ، تاثیر تربیتی او کامل نخواهد بود. مخاطب ضمن شنیدن و دیدن موارد مورد نظر مربی ، نیازمند به تطبیق شنیده ها با یک نمونه است . این وظیفه مربی است که نمونه و الگو را معرفی کند و برای ارائه نمونه های عملی و اسوه های اخلاقی چه کسی بهتر از شهدا و الگوهای ایثار . لذا باید مربی سعی کند در هر مورد و برای هر بحثی نمونه ای از بین شهدا و ایثار گران پیدا کند و آنها را بعنوان مصداق بحث خود به نوجوانان و جوانان معرفی کندو متذکر شود که شهدا کسانی بوده اند که توانستند راه تعالی انسانی را به بهترین نحو طی نمایند و به استکمال برسند لذا شهدا الگوی نسل جوانند و جوانان می توانند با تأسی بر آنها و پیروی از روش و عملکرد آنها ، سعادت ابدی خود را تضمین نمایند .
منابع و مآخذ :
1- قرآن كريم
2- نهج البلاغه
3- نهج الفصاحه
4- احمدي - احمد- اصول و روش هاي تربيت در اسلام - دانشگاه اصفهان - 1380
5- انجمن راويان فتح راهنماي راويان فتح - نشر معاونت فرهنگي و پرورشي / مركز اردويي .
6- انواري حسن - فرهنگ بزرگ سخن - نشر سخن
7- بانكي پور فرد امين حسين - تعليم و تربيت از ديدگاه مقام مقام معظم رهبري (ج1) - نشر تربيت اسلامي پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
8- حجتي - سيد محمد باقر - اسلام و تعليم و تربيت - دفتر نشر فرهنگ اسلامي - 1385
9- حجتي محمد باقر - آداب تعليم و تعلم در اسلام - دفتر نشر فرهنگ اسلامي
10- حسني - زهره - تعليم و تربيت در سيره نبوي - مهربرنا- 1386
11- شريعتمداري - علي - تعليم و تربيت اسلامي - اميركبير - 1365
12- فولادي عزت الله - مشاوره همتايان - نشر طلوع دانش
13- قطب - محمد - روش تربيتي اسلام - ترجمه محمد مهدي جعفري - تهران 1362
14- مجلسي محمد باقر - بحارالانوار - تهران - جاويدان
مطهري - تعليم و تربيت اسلامي
15- مطهري مرتضي - تعليم و تربيت در اسلام - نشر صدرا
16- معاونت هماهنگ كننده نمسا - دستورالعمل اجرايي طرح ميثاق
17- واثقي قاسم - درسهايي از اخلاق مديريت - نشر سازمان تبليغات اسلامي
[1] - فاخوري ، تاريخ فلسفه در اسلام ، ج2،ص539،594
[2] - احمدي ، اصول و روش هاي تربيت در اسلام
[3] - مستدرك وسائل ، ج2، ص15
[4] - نهج البلاغه فيض ، ص903
[5] - هوشيار، اصول آموزش و پرورش ، ص18
[6] - صديق ، تاريخ فرهنگي ايران ، 139
[7] - صديق ، تاريخ فرهنگ ايران ، ص166
[8] - قطب ، روش تربيتي اسلام ، ص244
[9] - فاضل جمالي ، تربيت از ديدگاه قرآن ص 63
[10] - شريعتمداري ، تعليم و تربيت اسلامي ، ص117
[11] - دستور العمل اجرایی طرح میثاق - معاونت هماهنگ کننده نمسا
[12] - دستور العمل اجرایی طرح میثاق - معاونت هماهنگ کننده نمسا
[13] - حجتی محمد باقر - آداب تعلیم و تعلم در اسلام- دفتر نشر فرهنگ اسلامی
[14] - دستور العمل اجرایی طرح میثاق معاونت هماهنگ کننده نمسا
|