مهندسي فرهنگي نوع نگاه مسئولين در مهندسي فرهنگي جامعه بر چه مباني، اصول و رويكردي بايد استوار باشد تا اين حركت مبارك بتواند به اهداف خود دست يابد؟ از آنجا كه فرهنگ پايه و اساس تمامي تغيير و تحولات در جوامع بشري ..... شرح : مهندسي فرهنگيپرسش:نوع نگاه مسئولين در مهندسي فرهنگي جامعه بر چه مباني، اصول و رويكردي بايد استوار باشد تا اين حركت مبارك بتواند به اهداف خود دست يابد؟ پاسخ:از آنجا كه فرهنگ پايه و اساس تمامي تغيير و تحولات در جوامع بشري مي باشد بنابر اين مهندسي فرهنگي جامعه نيز بنيادي ترين گام در جهت رشد، توسعه و تكامل جوامع به حساب مي آيد از اين رو درمقام پاسخ به اين سؤال رهنمودهاي مقام معظم رهبري را كه در همين راستا بيان شده به عنوان الهام بخش و فصل الخطاب در قالب محورهاي زير مطرح مي كنيم:1- عزم و جسارت براي تحولالف) تحول يك كلمه است، لكن در پشت اين وجود لفظي، در پشت اين كلمه يك دنيا كار نهفته است.اولا،ً اين كار ما چيست؟ثانياً، با چه هدفي اين كارها قرار است انجام بگيرد؟ثالثاً، چگونه بايد اين كارها انجام بگيرد.ب) اصل اينكه به فكر تحول افتاده ايد و مي خواهيد يك دگرگون سازي عميق در آموزش و پرورش كشور انجام بدهيد حقيقتاً جاي تشكر دارد.همتي به خرج داديد، جرأتي به خرج داديد، اسم تحول آورديد.چون گاهي نظام ها، آنچنان به نظر ماندگار و به هم جوشيده و غيرقابل تغيير به نظر مي رسند كه انسان جرأت نمي كند به آنها به قصد تغيير و تبديل نزديك شود.2- جايگاه محوري نظام آموزش و پرورشالف) آموزش و پرورش مهمترين كار يك كشور است.اگر كشوري بخواهد به عزت مادي، به سعادت معنوي، به سيطره سياسي، به پيشروي علمي، به آباداني زندگي دنيا، به هر آرزويي بخواهد دست پيدا كند، بايد به آموزش و پرورش به عنوان يك كار بنيادي بپردازد.ب) اگر آموزش و پرورش، كه تقريباً دوازده سال از بهترين فصل عمر يك انسان را در اختيار دارد، به شكل مطلوبي كار كند، باعث مي شود كه جواني كه در اين جا ساخته شده و قالب گيري شده، صورت بندي شده، ديگر كمتر احتمال تغيير بنياني درحوادث آينده در او مي رود.ج) آموزش و پرورش رابه عنوان يك مصرف كننده نبايد در نظر گرفت، به عنوان يك توليدكننده، آن هم توليدكننده مهمترين و اساسي ترين عنصر براي پيشرفت كشور ]انسان[ بايد در نظر گفت.3- هدف از تحول در آموزش و پرورشمحصول و خروجي آموزش و پرورش را چه مي خواهيم باشد؟ما مي خواهيم آن كسي كه از آموزش و پرورش خارج مي شود و بعد از سيزده سال، انساني باشد با برجستگي هاي اخلاقي، برجستگي هاي فكري و مغزي، و با تدين، يك چنين انساني مي خواهيم.از نظر اخلاقي: انساني باشد شجاع، خوشخو، خيرخواه، خوش بين، اميدوار، بلندهمت، مثبت در قضاوتها و...از لحاظ خصوصيات فكري: خلاق، پرسشگر، اهل فكر، اهل نوآوري مايل به ورود در ميدانهاي بسيار وسيع نادانستنيهاي بشر براي كشف دانستنيها و افكندن نور علم به وادي مجهولات.از جنبه رفتاري: آدم منضبط، قانون شناس.درست است كه انسانها يكسان نيستند، ژنهاي گوناگون و مؤثرات گوناگون خلقتي آدمها را با اختلافاتي به وجود مي آورد اما به طور معمول و عام، هم انسانها نقش پذيرند.روزنامه کیهان6/8/87
كليه حقوق اين سايت متعلق به سازمان بسيج فرهنگيان مي باشد.